Shadows of Oblivion: From Causes to Consequences of Violence Against the Elderly

Document Type : Review Article

Authors

Department of Social Sciences, Faculty of Law and Social Sciences, University of Tabriz, Tabriz, Iran

Abstract

Background and Aim: Demographic evidence suggests a shift towards aging societies, and with the increase in their population, violence against the elderly has emerged as a complex social issue requiring attention, effective action for prevention, and finding solutions to combat violence. This research aims to gather the necessary information in this area because Iran society is going to aging.
 
Data and Method: This study employs a qualitative approach and thematic analysis method to examine violence against the elderly, and for this purpose, it has extracted and classified the relevant literature on the subject. In this regard, related keywords were searched in scientific information databases, and ultimately, 56 articles were selected for final analysis.
 
Findings: The findings of the research are categorized into four main themes, including "important facilitators," "types of violence," "lost voices" (neglecting the voices of victims), and "social consequences," ultimately resulting in a core category titled "shadows of forgetfulness." Shadows are the apparent symbols of the elderly that do not seem to show any signs of pain and suffering. Forgetfulness is a sign of society's neglect of the needs and rights of the elderly.
 
Conclusion: Violence against the elderly is a complex social issue, but it seems to stem from neglecting the needs and rights of this vulnerable group. Therefore, greater societal attention is needed, along with effective measures to prevent violence against the elderly.
 
Key Message: Ignoring the voices of victims leads to collective amnesia and the neglect of the rights of the elderly, indicating a need to reconsider social approaches.

Keywords


مقدّمه و بیان مسأله

سالمندی به‌عنوان یک مرحله طبیعی از چرخه حیات بشر، با چالش‌ها و فرصت‌های خاص خود همراه است. در عصر حاضر، افزایش امید به زندگی و بهبود شرایط بهداشتی موجب رشد بی‌سابقه جمعیت سالمندان شده است. این پدیده تأثیرات عمیقی بر ساختار اجتماعی و اقتصادی جوامع دارد و نیازمند توجه ویژه به حقوق و رفاه این قشر آسیب‌پذیر است. در حال حاضر، 650 میلیون نفر سالمند بالای شصت سال در جهان زندگی می‌کنند و پیش‌بینی می‌شود این رقم تا سال 2050 به دو میلیارد نفر برسد (نوذرپور و همکاران، 1401). ایران نیز از این پدیده مستثنی نیست و براساس سرشماری سال 1395، تعداد سالمندان کشور هفت و نیم میلیون نفر، معادل 3/9 درصد جمعیت بوده که اکنون نزدیک به 10 درصد را تشکیل می‌دهد (پروائی و آزاد ارمکی، 1400: 11-10). از آنجایی که افراد بر حسب سنی که در آن قرار دارند نیازها و توانایی‌های متفاوتی دارند، لـذا تغییـرات سـاختار سـنی جمعیت نیز تأثیرات عمیقی را بر شرایط اقتصادی اجتماعی، بهداشتی و درمانی کشور خواهد داشت. این موضوع لزوم توجـه بـه تغییـرات ساختار سنی جمعیت در برنامه‌ریزی‌های آینده را ضرورت می بخشد. به جرأت می توان گفت که عامـل اصـلی موفقیـت برنامـه‌ریزی‌های کشور در آینده، شناخت روند تغییرات ساختار سنی جمعیت کشور و برنامه‌ریزی براساس وزن جمعیت در گروه‌های سنی است (ترکاشوند و ایران‌نژاد، 1403). پیامدهای افزایش جمعیت سالمندان در ایران و جهان، چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی جوامع را در قرن حاضر برجسته کرده و عدم توجه کافی به سالمندان را نشان می‌دهد (یکه‌فلاح و همکاران، 1397: 134). با توجه به تغییرات اجتماعی و اقتصادی در اکثـر کشـورهای جهـان مسـائل پیرامـون سـالمندان از قبیـل بـالارفتن هزینه‌های خدمات بهداشتی و رفاهی به موازات نیاز به فراهم کردن خدمات برای تعداد روز افزونی از سالمندان پیچیده شـده است و نیاز به برنامه‌ریزی و سیاستگذاری جامع و دقیـق دارد. در گذشـته حمایـت از سـالمندان معمـولاً از طریـق توافقـات غیررسمی خانواده و جامعه ارائه میشد. امّا امروزه این گونه توافقات و ارائه حمایتهای مورد نیـاز سـالمندان تقریبـاً در همـۀ جوامع تضعیف شده است. در اکثر جوامع پیشرفته حمایت از سالمندان توسط مراقبتهـای بهداشـتی دولتـی و سـازمانهای بازنشستگی خصوصی ارائه می‌شود (سجودی، نیازی و فرهادیان، 1401: 195).

با افزایش جمعیت سالمندان در جهان تعداد سالمندانی که در مواجه با خشونت و آزار قرار می‌گیرند و آن را تجربه می‌کنند بیشتر می‌شود. پژوهش‌های انجام شده توسط سازمان جهانی بهداشت و سازمان ملل[1] نشان می‌دهد که خشونت علیه سالمندان یکی از مهم‌ترین مواردی است که که بهزیستی و کیفیت زندگی سالمندان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. همچنین پژوهش‌های سازمان‌های مذکور نشان می‌دهد که سوء استفاده از سالمندان شایع، قابل‌پیش‌بینی، گاهی پرهزینه و در برخی موارد کشنده است (Andrade et al., 2020).

آزار سالمندان به انواع مختلفی از جمله روانی، ذهنی، جسمی، جنسی و استثمار مالی تقسیم می‌شود. آزار جسمی شامل آسیب فیزیکی به فرد سالمند است که ممکن است منجر به جراحات شود. سوء استفاده جنسی به فعالیت‌های غیرتوافقی اشاره دارد و آزار روانی شامل تهدیدهای کلامی، ارعاب و ایجاد اضطراب است. استثمار مالی نیز شامل تغییر در اسناد قانونی، دزدی وسایل ارزشمند و بررسی بدون اجازه حساب‌های بانکی است (Dong, 2015). سالمندان به‌ویژه زنان، معلولین، افرادی با وضعیت سلامت بد و کم درآمدها بیشتر در معرض خشونت قرار دارند. کیفیت روابط نزدیک و شرایط زندگی مشترک بر میزان خشونت تأثیرگذار است و سلامت روان سالمندانی که مورد آزار قرار می‌گیرند، در معرض خطر بیشتری است. با وجود تأکید فرهنگ ایرانی و اسلامی بر احترام به سالمندان، گزارش‌ها نشان می‌دهد که رواج خشونت علیه سالمندان ایرانی فراتر از حد انتظار است (ایران‌فر، 1397). صباغچی و همکاران (1403) اشاره می‌کنند که بازتاب انتظارات هنجاری رایج پیرامون اهمیت نقش حمایت‌های بین‌نسلی فرزندان در قبال والدین را می‌توان در این گفتار زبانزد دریافت که فرزندان عصای دست والدین در دوران پیری و از کارافتادگی هستند. علاوه ‌براین، از گذشته دور اخلاقیات آرمانی خانواده ایرانی، بر احساس وظیفه و تکلیف فرزندان در قبال والدین برای جبران زحمت‌ها و محبت‌های پدر و مادر استوار بود و آموزه‌های مذهبی جامعه ایران نیز بر این تعهدات بین نسلی فرزندان مهر تأیید می‌زد (صباغچی، عسکری‌ندوشن و روحانی، 1403، 138) اما تغییرات اجتماعی در دهه‌های گذشته مناسبات بین‌نسلی خانواده و ماهیت مراقبت‌های خانوادگی از سالمندان را تغییر داده است. با این اوصاف، نسل‌هایی که پس از دهه اول 1400 شمسی وارد دوره سالمندی خواهند شد، وضعیت بسیار متفاوتی را تجربه خواهند کرد.

اغلب داده‌های مربوط به خشونت و سوءاستفاده علیه سالمندان بیش از آن چیزی است که در جوامع مختلف گزارش می‌شود. زیرا این مهم تا حد زیادی توسط افراد سالمند و خانواده‌ها پنهان نگه داشته می‌شود. در موارد دیگر این خشونت توسط سازمان‌های مسئول نادیده انگاشته می‌شود (Dildar & Saeed, 2012: 662) و به نظر می‌رسد ادبیات موضوعی درباره خشونت، بیشتر به کودکان و زنان می‌پردازد. پرداختن به خشونت علیه سالمندان اگرچه در دهه‌های اخیر رشد داشته است و پژوهشگران را به خود مشغول ساخته اما آنچنان که باید نیز به آن توجه نشده است (Jagielska, 2015). خشونت علیه سالمندان به‌عنوان یک موضوع جدی و قابل‌توجه، نیازمند بررسی و تحلیل بیشتری است. این نوع خشونت می‌تواند در اشکال مختلفی از جمله سوءاستفاده جسمی، عاطفی، مالی و غفلت بروز کند و می‌تواند در محیط‌های مختلفی مانند خانواده، مراکز مراقبت و بیمارستان‌ها اتفاق بیفتد. با توجه به افزایش جمعیت سالمندان و تغییرات دموگرافیک، عدم توجه کافی به این موضوع می‌تواند عواقب وخیمی برای سلامت و کیفیت زندگی این قشر آسیب‌پذیر به دنبال داشته باشد (Santos et al., 2020).

پژوهش حاضر سعی داشته تا با خوانش مجدد یافته‌های پژوهش‌های متعدد پیشین در حوزه خشونت و آزار علیه سالمندان و ترکیب، تلخیص و تحلیل آنها، علل زمینه‌ساز و بسترسازهای خشونت علیه سالمندان را توام با پیامدها و چالش‌های اجتماعی آن در کنار هم گردآورد. هدف آن است که این نوآوری بتواند به ادراک بهتر و جامع این پدیده کمک کند. انجام پژوهش‌های متعدد در حوزه خشونت و آزار علیه سالمندان به منظور کمک به متخصصان حوزه آسیب‌های اجتماعی و سالمندان در جهت رسیدگی به گزارش‌های دریافتی از سوی سالمندان مورد خشونت واقع شده مهم و حیاتی به نظر می‌رسد از این رو پژوهش حاضر سعی در ترکیب، تلخیص و تحلیل مطالعات موجود در این حوزه را دارد. همچنین انجام این پژوهش ضمن هماهنگ‌سازی تلاش‌های پژوهشگران ایرانی و دیگر جوامع منبع مناسبی برای سازمان‌های متولی از جمله بهزیستی، متخصصان بهداشت و درمان، حقوقدانان، روان‌شناسان، جامعه‌‌شناسان، ارائه‌دهندگان خدمات و سیاست‌گذاران اجتماعی باشد. بدین منظور مطالعه حاضر در جستجوهای خود در پی پاسخ به این قبیل سئوالات است که:  چه انواعی از خشونت‌ها علیه سالمندان وجود دارد و ویژگی‌های آن‌ها چیست؟ عوامل زمینه‌ساز و بسترساز این خشونت‌ علیه سالمندان کدامند و چگونه بر وقوع این پدیده تاثیر می‌گذارند؟ چالش‌ها و پیامدهای اجتماعی خشونت علیه سالمندان چیست؟

 

پیشینه تجربی

مطالعات مروری می‌توانند به درک بهتر ابعاد مختلف این مسئله و همچنین شناسایی شکاف‌های موجود در ادبیات علمی کمک کند. این نوع از مطالعات به‌عنوان ابزارهای تحقیقاتی ارزشمند، به جمع‌آوری، تحلیل و مقایسه نتایج چندین مطالعه مستقل می‌پردازند و به این ترتیب، تصویری کلی از وضعیت موجود ارائه می‌دهند. مطالعات مروری که به روش‌های گوناگونی انجام می‌شوند می‌توانند به شناسایی الگوها، روندها و چالش‌های مشترک در حوزه‌ای خاص کمک کنند و به پژوهشگران و تصمیم‌گیرندگان اطلاعات مفیدی ارائه دهند. بررسی پیشینه موجود در موضوع پژوهش نشان می‌دهد اغلب این مطالعات در خصوص میزان شیوع پدیده خشونت سالمندان، شاخص‌های سنجش وقوع آن و میزان انعکاس آن در رسانه‌ها، پرداخته‌اند. پژوهش حاضر تلاش نموده با نگاهی بدیع به شکلی جامع به انواع، عوامل زمینه‌ساز و علّی و همچنین پیامدهای اجتماعی خشونت علیه سالمندان به صورت همزمان بپردازد. اهمیت این کار در آن است که با توجه به تغییرات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در جوامع که بر خشونت علیه سالمندان تأثیر می‌گذارد، انجام چنین مطالعه‌ای می‌تواند به‌روزرسانی اطلاعات و یافته‌ها را تضمین کنند و به پژوهشگران کمک کنند تا با آگاهی از پیشینه موضوع مورد نظر، با جدیدترین شواهد و نتایج موجود نیز آشنا شوند. جدول 1 به برخی از مطالعات مروری مرتبط با خشونت علیه سالمندان اشاره می‌کند که به‌عنوان پیشینه‌ تجربی مورد توجه پژوهش حاضر قرار گرفته است:

 

ملاحظات نظری

داشتن یک پشتوانه نظری قوی در پژوهش‌های کیفی، نه تنها به غنای تحلیل‌ها کمک می‌کند، بلکه این امکان را فراهم می‌کند که از دریچه‌های مختلف به پدیده مورد نظر بنگریم. «نظریه‌های متنوع و مرتبط به‌عنوان ابزاری برای حساسیت نظری، به ما کمک می‌کند تا پیچیدگی‌های موضوع را درک کنیم و ابعاد پنهان آن را روشن‌تر سازیم. این رویکرد نه‌تنها به توصیف دقیق‌تر و عمیق‌تر یافته‌ها منجر می‌شود، بلکه زمینه‌ساز ارتباطات معنادار میان داده‌ها و نظریه‌ها می‌شود» (حاجیلو، آقایاری‌هیر و پیل‌وری، 1403). به‌عبارتی، این انتخاب‌های نظری مانند لنگرهایی عمل می‌کنند که ما را در دریای وسیع اطلاعات و تجربیات انسانی هدایت کرده و به کشف الگوها و روابطی می‌انجامند که در غیر این صورت ممکن است نادیده گرفته شوند. در پژوهش حاضر تلاش شده گزیده‌ای از نظریه‌ها که به تبیین یافته‌های پژوهش کمک می‌کنند در این بخش مدنظر قرار گیرند.

درک چالش‌ها و راه‌حل‌های مرتبط با سالمندی باید از منظر قدرت و ساختارهای اجتماعی و اقتصادی صورت گیرد، نظریه اقتصاد سیاسی سالمندی بر این نکته تأکید دارد. به عبارتی، مشکلات و راه‌حل‌ آن‌ها نباید به‌طور جداگانه بلکه در بستر سیاسی و اقتصادی که افراد را احاطه کرده است، بررسی شوند. نظریه‌پردازان این رویکرد معتقدند که چالش‌های فردی سالمندان ریشه در نقش‌های اجتماعی و نظام سرمایه‌داری دارند (براون، کلی و هلی‌ای، 1402). استس[7] به استفاده از مفاهیم سی رایت میلز (1959) در تمایز بین مشکلات شخصی و مسائل عمومی اشاره می‌کند. میلز تأکید می‌کند که بسیاری از مسائلی که به‌عنوان مشکلات فردی شناخته می‌شوند، در واقع مسائل عمومی هستند. او اصطلاح تخیل جامعه‌شناختی را برای توصیف توانایی درک بستر ساختاری مشکلات فردی ابداع کرد (Estes, 2014). براساس این دیدگاه، سالمندان به‌خاطر مشکلاتی که خودشان ایجاد نکرده‌اند، مورد سرزنش قرار می‌گیرند و نمی‌توانند به‌تنهایی وضعیت اجتماعی خود را تغییر دهند؛ زیرا این ساختارهای اجتماعی هستند که چالش‌های مربوط به سن و سالمندی را به وجود می‌آورند (براون، کلی و هلی‌ای، 1402).

در زمینه خشونت علیه سالمندان، نظریه تضاد می‌تواند به‌عنوان یک چارچوب تحلیلی مؤثر عمل کند. سالمندان اغلب در معرض نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی قرار دارند که ناشی از ساختارهای قدرت موجود در جامعه است. این نابرابری‌ها می‌توانند به شکل خشونت فیزیکی، عاطفی یا مالی بروز پیدا کنند. با توجه به اینکه سالمندان معمولاً منابع کمتری نسبت به نسل‌های جوان‌تر دارند، آسیب‌پذیری آن‌ها در برابر خشونت افزایش می‌یابد. در بسیاری از موارد، خشونت علیه سالمندان نه تنها نتیجه رفتارهای فردی بلکه ناشی از ساختارهای اجتماعی است که نابرابری‌های قدرت را بین نسل‌ها تقویت می‌کند (Fundinho, Pereira & Ferreira-Alves, 2021).

بخش مهمی از ساختارهای اجتماعی مربوط به مسئله جنسیت است که در رویکردهای مختلف فمنیستی مورد توجه قرار می‌گیرد. محوریت تمام نظریات فمنیستی، ارتقاء آگاهی زنان نسبت به واقعیت‌های ستم‌گرانه‌ای است که بر آن‌ها تحمیل شده است. پیل‌وری (1403) در بررسی خود اشاره می‌کند که گارنر[8] (1999) در سالمندشناسی فمینیستی بیان می‌کند که ناآگاهی اجتماعی زنان نسبت به نابرابری‌های موجود در طول زندگی‌شان در دوران سالمندی افزایش می‌یابد. او همچنین اشاره می‌کند که گزینه‌های مراقبت بهداشتی از دیدگاه جنسیتی نابرابر هستند و بسیاری از دانش‌ها درباره بیماری‌ها از منظر مردانه شکل گرفته‌اند و برای زنان سالمند کارایی ندارند (پیل‌وری، 1403).

حسینی و همکاران (1402) برای طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه ارتقای سلامت روان در میان زنان شاغل دارای تعارض کار و زندگی، به نظریه استرس و سازگاری، که به‌ویژه توسط روان‌شناس آمریکایی، ریچارد لازاروس[9] و همکارش، سوزان فولکمن[10] که در اوایل دهه 1980 مطرح شد، اشاره کرده‌اند تا به بررسی چگونگی تأثیر استرس بر سلامت روانی و جسمانی افراد و نحوه سازگاری آن‌ها با شرایط استرس‌زا بپردازند. براین اساس آن‌ها استرس را به‌عنوان یک فرآیند پیچیده بین فرد و محیطش در نظر گرفته‌اند که ارزیابی شناختی فرد از یک موقعیت استرس‌زا نقش کلیدی در واکنش او دارد. این ارزیابی شامل دو مرحله است: ارزیابی اولیه، که در آن فرد تشخیص می‌دهد آیا موقعیت تهدیدآمیز است یا خیر، و ارزیابی ثانویه، که در آن منابع موجود برای مقابله با تهدید بررسی می‌شود. توانایی افراد در مدیریت استرس و سازگاری با چالش‌های زندگی به ادراک آن‌ها از وضعیت و منابعشان بستگی دارد (حسینی و همکاران، 1402). در زمینه خشونت علیه سالمندان، این نظریه می‌تواند به‌عنوان یک ابزار تحلیلی کارآمد عمل کند. سالمندان به دلیل تغییرات جسمانی، اجتماعی و اقتصادی ممکن است در معرض انواع مختلفی از استرس قرار گیرند، از جمله نابرابری‌های اجتماعی، تنهایی و وابستگی به دیگران. تجربه خشونت نه تنها آسیب جسمی بلکه فشارهای روانی شدیدی را نیز به همراه دارد که می‌تواند منجر به اضطراب، افسردگی و کاهش کیفیت زندگی شود (Gholipour, Khalili & Abbasian, 2020).

براساس این نظریه، واکنش سالمندان به خشونت و شرایط استرس‌زا به ارزیابی آن‌ها از موقعیت و منابع مقابله‌ای بستگی دارد. اگر سالمندان احساس ناتوانی در کنترل وضعیت خود داشته باشند، احتمالاً واکنش‌های منفی بیشتری را تجربه خواهند کرد. همچنین، کمبود منابع حمایتی مانند خانواده و خدمات اجتماعی می‌تواند شدت تجربه خشونت را افزایش دهد. بنابراین، تحلیل خشونت علیه سالمندان از منظر نظریه استرس و سازگاری به ما کمک می‌کند تا تأثیر عوامل روان‌شناختی و اجتماعی را در تجارب خشونت درک کنیم و راهکارهایی برای حمایت از این گروه آسیب‌پذیر ارائه دهیم.

 

روش و داده‌های پژوهش

بررسی حاضر از نوع کیفی و به شیوه تحلیل مضمون و برپایه تحلیل اسنادی موجود در موضوع پژوهش صورت پذیرفته و سعی بر آن داشته با بررسی و مطالعه ادبیات موجود به شیوه مرور حیطه‌ای[11] به استخراج، طبقه‌بندی، تلخیص و کشف اطلاعات از متن داده‌های به دست آمده پژوهش‌های پیشین بپردازد. به این منظور بعد از بیان مسئله و مشخص شدن اهداف مطالعه مرورگرهای علمی جست‌جو انتخاب شد. چون موضوع مورد مطالعه مسئله‌ای میان رشته‌ای است و آن را می‌توان از وجوه مختلف پزشکی، جامعه‌شناسی، حقوق، روان‌شناسی، سیاست‌گذاری اجتماعی و توسعه و رفاه مورد بررسی قرار داد، سعی بر آن بوده تا حداکثر تنوع در استفاده از مرورگرهای علمی رعایت شود. بدین منظور مرورگرها، موتورهای جستجو و پایگاه‌های علمیِ جهاد ‌دانشگاهی، پورتال جامع علوم انسانی، پایگاه مجلات تخصصی نور (نورمگز)، علم نت، پاب‌مد، اسپیرینگر و گوگل‌اسکالر جهت جست‌جو انتخاب شدند. سپس کلیدواژه‌های سوء رفتار با سالمندان، بدرفتاری با سالمندان، خشونت علیه سالمندان، آزار سالمندان، پیامدهای خشونت علیه سالمندان به زبان‌های فارسی و انگلیسی مورد جستجو قرار گرفت.

این مطالعه تنها پژوهش‌های انجام شده به زبان‌های فارسی و انگلیسی را مورد توجه قرار داده و تنها اسنادی که در سال‌های 2000 تا 2024 میلادی و 1380 تا 1403 شمسی منتشر شده بودند بررسی شدند. مقالات کنفرانسی، گزارش‌های پژوهشی، موارد تکراری و فصل‌های کتاب‌ها که موضوعات آن‌ها متنوع، دسترسی به آن‌ها محدود بود از روند بررسی کنار گذاشته شدند، سپس مجموع مقالات به دست آمده از مرورگرهای علمی 3578 شد. در گام بعد آن دسته از مقالات که عنوان‌شان با موضوع مورد مطالعه غیرمرتبط بود از چرخه بررسی کنار گذاشته شدند و تعداد مقالات در این مرحله به 1239 تقلیل یافت. در مرحله بعد چکیده مقالات موجود در چرخه بررسی مورد مطالعه دقیق قرارگرفت و موارد غیرمرتبط با پرسش‌های اصلی تحقیق کنار گذاشته شدند. در گام آخر متن کامل 135 مقاله مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت و تعداد 56 مقاله منتشر شده برای بررسی در این مطالعه انتخاب شدند.

در مرحله بازخوانی مقالات انتخاب شده ابتدا با تکنیک کدگذاری انتسابی با توجه به اطلاعات مربوط به سال انتشار، تخصصی بودن نشریات، سؤال تحقیق، ارجاعات نظری، روش و یافته‌های کلیدی دسته‌بندی شدند. «شیوه کدگذاری از نوع انتسابی شیوه‌ای معمول در مطالعات کیفی است به‌ویژه مطالعاتی که داده‌های آن‌ها بسیار متنوع و گوناگون هستند. به بیان دیگر کدگذاری انتسابی شیوه‌ای برای نشانه گذاری اطلاعات پایه‌ای است» (استراوس و کوربین، 1394). سپس مقالات با شیوه کدگذاری کل‌نگرانه بررسی شدند. در تکنیک کدگذاری کل‌نگرانه به جای کدگزاری خط به خط داده‌های به دست آمده یک کد واحد به مجموع داده‌های به دست آمده تعلق می‌گیرد. برای یافتن مطالب مورد نظر از روش خواندن موجی شکل استفاده شد، بدین منظور پس از مطالعۀ چندین منبع، برداشت‌های نظری از مطالب یادداشت و دربارۀ آن‌ها تأمل می‌شود و سپس خواندن بقیه پژوهش‌ها و مرور مجدد مفاهیم و مقولات و یادداشت‌های نظری انجام می‌شود. شکل 1 مراحل اجرا و خلاصه روش مورد استفاده پژوهش را نشان می‌دهد. مشخصات دقیق مقالات داخلی و خارجی مورد بررسی در این پژوهش پس از فهرست منابع در جدول پیوست درج شده است.

 

یافته‌های پژوهش

پژوهش‌های مروری به مثابه نقشه‌برداری از سرزمین‌های ناشناخته علم عمل می‌کنند. این نوع پژوهش‌ها با تجزیه و تحلیل جامع و سیستماتیک مطالعات موجود در یک حوزه خاص، به شناسایی الگوها و شکاف‌های تحقیقاتی می‌پردازند. یافته‌های این پژوهش محصول واکاوی 56 مقاله داخلی و خارجی در زمینه خشونت علیه سالمندان است. برای توصیف وضعیت ادبیات موجود در موضوع پژوهش و شفافیت داده‌ها جدول 2 تعداد و درصد مقالات را براساس معیارهای بررسی دسته‌بندی کرده است.

برای یافتن پاسخ سئوالات پژوهش حاضر منابع مذکور به دقت مورد بررسی قرار گرفته و منجر به شناسایی چهار مقوله اصلی شامل "بسترسازهای مهم زمینه‌ساز"، "گونه‌های ستمگری و خشونت"، "صداهای گم شده" و "پیامدهای اجتماعی" است. شرح مختصری پیرامون هریک از این چهار مقوله براساس محتوای منابع مورد بررسی در پی آمده است.

1) گونه‌های خشونت

خشونت به معنی وضعیت یا حالتی است که فرد مورد بدرفتاری قرار گرفته‌ است. خشونت علیه سالمندان در انواع و طیف‌ها مختلفی قرار می‌گیرند. انواع مختلف خشونت علیه سالمندان، در این بخش مورد بررسی و بازخوانی و شمارش قرار گرفته‌اند. هر یک از این انواع دارای ویژگی‌ها و پیامدهای خاص خود و نیازمند توجه ویژه‌ای می‌باشند. جدول 3 خلاصه اطلاعات مستخرج از مقالات مورد بررسی در خصوص انواع خشونت علیه سالمندان را نشان می‌دهد.

یکی از پرتکرار‌ترین انواع خشونت که در متون مختلف به آن اشاره شده است "خشونت جسمانی" است و دومین خشونتی که در پژوهش‌های مختلف به آن اشاره شده است "خشونت روانی" است  (نوذرپور و همکاران، 1401؛ ایران‌فر، 1397؛ مولایی، اعتماد، و طاهری تنجانی، 1396؛ خانلری و همکاران، 1394؛ قدوسی، فلاح‌یخدانی و عابدی، 1393).

بررسی‌ دقیق در متن مقالات نشان می‌دهد شیوع میزان خشونت تجربه شده توسط سالمندان در مناطق جغرافیایی مختلف، متفاوت است. به‌عنوان نمونه شایع‌ترین نوع خشونت تجربه شده توسط سالمندان ایرانی خشونت روانی است که به شکل کلامی رخ می‌دهد. این نوع خشونت عزت نفس فرد سالمند را تهدید می‌کند و یا موجب ترس و وحشت در او می‌شود (نوذرپور و همکاران، 1401). طبق نتایج مقالات خارجی مورد بررسی، شایع‌ترین نوع خشونت تجربه شده خشونت فیزیکی است به‌طوری‌که 3/66 درصد زنان سالمند در شمال برزیل خشونت فیزیکی را تجربه می‌کنند (Oliveira et al., 2023)، در آمریکا نیز بیشترین خشونت تجربه شده توسط سالمندان از نوع فیزیکی بوده (Smith, 2012)، در هند، ترکیه و سوئد نیز شایع‌ترین خشونت تجربه شده به شکل روانی و از نوع کلامی بوده است (Skirbekk & James, 2014; Ergin et al., 2012; Aström et al., 2004).

خشونت جنسی یکی دیگر از انواع خشونت‌ علیه سالمندان است. عاملان این نوع خشونت می‌تواند شریک زندگی، مراقبین، دوستان و آشنایان و شخص ناشناس باشد (قدوسی فلاح‌یخدانی و عابدی، 1393؛ ایران‌فر، 1397؛ حاجیلو، آقایاری هیر و پیل‌وری، 1403؛ Barcelos et al., 2019; Araujo, Sousa & Marques, 2021; Chopin & Beauregard, 2020). اگرچه اغلب خشونت‌های جنسی گزارش شده در ارتباط با زنان و نیز سالمندان ناتوان در خانه سالمندان بوده (نوذرپور و همکاران، 1401) اما این بدان معنی نیست که مردان سالمند مورد خشونت و آزار جنسی قرار نمی‌گیرند بلکه اغلب از بیان آن ابا دارند و یا آزار خود را به‌عنوان رفتار خشونت‌آمیز جنسی تلقی نمی‌کنند (حاجیلو، آقایاری‌هیر و پیل‌وری، 1403).

 یکی دیگر از انوع خشونت‌های شناخته شده علیه سالمندان "خشونت اجتماعی" است که برخی منابع از آن تحت عنوان "خشونت سیستماتیک" یاد کرده‌اند (Hirt et al., 2018; Garbin et al., 2018). نادیده گرفتن منزلت سالمند، عدم ارائه رفاه و حمایت اجتماعی، عدم توجه به تمایلات فردی سالمند، زیر سئوال بردن عقاید سالمندان، اجازه ندادن به تعامل با سایر افراد، فقدان مراکز فرهنگی و ورزشی مخصوص سالمندان، محدودیت تردد در سطح شهر و معابر شهری، عدم ارائه بهداشت عمومی، خدمات بهداشتی و بیمارستآنهای تخصصی مخصوص سالمندان از جمله مهم‌ترین خشونت‌های اجتماعی شناخته شده علیه سالمندان است (نوذرپور و همکاران، 1401؛ Mahmoud et al., 2020; Jackson & Mallory, 2009). "خشونت دیداری" یکی دیگر از انوع خشونت علیه سالمندان است. در پاره‌ای از موارد فرد مراقبت‌کننده از سالمند به دلیل تاب‌آوری اندک و فشارهای ناشی از مراقبت سالمندان به خودزنی، خود آسیب رسانی و اعمال خشونت بر خود را مقابل دیدگان شخص سالمند انجام می‌دهند که این عمل موجب تشویش و آزار برای فرد سالمند می‌شود (Aström et al., 2004). "خودغفلتی" نیز یکی از خشونت‌ها علیه سالمندان است. که توسط خود فرد سالمند نسبت به خود انجام می‌شود. در این نوع خشونت سالمند علیه خود خشونت اعمال می‌کند. عدم توجه به سلامتی و بهداشت فردی خود، عدم تلاش برای زندگی، عدم استفاده یا استفاده نادرست از داروها، عدم توجه به درمان‌های پزشکی از جمله موارد مهم در این نوع خشونت به شمار می‌آیند (Mustaffa & Akhir, 2023).

 "خشونت اقتصادی" و یا "استثمار سالمندان"، از دیگر خشونت‌های رایج علیه آنان است. دیدن حساب بانکی افراد بدون اجازه شخصی، برداشت و سرقت از سالمندان، تغییر در اسناد اقتصادی آنان به نفع دیگران از جمله مهم‌ترین موارد این نوع خشونت علیه سالمندان است (مولایی، اعتماد و طاهری‌تنجانی، 1396؛ نصیری و همکاران، 1394؛ حسینی و همکاران، 1395؛ هروی کریموی و همکاران، 1390؛ کریمی و الهی، 1387؛ Hentati & Matoussi, 2019). "غفلت از مراقبت" یکی دیگر از شیوه‌های خشونت علیه سالمندان است. به‌عنوان نمونه: عدم ارائه غذا، پوشاک، مراقبت‌های پزشکی، عدم رعایت بهداشت فرد سالمند، ارائه ملافه‌ و لباس‌های کثیف، کوتاه نکردن مو و ناخون‌های سالمند، عدم ارائه آب کافی از جمله مواردی از غفلت‌های فرد مراقبت‌کننده از سالمند می‌تواند باشد (قاسمی، حسین پور و سمیعی، 1399).

 

 2) بسترسازهای مهم

خشونت پدیده‌ای است که در بعدی از زمان و مکان رخ می‌دهد و نه تنها می‌تواند سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی افراد را به خطر ‌اندازد بلکه عواقب و تاثیرات آن می‌تواند کل حیات اجتماعی را تهدید ‌کند (حسینی مقدم و همکاران، 1401). یافته‌های پژوهش حاضر در خصوص عوامل و بسترهای منجر به خشونت علیه سالمندان نشان می‌دهد عوامل متعدد مختلفی در این مهم تاثیرگذار هستند که در جدول 4 خلاصه شده‌اند. 

فقر اقتصادی و مشکلات مالی فرد سالمند و خانواده او یکی از عوامل زمینه‌ساز وقوع خشونت است. فقر رابطه تنگاتنگ و نزدیکی با خشونت دارد به‌طوری‌که افراد با توان مالی کمتر بیشتر خشونت را در زندگی روزمره خود تجربه می‌کنند. به نظر می‌رسد مشکلات مالی بر میزان خشونت تجربه شده علیه سالمندان اثر گذار است. «در وهله‌ نخست فرد سالمند به موجب رفع نیازهای اولیه به لحاظ اقتصادی به اطرافیان و فرزندان خود وابستگی پیدا می‌کند و خانواده نیز به این دلیل که با منابع مالی و چالش‌های سنگین و هزینه‌های پزشکی سالمند مواجه می‌شود از خود رفتار خشونت‌آمیز نشان می‌دهد و فرد سالمند به خاطر وابسطه بودن اقتصادی این سلطه را می‌پذیرد» (Alarcon et al., 2019). حاجیلو، آقایاری هیر و پیل‌وری (1403) نیز در پژوهش خود به اهمیت مسائل اقتصادی و نیازهای اولیه با خشونت تجربه شده سالمندان تاکید کرده‌اند. نتایج تحقیقات خارجی نیز به این نکته اشاره شده که در اغلب موارد وقوع خشونت علیه سالمندان مسائل اقتصادی و وابستگی فرد سالمند به مراقبت‌کننده‌ خود است (Oliveira et al., 2023). پژوهش مصطفی و آخیر (2023) نشان می‌دهد سالمندان غیرشاغل بیشتر از سالمندان شاغل خشونت را تجربه می‌کنند. همچنین شاغل بودن فرزندان نیز در تجربه سالمندان از خشونت تاثیرگذار است، سالمندانی که فرزندان یا خویشاوندان آن‌ها آینده‌ شغلی و شغل خود را در اولویت قرار می‌دهند از سوی فرزندان و جامعه خشونت بیشتری را تجربه می‌کنند.

تصویرگری خشونت در رسانه به‌ویژه تلویزیون یکی از دیگر عوامل مهم بسترساز در افزایش خشونت علیه گروه‌های آسیب‌پذیر، از جمله سالمندان، در سطح جامعه است. عادی‌سازی خشونت از طریق رسانه تاثیرات عمیقی بر رفتار و نگرش‌های افراد جامعه دارد. زمانی‌که پدیده خشونت از طریق رسانه به‌عنوان یک بخش طبیعی از زندگی روزمره عادی‌سازی می‌شود پذیرفتنی معرفی می‌شود (حاجیلو، آقایاری و پیل‌وری، 1403؛ Lahe, 2011; Terranova et al., 2017; Jackson & Mallary, 2009). بررسی محتوای برنامه‌های رسانه‌ها در امریکا نشان‌ می‌دهد در هر ساعت 8 تا 12 عمل خشونت‌آمیز در شبکه‌های تلویزیونی آمریکایی نشان داده می‌شود (Jackson & Mallary, 2009). یکه‌فلاح و همکاران (1397) در پژوهش خود به نقش سلامت روان سالمندان با میزان خشونت تجربه شده توسط آنان اشاره می‌کنند. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که افسردگی با میزان خشونت تجربه شده رابطه معنی‌داری دارد. همچنین بین شاخص اختلال در کارکردهای اجتماعی و سلامت عمومی با میزان خشونت دریافت شده ارتباط وجود دارد. مطالعه به نظر می‌رسد تصویرسازی از فرد سالمند به‌عنوان فردی ناتوان، ضعیف و وابسته، احتمال دریافت خشونت را در سالمندان افزایش می‌دهد و این مهم فرآیندی است که در جامعه‌پذیری از کودکی شروع می‌شود؛ پژوهش‌های مختلف (حاجیلو، آقایاری و پیل‌وری، 1403؛Faustino Gandolfi, & Moura, 2014; Hirt et al., 2018; Mustaffa & Akhir, 2023; Terranova et al., 2017) این مهم را تصدیق می‌کنند. همچنین یافته‌های این پژوهش‌ها نشان می‌دهند تحصیلات رابطه تنگاتنگی با خشونت دارد، به‌طوری‌که سالمندانی که تحصیلات بیشتری دارند کمتر خشونت را تجربه می‌کنند زیرا نسبت به آن حساسیت بیشتری نشان می‌دهند و آن را بیان می‌کنند، در اغلب مواقع سالمندان با سطح تحصیلاتی کمتر تشخیص نمی‌دهند که مورد خشونت واقع شده‌اند و رفتار خشونت‌آمیز دیگری را با خود طبیعی می‌انگارند و در پاره‌ای از موارد نیز احتمال می‌رود فرد سالمند اغلب خشونت‌ها را در دوران کودکی تجربه کرده است (Hirt et al., 2018).

یافته‌ها همچنین نشان می‌دهند که محل زندگی عامل مهمی در فهم و تجربه خشونت است. به‌طوری‌که سالمندان ساکن روستا خشونت بیشتری را نسبت به سالمندانی که ساکن در شهر‌ها هستند تجربه می‌کنند. به‌ویژه زنان سالمند روستایی اغلب خشونتی را که تجربه می‌کنند به خوبی درک نمی‌کنند و آن را یک رفتار رایج می‌دانند (Skirbekk & James, 2014; Oliveira et al., 2023; Hirt et al., 2018). برخی دیگر از مطالعات نیز ناتوانی در بیان نرم و منطقی نیازها و خواسته‌ها و سکوت در برابر خشونت را بستر مناسبی برای تشدید رفتارهای خشونت‌آمیز از سوی آزارگر می‌دانند. البته در برخی موارد نیز اشاره می‌شود سالمندانی که در برابر اقتدارگرایی عاملان خشونت مقاومت کنند خشونت‌ها از سوی عاملان تشدید می‌شود. طبق یافته‌های جنسیت نیز می‌تواند عاملی مهمی در تجربه خشونت سالمندان باشد به شکلی که مردان سالمند کمتر از زنان سالمند خشونت را تجربه می‌کنند (Barros et al., 2019; Warmling, Lindner & Coelho., 2017; Tanrıverdi, Çapık & Yalçın Gürsoy, 2018).

یکی دیگر از عوامل مهم بسترساز خشونت علیه سالمندان تحت عنوان "خشونت چرخشی" یاد می‌شود زیرا «خشونت به‌عنوان یک چرخه‌ی معیوب و قابل‌تسری به سایر افراد می‌تواند ادامه یابد. در برخی از موارد شخص آزارگر خود در گذشته خشونت را تجربه کرده است. و این تجربه در سال‌های بعد به شکل خشونت علیه سالمندان خود را نشان می‌دهد» (نوذرپور و همکاران، 1401). همچنین مصرف مواد مخدر و استفاده از مشروبات الکلی توسط اعضایی خانواده سالمند موجب و زمینه‌ساز رفتارهای خشونت‌آمیز می‌شود. سوء مصرف مشروبات الکلی و مواد مخدر توسط اعضای خانواده سالمند احتمال بروز رفتارهای خشونت‌آمیز را افزایش می‌دهد. و این مهم نیز یکی از موارد مهم شناسایی شده در جستجوهای انجام شده بود (Mustaffa & Akhir, 2023؛ رحیمی و همکاران، 1395).

3) صداهای گم شده (نادیده‌انگاری صدای قربانیان)

چالش‌هایی که در راستای پیشگیری و مقابله با خشونت علیه سالمندان وجود دارند، شامل "فقدان حمایت‌های قانونی"، "عدم آگاهی عمومی" و "کمبود منابع حمایتی" است. این چالش‌ها مانع از آن می‌شوند که سالمندان به‌طور مؤثر از حقوق خود دفاع کنند. یکی از عمده‌ترین چالش‌های که سالمندان در این حوزه با آن مواجه انکار مورد خشونت قرار گفتن آن‌ها از سوی خانواده، دوستان و اطرافیان است. این امر موجب می‌شود زمینه برای متجاوزان سهل‌تر شود زیرا پس از وقوع حادثه کمتر کسی به گزارش سالمندان توجه نشان می‌دهد. عدم اطلاع کافی مسئولان و پلیس در مورد خشونت علیه سالمندان به‌عنوان یک مسئله جدی اجتماعی می‌تواند به‌عنوان یک چالش مهم رنج سالمندانی که تجربه خشونت دارند را تشدید کند (حاجیلو، آقایاری هیر، پیل‌وری، 1403؛ Frazao et al., 2015; Signorato., 2023).

 فقدان حمایت‌های قانونی از چالش‌های اساسی مقابله با خشونت علیه سالمندان است. در بسیاری از کشورها، قوانین و مقررات کافی برای حفاظت از حقوق سالمندان وجود ندارد یا به‌طور مؤثر اجرا نمی‌شود. این کمبود حمایت‌های قانونی می‌تواند به ایجاد فضای بی‌پناهی برای سالمندان منجر شود، به‌طوری‌که آن‌ها به راحتی تحت خشونت‌های جسمی، روانی یا مالی قرار می‌گیرند. عدم وجود سازوکارهای مؤثر برای گزارش و پیگیری موارد خشونت، همچنین می‌تواند به احساس ناامنی و بی‌اعتمادی سالمندان نسبت به سیستم‌های حمایتی منجر شود (Alarcon et al., 2019; Chopin & Beauregard, 2020؛ زندی، 1384). در برخی موارد، حتی زمانی‌که قوانین وجود دارند، آگاهی و آموزش کافی برای کارکنان اجتماعی، پزشکان و دیگر افراد مرتبط با مراقبت از سالمندان وجود ندارد. این امر باعث می‌شود که بسیاری از موارد خشونت شناسایی نشوند و یا به درستی مورد رسیدگی قرار نگیرند. همچنین، فرهنگ‌های اجتماعی که سالمندان را به‌عنوان افرادی ضعیف و ناتوان می‌بینند، ممکن است موجب نادیده گرفتن خشونت علیه آن‌ها شود. بنابراین، تقویت حمایت‌های قانونی و افزایش آگاهی عمومی در مورد حقوق سالمندان، از جمله اقداماتی است که می‌تواند به کاهش خشونت علیه این گروه آسیب‌پذیر کمک کند (Hentati & Matoussi, 2019).

کمبود منابع حمایتی نیز از دیگر چالش‌های جدی در مقابله با خشونت علیه سالمندان است. این کمبود شامل عدم دسترسی به خدمات پزشکی، روان‌شناسی و اجتماعی مناسب برای سالمندان می‌شود. بسیاری از سالمندان به دلیل محدودیت‌های مالی، جغرافیایی یا حتی عدم آگاهی از حقوق خود، قادر به دریافت کمک‌های ضروری نیستند (Govil & Gupta, 2016). این وضعیت می‌تواند منجر به احساس تنهایی و ناامیدی در سالمندان شود و آن‌ها را در برابر خشونت‌های جسمی و روانی آسیب‌پذیرتر کند. همچنین، نبود مراکز حمایتی و خدمات مشاوره‌ای مناسب می‌تواند مانع از آن شود که سالمندان بتوانند به راحتی تجربیات خود را با دیگران در میان بگذارند و از حمایت‌های لازم برخوردار شوند (Santos et al., 2022; Husieva et al., 2021). همچنین کمبود منابع حمایتی می‌تواند به عدم وجود آموزش‌های لازم برای مراقبان و خانواده‌ها منجر شود. بسیاری از خانواده‌ها ممکن است از نحوه برخورد با سالمندان آسیب‌دیده یا نحوه شناسایی نشانه‌های خشونت بی‌خبر باشند. این موضوع نه تنها به تداوم چرخه خشونت کمک می‌کند، بلکه باعث می‌شود که سالمندان نتوانند به راحتی از وضعیت خود خارج شوند. در نهایت به نظر می‌رسد، تقویت منابع حمایتی و افزایش دسترسی به خدمات مربوطه، از جمله نیازهای اساسی برای کاهش خشونت علیه سالمندان و ارتقاء کیفیت زندگی آنهاست (Signorato., 2023؛ برجی و اسدالهی، 1395). جدول 5، فهرستی از چالش‌های موجود در این زمینه را براساس نتیجه حاصل از بررسی منابع مورد استناد این پژوهش نشان می‌دهد.

4) پیامد‌های اجتماعی

پیامدهای اجتماعی ناشی از خشونت علیه سالمندان متعدد و متفاوت است اما این پیامدها بر کیفیت زندگی سالمندان و در نهایت بر کیفیت زندگی کل جامعه تأثیر می‌گذارد. جدول 8 خلاصه‌ای از پیامدهای مستخرج از منابع مورد بررسی را نشان می‌دهد. اعمال خشونت و تجربه خشونت توسط سالمندان می‌تواند به "کاهش انسجام و مشارکت اجتماعی سالمندان"، "افزایش هزینه‌های درمانی"، "افزایش احساس ناامنی" و "کاهش سلامت روانی جامعه" منجر شود. بررسی اسناد مرتبط با خشونت علیه سالمندان نشان می‌دهد، سالمندانی که خشونت را تجربه می‌کنند با پریشانی عاطفی، احساس غم، اضطراب بالا، شکستگی‌های فیزیکی، کبودی، سوءتغذیه مواجه می‌شوند که این موارد بر تمایل سالمندان به گوشه‌نشینی و انزوا می‌افزاید (Mustaffa & Akhir, 2023). سرزنش و برچسب زنی به خود یکی دیگر از عواملی است که بر انزوای اجتماعی سالمندان در این شرایط دامن می‌زند، سالمند مورد خشونت واقع شده اغلب خود را برای شرایط پیش آمده ملامت و سرزنش می‌کند (حاجیلو، آقایاری هیر، پیل‌وری، 1403). تمایل به انزوا و گوشه‌نشینی در نهایت موجب کاهش انسجام و مشارکت اجتماعی این قشر در جامعه می‌شود (Mustaffa & Akhir, 2023). جدول 6 مهمترین پیامدهای اجتماعی خشونت علیه سالمندان را خلاصه می‌کند.

 افزایش احساس ناامنی در سالمندان یکی دیگر از پیامدهای اجتماعی خشونت علیه این گروه است. وقتی سالمندان مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، ممکن است به دلیل ترس از تکرار خشونت، منزوی شوند و احساس امنیت و آرامش خود را از دست می‌دهند. این احساس ناامنی می‌تواند به کاهش تعاملات اجتماعی و مشارکت در فعالیت‌های روزمره منجر شود، که خود به نوبه خود بر کیفیت زندگی آن‌ها تأثیر منفی می‌گذارد. همچنین، این ناامنی می‌تواند باعث شود که سالمندان از درخواست کمک یا گزارش موارد آزار و اذیت خودداری کنند، که این امر وضعیت را برای آن‌ها وخیم‌تر می‌کند و ممکن است به افزایش خشونت علیه آن‌ها منجر شود (Araujo, Sousa & Marques, 2021; Signorato, 2023).

افزایش هزینه‌های درمانی به‌عنوان یکی از پیامدهای اجتماعی خشونت علیه سالمندان، ناشی از نیاز فوری به مراقبت‌های پزشکی و روانی برای قربانیان این نوع خشونت است. سالمندانی که مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرند، ممکن است دچار جراحات جسمی و آسیب‌های روانی شوند که نیازمند درمان‌های فوری و طولانی‌مدت هستند. این درمان‌ها شامل بستری شدن در بیمارستان، جراحی‌های لازم، مشاوره‌های روان‌شناختی و همچنین خدمات توانبخشی می‌شود. به همین دلیل، بار مالی سنگینی بر روی سیستم بهداشتی و درمانی ایجاد می‌کند که می‌تواند به افزایش هزینه‌های عمومی و خصوصی منجر شود (Sandmoe, Wentzel-Larsen & Hjemdal, 2017; Ergin et al., 2012; Hentati et al., 2019). لازم به توجه است کاهش سلامت روان نیز یکی دیگر از پیامدهای اجتماعی خشونت علیه سالمندان است. قربانیان این نوع خشونت ممکن است دچار اضطراب، افسردگی و سایر اختلالات روانی شوند که ناشی از تجربه‌های آسیب‌زا و استرس‌زا است. این مشکلات روانی می‌توانند به کاهش کیفیت زندگی، اختلال در روابط اجتماعی و حتی کاهش توانایی‌های شناختی منجر شوند. سالمندانی که تحت خشونت قرار می‌گیرند، ممکن است احساس تنهایی و بی‌کسی کنند و این احساسات می‌تواند به تشدید مشکلات روانی آن‌ها کمک کند. در نتیجه، نه تنها سلامت جسمی بلکه سلامت روانی سالمندان نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد، که این مسئله می‌تواند عواقب بلندمدتی برای جامعه و سیستم‌های بهداشتی و اجتماعی داشته باشد (Govil & Gupta, 2016; Hentati & Matoussi, 2019).

مقولات اصلی شناسایی شده را می‌توان در زیر مجموعه یک مقوله هسته با عنوان "سایه‌های فراموشی" گرد آورد. مفهوم سایه‌ها، نمادی از ظاهر آرام سالمندان است که اثری از درد و رنج پنهان درون آن‌ها را نشان نمی‌دهد و فراموشی تلنگری بر عدم توجه جامعه به نیازها و حقوق این گروه است، چونان که آن‌ها بخشی از جامعه نیستند. و محصول این دو درقالب سایه‌های فراموشی به پدیده مخرب خشونت در زندگی سالمندان، به‌واسطه نادیده گرفته شدن آن‌ها در جامعه اشاره دارد که پیامدهای آن کل زندگی اجتماعی را در هر جامعه متاثر می‌سازد. شکل 1 رابطه این مقولات با یکدیگر را به تصویر می‌کشد.

 

بحث و نتیجه‌گیری

در دنیای امروز که به سرعت در حال تغییر است، خشونت علیه سالمندان همچون سایه‌‌ای سنگین بر دوش جامعه باقی مانده و نه تنها منجر به آسیب‌های جسمی و روحی سالمندان می‌شود، بلکه به نوعی زنگ خطر برای تمامیت اجتماعی ما محسوب می‌شود. با نگاهی عمیق به اسناد پژوهشی خشونت علیه سالمندان، ابعاد پنهان و ناگفته‌ای که نیازمند توجه و اقدام جدی است روشن‌ می‌شود. خشونت علیه سالمندان نه تنها یک پدیده‌ی فردی، بلکه یک معضل اجتماعی پیچیده و چندبعدی است که ریشه‌های آن به عوامل اقتصادی، اجتماعی و روانی گره خورده است. نیاز سالمندان به منابع مالی و وابستگی آن‌ها به مراقبت‌کنندگان، به‌ویژه در شرایط اقتصادی نامساعد، یک بسترساز مهم در ایجاد چرخه‌ای معیوب از خشونت علیه آن‌ها است. وابستگی سالمندان به خانواده‌ها نه تنها به ناتوانی جسمی و روحی آن‌ها می‌افزاید، بلکه فشارهای مضاعفی بر خانواده‌ها ایجاد کرده و می‌تواند منجر به رفتارهای خشونت‌آمیز شود. سالمندانی که با مشکلات مالی دست و پنجه نرم می‌کنند، بیشتر در معرض خشونت قرار دارند و این وضعیت بر کیفیت زندگی آن‌ها تأثیر منفی دارد. خشونت علیه سالمندان به‌عنوان یک پدیده چرخشی نیازمند توجه جدی است. عدم اشتغال فرزندان و وابستگی مالی سالمندان از عوامل کلیدی بروز خشونت محسوب می‌شود. رویکرد نظری اقتصاد سیاسی سالمندی نشان می‌دهد که سالمندان به دلیل بحران‌های مالی که خود مسئول آن نیستند، سرزنش می‌شوند و قادر به تغییر وضعیت اقتصادی خود نیستند. این ساختار اجتماعی است که مسئله سن و سالمندی را ایجاد کرده و بحران‌های اقتصادی می‌تواند زمینه‌ساز تجربه خشونت بیشتر در این دوران باشد.

تصویرگری خشونت در رسانه‌ها، به‌ویژه تلویزیون، نقش مهمی در عادی‌سازی خشونت در جامعه ایفا می‌کند و این عادی‌سازی به‌ویژه بر گروه‌های آسیب‌پذیر مانند سالمندان تأثیرات منفی دارد. پژوهش‌های انجام‌شده، از جمله پژوهش اردوغان و بلیکای (2025)، نشان می‌دهد که سالمندان به دلیل تصویرسازی نادرست و کلیشه‌ای در رسانه‌ها، بیشتر در معرض خشونت قرار دارند. این تصویرگری آن‌ها را به‌عنوان افراد ناتوان و وابسته معرفی کرده و احتمال تجربه خشونت را افزایش می‌دهد. رسانه‌ها با کم‌اهمیت جلوه دادن خشونت علیه سالمندان و پوشش محدود اخبار مرتبط، به تداوم سن‌گرایی و افزایش تبعیض کمک می‌کنند. نظریه تضاد توضیح می‌دهد که رسانه‌ها به‌عنوان ابزارهایی برای بازتولید نابرابری‌های اجتماعی عمل می‌کنند. تصویرسازی منفی از سالمندان به شکل‌گیری روایت‌هایی منجر می‌شود که جوانان را به‌عنوان گروهی فعال و سالمندان را به‌عنوان بار اضافی جامعه تلقی می‌کند. این تصویرسازی نه تنها نگرش‌های عمومی را تحت تأثیر قرار می‌دهد بلکه سیاست‌ها و رفتارهای اجتماعی را نیز دامن می‌زند. در نتیجه، رسانه‌ها می‌توانند به عادی‌سازی خشونت علیه سالمندان کمک کنند و جامعه را از چالش‌های واقعی زندگی آن‌ها غافل سازند.

نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که بین سلامت روان و میزان خشونت تجربه‌شده توسط سالمندان ارتباط معناداری وجود دارد، که اهمیت توجه به سلامت روانی این قشر را برای کاهش خشونت نمایان می‌سازد. مطالعه مصطفی و آخیر (2023) این موضوع را به‌خوبی منعکس کرده است. در حالی که خشونت جسمانی در برخی کشورها مانند برزیل و آمریکا غالب است، خشونت روانی در ایران شایع‌ترین نوع خشونت است و نیاز فوری به آگاهی‌رسانی و تغییر نگرش‌ها را نشان می‌دهد. بررسی زمینه‌های فرهنگی و اجتماعی برای درک بهتر این پدیده ضروری است. رویکرد استرس و سازگاری به‌عنوان چارچوب تحلیلی، واکنش سالمندان به تجارب خشونت را بررسی می‌کند و خشونت را به‌عنوان عامل استرس‌زا معرفی می‌کند که بر سلامت روانی و جسمانی تأثیر می‌گذارد. سالمندانی که با خشونت مواجه می‌شوند، دچار احساس ناامنی و ترس می‌شوند که می‌تواند به زوال عزت نفس و انزوا منجر شود. نبود حمایت اجتماعی مؤثر در این دوران بحرانی، عواقب روانی خشونت مانند اضطراب و افسردگی را تشدید کرده و کیفیت زندگی سالمندان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بنابراین، درک ابعاد پیچیده این موضوع برای شناسایی مشکلات و طراحی برنامه‌های حمایتی ضروری است.

تحصیلات نقش مهمی در تجربه خشونت سالمندان دارد. سالمندانی که تحصیلات بالاتری دارند، به رفتارهای خشونت‌آمیز حساس‌تر بوده و بهتر می‌توانند تجارب خود را شناسایی کنند. آگاهی از حقوق فردی و اجتماعی می‌تواند به کاهش خشونت کمک کند. در مقابل، سالمندان ساکن روستاها به دلیل ساختارهای فرهنگی، غالباً خشونت را یک رفتار نرمال تلقی می‌کنند، که نشان‌دهنده عادی‌سازی این پدیده و ناتوانی در بیان نیازهاست. این سکوت و عدم توانایی در ابراز احساسات می‌تواند به تشدید رفتارهای خشونت‌آمیز منجر شود. همچنین، مقاومت در برابر اقتدارگرایی ممکن است شدت خشونت را افزایش دهد و چرخه‌ای از خشونت و سکوت ایجاد کند. بنابراین، محل زندگی و بستر اجتماعی تأثیر زیادی بر تجربه خشونت سالمندان دارد.

جنسیت به‌عنوان یک عامل مؤثر در تجربه خشونت سالمندان اهمیت دارد. تحقیقات نشان می‌دهد که مردان سالمند کمتر از زنان سالمند خشونت را تجربه می‌کنند، که این تفاوت ممکن است ناشی از ساختارهای اجتماعی و نقش‌های جنسیتی باشد. رویکرد نظری سالمندشناسی فمینیستی، این یافته را تأیید می‌کند و بیان می‌کند که ناآگاهی اجتماعی زنان و نابرابری‌های طول زندگی در دوران سالمندی افزایش می‌یابد. همچنین، گزینه‌های مراقبت بهداشتی برای زنان سالمند معمولاً از منظر جنسیتی نابرابر است و در جوامع مردسالار، زنان به‌عنوان افرادی با توانایی کمتر در تصمیم‌گیری تلقی می‌شوند. این امر احتمال تجربه خشونت را برای آنان افزایش می‌دهد. علاوه بر این، سوءمصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی در خانواده‌ها می‌تواند به‌عنوان محرکی برای رفتارهای خشونت‌آمیز عمل کند و بر پیچیدگی این موضوع بیفزاید، که ضرورت بررسی روابط خانوادگی و اجتماعی را برجسته می‌کند.

یافته‌ها نشان می‌دهند که خشونت علیه سالمندان ابعاد چندگانه‌ای دارد و نیاز به رویکردی جامع برای درک این پدیده در بافت‌های اجتماعی مختلف وجود دارد. انواع خشونت، از جمله جسمانی، روانی و جنسی، هر یک ویژگی‌ها و پیامدهای خاصی دارند که بر کیفیت زندگی سالمندان تأثیر می‌گذارند. خشونت اجتماعی به‌عنوان یک پدیده سیستماتیک، نادیده‌گرفتن منزلت و حقوق سالمندان را نشان می‌دهد و منجر به انزوای اجتماعی آنان می‌شود. همچنین، خشونت دیداری و خودغفلتی نشان‌دهنده ضعف‌های عاطفی و روانی در روابط بین فردی است. چالش‌های اساسی در پیشگیری و مقابله با این خشونت شامل فقدان حمایت‌های قانونی، عدم آگاهی عمومی و کمبود منابع حمایتی است که مانع از دفاع سالمندان از حقوق خود می‌شود. انکار وقوع خشونت و عدم توجه مسئولان به این مسئله، احساس ناامنی و بی‌پناهی را در سالمندان تشدید می‌کند.

در مجموع، می‌توان نتیجه گرفت که با توجه به پیچیدگی و ابعاد مختلف مرتبط با موضوع لزوم ایجاد یک رویکرد جامع برای درک و مقابله با خشونت علیه سالمندان ضروری است چرا که این پدیده نه تنها به سلامت و رفاه این قشر آسیب‌پذیر لطمه می‌زند، بلکه به بافت اجتماعی و فرهنگی جامعه نیز آسیب می‌زند. یافته‌ها با شفافیت نشان می‌دهد که خشونت علیه سالمندان نه تنها یک معضل فردی، بلکه یک چالش اجتماعی گسترده است که پیامدهای عمیق و چندبعدی برای جامعه به همراه دارد. تجربه خشونت در سالمندان، با ایجاد پریشانی عاطفی و جسمی، به انزوا و گوشه‌نشینی آن‌ها منجر می‌شود و در نتیجه، انسجام اجتماعی این قشر را به خطر می‌اندازد. این وضعیت، به‌ویژه در جوامع مدرن که نیاز به تعاملات اجتماعی و همبستگی بیشتر احساس می‌شود، می‌تواند زنگ خطری جدی برای سلامت روانی کل جامعه باشد. احساس ناامنی ناشی از خشونت، نیز عاملی است که بر کیفیت زندگی سالمندان تأثیر گذاشته و آن‌ها را از مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی بازدارد. این انزوای اجتماعی نه تنها بر روی خود سالمندان تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند به کاهش سرمایه اجتماعی و تضعیف روابط بین نسلی در خانواده‌ها منجر شود. شناخت پیامدها، ضرورت توجه به ابعاد اجتماعی خشونت علیه سالمندان را برجسته می‌کند و بر لزوم ایجاد تغییرات بنیادین در رویکردهای اجتماعی تأکید دارد. خشونت علیه سالمندان، به‌ویژه در مورد زنان و افراد ناتوان، نه تنها تبعات فردی و عاطفی برای قربانیان دارد، بلکه تأثیرات جدی بر سیستم‌های بهداشتی و اجتماعی جامعه می‌گذارد. هزینه‌های درمانی ناشی از نیاز فوری به مراقبت‌های پزشکی و روانی، بار مالی سنگینی بر دوش جامعه می‌گذارد و فشار بر منابع محدود بهداشتی را افزایش می‌دهد. همچنین آسیب‌های روانی ناشی از خشونت، نظیر اضطراب و افسردگی، کیفیت زندگی سالمندان را کاهش داده و انسجام اجتماعی را تهدید می‌کند.

برای مقابله با این معضل، ضروری است که رویکردهای جامع و هم‌افزا در نظر گرفته شود. در این راستا، تدوین و تصویب قوانین مؤثر برای کنترل خشونت علیه سالمندان باید در اولویت قرار گیرد. همچنین، آموزش مراقبین سالمندان در زمینه رعایت حقوق و حفظ کرامت انسانی آن‌ها، به‌عنوان یک اقدام کلیدی برای کاهش خشونت شناخته می‌شود. کمپین‌های آگاهی‌رسانی درباره خشونت علیه سالمندان نیز می‌تواند به افزایش حساسیت جامعه نسبت به این موضوع کمک کند. در کنار این‌ها، آموزش سالمندان برای اقدامات پیشگیرانه نظیر اجتناب از مکان‌های خطرناک و حفظ فاصله از عاملان خشونت اهمیت دارد. نقش رسانه‌ها نیز در اطلاع‌رسانی و تصویرگری سالمندان باید مورد بازنگری قرار گیرد تا به ترویج یک تصویر مثبت و حمایتی از این قشر آسیب‌پذیر کمک کند. توجه به ابعاد پیچیده و چندوجهی خشونت علیه سالمندان نیازمند درک عمیق‌تری از پیامدهای این پدیده است تا بتوان سیاست‌ها و رویکردهای اجتماعی مؤثری را طراحی کرد که به سلامت و رفاه سالمندان آسیب‌پذیر منجر شود.

 

تشکر و قدردانی

از تمامی خوانندگان و داوران محترم این مقاله صمیمانه سپاسگزاری می‌گردد. نظرات و پیشنهادات در مورد این مقاله برای ما بسیار ارزشمند است و مشتاقانه منتظر دریافت آن هستیم.

 

[1]. World Health Organization & United Nations

[2]. Erdogan & Bilkay

[3]. Atkinson & Roberto

[4]. Mustaffa & Akhir

[5]. Santos et al

[6]. Dominguez, Storey & Glorney

[7]. Estes

[8]. Garner

[9]. Richard Lazarus

[10]. Susan Folkman

[11]. scoping review

Alarcon, M. F. S., Damaceno, D. G., Lazarini, C. A., Braccialli, L. A. D., Sponchiado, V. B. Y., & Marin, M. J. S. (2019). Violence against the elderly: A documentary study. Rev Rene, 20(1), e41450. https://doi.org/10.15253/2175-6783.20192041450
Almeida, I., Carreiro, A. F., Fernandes, A. F., Frade, C., Nobre, C., Osório, L., Pereira, M., & Baúto, R. V. (2021). Elder abuse: The hidden face of domestic violence. Annals of Medicine, 53(sup1), S165–S165. https://doi.org/10.1080/07853890.2021.1896175
Andrade, F. M. D. D., Ribeiro, A. P., Bernal, R. T. I., Machado, Í. E., & Malta, D. C. (2020). Profile of care for violence against the elderly in urgency and emergency services: VIVA analysis survey 2017. Revista Brasileira de Epidemiologia, 23, e200008-SUPL. https://doi.org/10.1590/1980-549720200008.supl.1
Araújo, P., Sousa, L., & Marques, T. (2021). Risk factors for violence against the elderly in the family context. Millenium, 2(9), 31-41. https://doi.org/10.29352/mill029e.20825
Åström, S., Karlsson, S., Sandvide, Å., Bucht, G., Eisemann, M., Norberg, A., & Saveman, B. I. (2004). Staff's experience of and the management of violent incidents in elderly care. Scandinavian Journal of Caring Sciences, 18(4), 410-416. https://doi.org/10.1111/j.1471-6712.2004.00301.x
Atkinson, E., & Roberto, K. A. (2024). Global approaches to primary, secondary, and tertiary elder abuse prevention: A scoping review. Trauma, Violence, & Abuse, 25(1), 150-165. https://doi.org/10.1177/15248380221145735
Barcelos, A. R. G., Chiappini, C. K., Scur, M. D., Kampff, C. A., Peixoto, M. C. de O., Renner, J. S., & Santos, G. A. dos. (2019). Violence against elderly: An integrative review. International Journal for Innovation Education and Research, 7(11), 43-52. https://doi.org/10.31686/ijier.vol7.iss11.1843
Barros, R. L. D. M., Leal, M. C. C., Marques, A. P. D. O., & Lins, M. E. M. (2019). Domestic violence against elderly people assisted in primary care. SciELO Journals. Dataset. https://doi.org/10.6084/m9.figshare.11267030.v1 
Belisário, M. S., Dias, F. A., Pegorari, M. S., Paiva, M. M. D., Ferreira, P. C. D. S., Corradini, F. A., & Tavares, D. M. D. S. (2017). Cross-sectional study on the association between frailty and violence against community-dwelling elderly people in Brazil. Sao Paulo Medical Journal, 136(01), 10-19. https://doi.org/10.1590/1516-3180.2017.0203290817
Bolsoni, C. C., Coelho, E. B. S., & Giehl, M. W. C. (2016). Prevalence of violence against the elderly and associated factors-a population-based study in Florianópolis, Santa Catarina. Revista Brasileira de Geriatria e Gerontologia, 19, 671-682. https://doi.org/10.1590/1809-98232016019.150184
Borji, M., & Asadollahi, K. (2016). Comparison between Perceived Misbehavior by Urban and Rural Elderlies. Journal of Psychiatric Nursing, 4(3), 41-50. [In Persian]. http://ijpn.ir/article-1-843-en.html
Brown, P. P., Niles-Yokum, K., & Baker, H. E. (2023). Social Theories of Aging: A Brief Synopsis. (Translated to Persiab by F. Razmjoui, et al.). Andisheh Ehsan Publication. [In Persian].
Chopin, J., & Beauregard, E. (2020). Elderly sexual abuse: An examination of the criminal event. Sexual Abuse, 32(6), 706-726. https://doi.org/10.1177/1079063219843899
Dildar, S., & Saeed, Y. (2012). Exploratory study of the nature of violence against elderly in district Gujrat, Pakistan. Academic Research International, 2(3), 661-669. https://europub.co.uk/articles/-A-119917  
Dong, X. Q. (2015). Elder abuse: Systematic review and implications for practice. Journal of the American Geriatrics Society, 63(6), 1214-1238. https://doi.org/10.1111/jgs.13454
Erdoğan, E., & Bilkay, H. İ. (2025). Elderly abuse and neglect in digital media: A 1‐year review of Turkish newspaper reports. Psychogeriatrics, 25(2), e70005. https://doi.org/10.1111/psyg.70005
Ergin, F., Evci-Kiraz, E. D., Saruhan, G., Benli, C., Okyay, P., & Beser, E. (2012). Prevalence and risk factors of elder abuse and neglect it in western city of Turkey: A community based study. Bulletin of the Transilvania University of Brasov. Series VI: Medical Sciences, 33-50. https://webbut.unitbv.ro/index.php/Series_VI/article/view/5977 
Estebsari, F., Mostafaei, D., Khalifehkandi, Z. R., Estebsri, K., & Taghdisi, M. H. (2017). Concepts and indexes of elder abuse: The conceptual framework for applied studies in the field of elder abuse. Iran Journal of Health Education and Health Promotion, 5(1), 15-19. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.18869/acadpub.ihepsaj.5.1.15
Estes, C. (2014). The future of aging services in a neoliberal political economy. Generations, 38(2), 94-100. https://www.jstor.org/stable/26556056 
Faustino, A. M., Gandolfi, L., & Moura, L. B. D. A. (2014). Functional capability and violence situations against the elderly. Acta Paulista de Enfermagem, 27(5), 392-398. https://doi.org/10.1590/1982-0194201400066
Fraga Dominguez, S., Storey, J. E., & Glorney, E. (2021). Help-seeking behavior in victims of elder abuse: A systematic review. Trauma, Violence, & Abuse, 22(3), 466-480. https://doi.org/10.1177/1524838019860616
Frazão, S. L., Correia, A. M., Norton, P., & Magalhães, T. (2015). Physical abuse against elderly persons in institutional settings. Journal of Forensic and Legal Medicine, 36, 54-60. https://doi.org/10.1016/j.jflm.2015.09.002
Frazão, S. L., Silva, M. S., Norton, P., & Magalhães, T. (2014). Domestic violence against elderly with disability. Journal of Forensic and Legal Medicine, 28, 19-24. https://doi.org/10.1016/j.jflm.2014.09.003
Fundinho, J. F., Pereira, D. C., & Ferreira-Alves, J. (2021). Theoretical approaches to elder abuse: A systematic review of the empirical evidence. The Journal of Adult Protection, 23(6), 370-383. https://doi.org/10.1108/JAP-04-2021-0014
Garbin, C. A. S., Teruel, G. P., Saliba, T. A., & Garbin, A. J. I. (2018). Hidden violence against the institutionalized elderly. Mundo Saude, 1(42), 214-229. https://doi.org/10.15343/0104-7809.20184201214229
Ghasemi, M., Hosseinpour, M. R., & Samiee, L. (2020). Investigating the prevalence of elder abuse in Iran: A narrative review study in Persian articles. Journal of Modern Achievements in Humanities Studies, 3(27), 76-86. [In Persian]. https://jonahs.ir/showpaper/4028291
Ghodoosi, A., Fallah Yakhdani, E., & Abedi, H. A. (2014). Studying the instances of elder abuse and their relationship with age and sex in the hospitalized elderly. Iranian Journal of Forensic Medicine, 20(4), 367-376. [In Persian]. http://sjfm.ir/article-1-561-fa.html
Gholipour, F., Khalili, Z., & Abasian, M. (2020). Definitions and theories of elder abuse. Elderly Health Journal, 6(2), 140-145. https://doi.org/10.18502/ehj.v6i2.5022
Govil, P., & Gupta, S. (2016). Domestic violence against elderly people: A case study of India. Advances in Aging Research, 5(5), 110-121. https://doi.org/10.4236/aar.2016.55011
Guimarães, A. P. D. S., Górios, C., Rodrigues, C. L., & Armond, J. D. E. (2018). Notification of intrafamily violence against elderly women in the city of São Paulo. Revista Brasileira de Geriatria e Gerontologia, 21, 88-94. https://doi.org/10.1590/1981-22562018021.160213
Hajilou, F., Aghayari Hir, T., & Pilvari, A. (2024). Accumulated losses: Ground theory research on the social needs of the elderly in Arak city. Social Problems of Iran, 15(4), 9-46.[In Persian]. https://doi.org/10.61186/jspi.15.4.1
Hajilou, F., Aghayari Hir, T., & Pilvari, A. (2024). Sexual abuse of the elderly: A hidden subject. EBNESINA, 26(4), 69-87. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/26.4.69
Halicka, M., Halicki, J., Kramkowska, E., & Szafranek, A. (2015). Law enforcement, the judiciary and intimate partner violence against the elderly in court files. Studia Socjologiczne, 2(217), 195-214. https://doi.org/10.22432/pjsr.2018.15.13
Hentati, Y., & Matoussi, K. (2019). Violence against older people: Tunisia. United Nations Population Fund UNFPA.
Heravi Karimoei, M., Reje, N., Foroughan, M., & Montazeri, A. (2012). Elderly abuse rates within family among members of senior social clubs in Tehran. Salmand: Iranian Journal of Ageing, 6(4), 37-50. [In Persian]. http://salmandj.uswr.ac.ir/article-1-468-fa.html
Hirt, M. C., Costa, M. C. D., Arboit, J., Leite, M. T., Hesler, L. Z., & Silva, E. B. D. (2018). Social representations of violence against women for a group of rural elderly. Revista Gaúcha de Enfermagem, 38, e68209. https://doi.org/10.1590/1983-1447.2017.04.68209
Hosseini Moghaddam, F., Nikkhah Beydokhti, E., Noori, R., Sajjadi, M., Khajavian, N., Kameli, F., et al. (2022). Prevalence of elder abuse by family members and its related factors in Gonabad, Iran. Salmand: Iranian Journal of Ageing, 17(3), 338-351. [In Persian]. https://doi.org/10.32598/sija.2022.2850.3
Hosseini, R. S., Salehabadi, R., Javanbakhtian, R., Alijanpour Aghamaleki, M., Borhaninejad, V. R., & Pakpour, V. (2016). A comparison on elderly abuse in Persian and Turkish race in Chaharmahal Bakhtiari province. Journal of Sabzevar University of Medical Sciences, 23(1), 75-83. [In Persian]. https://jsums.medsab.ac.ir/article_810.html
Hosseini, Z., Rahimi, S. F., Aghamollai, T., Miri, M. R., Dastjerdi, R., & Salmani, F. (2022). Design, implementation and evaluation of a mental health promotion program based on Lazarus and Folkman's theory on stress management in working women with work-life conflict. Preventive Medicine, 10(3), 312-317. [In Persian]. https://jpm.hums.ac.ir/article-1-791-fa.html
Husieva, V., Lukash, S., Krykun, V., Morhunov, O., & Shapoval, K. (2021). Conditions conducive to the domestic violence against the elderly based on the judicial and investigative practice of Ukraine. Amazonia Investiga, 10(46), 118-127. https://doi.org/10.34069/AI/2021.46.10.11
Iranfar, M. (2019). Violence experiences against the elderly in Tehran in 1397 [2018]. Safety Promotion and Injury Prevention, 6(4), 223-228. [In Persian]. https://doi.org/10.22037/meipm.v6i4.25494
Jackson, J. L., & Mallory, R. (2009). Aggression and violence among elderly patients, a growing health problem. Journal of General Internal Medicine, 24, 1167-1168. https://doi.org/10.1007/s11606-009-1099-1
Jagielska, K. (2015). Violence against the elderly: Challenges–research–action. Konteksty Społeczne, 5(1).
Karimi, M., & Elahi, N. (2008). Elderly abuse in Ahvaz city and its relationship with individual and social characteristics. Salmand: Iranian Journal of Ageing, 3(1), 42-47. [In Persian]. http://salmandj.uswr.ac.ir/article-1-84-fa.html
Khanlary, Z., Maarefvand, M., Heravi Karimoo, M., & Biglarian, A. (2016). Study of the effect of social work intervention on the elderly abuse reduction. Salmand: Iranian Journal of Ageing, 10(4), 102-111. [In Persian]. http://salmandj.uswr.ac.ir/article-1-1017-fa.html
Lahe, D. (2011). Research on abuse and violence against the elderly in a family setting. Acta Technologica Dubnicae, 1(2), 16-28. https://doi.org/10.1515/atd-2015-0042
Lino, V. T. S., Rodrigues, N. C. P., Lima, I. S. D., Athie, S., & Souza, E. R. D. (2016). Prevalence and factors associated with caregiver abuse of elderly dependents: The hidden face of family violence. Ciencia & Saude Coletiva, 24, 87-96. https://doi.org/10.1590/1413-81232018241.34872016
Mahmoud, N. E. S., Habib, N. S., Gida, N. I. M., & Mohamed, M. M. (2020). Assessment of domestic violence against elderly people in Mansoura city. Port Said Scientific Journal of Nursing, 7(2), 20-42. https://pssjn.journals.ekb.eg/article_94026.html 
Manouchehri, H., Ghorbi, B., Hosseini, M., Nasiri-Oskouei, N., & Karbakhsh, M. (2009). The rate and types of domestic violence among the elderly visiting Tehran parks. Quarterly Journal of Advances in Nursing and Midwifery, 18(63), 39-45. [In Persian]. https://doi.org/10.21859/sija-1202242
Molaei, M., Etemad, K., & Taheri Tanjani, P. (2017). Prevalence of elder abuse in Iran: A systematic review and meta-analysis. Salmand: Iranian Journal of Ageing, 12(2), 242-253. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.21859/sija-1202242
Mustaffa, N. H., & Akhir, N. S. M. (2023). Violence against the elderly: A systematic review. Sains Humanika, 15(3), 21-28. https://doi.org/10.11113/sh.v15n3.2003
Nassiri, H., Heravi Karimooi, M., Jouybari, L., Sanagoo, A., & Chehrehgosha, M. (2016). The prevalence of elder abuse in Gorgan and Aq-Qala cities, Iran in 2013. Salmand: Iranian Journal of Ageing, 10(4), 162-173. [In Persian]. http://salmandj.uswr.ac.ir/article-1-990-fa.html
Nozarpour, J., Fallahi-Khoshknab, M., Arsalani, N., Norouzi Tabrizi, K., & Ahmadi, F. (2022). Explaining the concept of violence against the older adult: A hybrid study. Salmand: Iranian Journal of Ageing, 17(1), 134-153. [In Persian]. https://doi.org/10.32598/sija.2022.3302.1
Oliveira, A. A. D., Lazarini, C. A., Marin, M. J. S., Alarcon, M. F. S., Moraes, M. A. A. D., & Higa, E. D. F. R. (2023). Violence against elderly women. Cogitare Enfermagem, 28, e90371. https://doi.org/10.1590/ce.v28i0.92057
Parvaei, S., & Azad Aramaki, T. (2022). Sociology of aging (Aging and everyday life). Tehran: Agah Publishing. [In Persian].
Pilvari, A. (2025). Probing the challenges of successful aging (case study: elderly people in Arak city). Master's thesis in Sociology, University of Tabriz: Faculty of Law and Social Sciences. [In Persian].
Rahimi, V., Heidari, M., Nezarat, S., Zahedi, A., Mojadam, M., & Deris, S. (2016). Factors related to elder abuse within the family. Journal of Geriatric Nursing, 3(1), 89-100. [In Persian]. https://doi.org/10.21859/jgn.3.1.89
Ritzer, G. (2016). Sociological theories. (Translated to Persian by H. Nayebi). Ney Publishing. [In Persian].
Sabaghchi, M., Askari-Nodoushan, A., & Ruhani, A. (2025). The pendulum of care from suspension to continuity: A qualitative study of family caregivers for the elderly in Yazd, Iran. Sociology of Social Institutions, 11(24), 133-168. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/ssi.2024.27187.2200
Sandmoe, A., Wentzel-Larsen, T., & Hjemdal, O. K. (2017). Violence and abuse against elderly people in Norway. Oslo: Norwegian Centre for Violence and Traumatic Stress.
Santos, A. C. D., Pereira, J. B., Santos, R. D. C., Araújo-Monteiro, G. K. N. D., Santos, R. C. D., Costa, G. M. C., & Souto, R. Q. (2022). Risk for violence and social support in the elderly: A cross-sectional study. Acta Paulista de Enfermagem, 35, eAPE039006334. https://doi.org/10.37689/acta-ape/2022AO006334
Santos, M. A. B. D., Moreira, R. D. S., Faccio, P. F., Gomes, G. C., & Silva, V. D. L. (2020). Factors associated with elder abuse: A systematic review of the literature. Ciência & Saúde Coletiva, 25, 2153-2175. https://doi.org/10.1590/1413-81232020256.25112018
Signorato, S. (2023). Non-discrimination of elderly people in criminal proceedings: A European overview. Elderly People and Discrimination: Prevention and Reaction, 97. https://dx.doi.org/10.47152/HRPR2023 
Skirbekk, V., & James, K. S. (2014). Abuse against elderly in India–The role of education. BMC Public Health, 14, 1-8. https://doi.org/10.1186/1471-2458-14-336
Smith, E. (2012). Violent crime against the elderly reported by law enforcement in Michigan 2005-2009. Bureau of Justice Statistics. https://bjs.ojp.gov/content/pub/pdf/vcerlem0509.pdf 
Sojoodi, A., Niazi, M., & Farhadian, A. (2022). Designing a model on quality of life components for the elderly based on social changes in Iran. Journal of Social Continuity and Change, 1(1), 185-200. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jscc.2022.2698
Sossou, M. A., & Yogtiba, J. A. (2015). Abuse, neglect, and violence against elderly women in Ghana: Implications for social justice and human rights. Journal of Elder Abuse & Neglect, 27(4-5), 422-427. https://doi.org/10.1080/08946566.2015.1091423
Souza, E. R. D., & Minayo, M. C. D. S. (2010). The insertion of the violence against elderly theme at health care public policies in Brazil. Ciência & Saúde Coletiva, 15, 2659-2668. https://doi.org/10.1590/s1413-81232010000600002
Strauss, A., & Corbin, J. (1990). Basics of qualitative research: Grounded theory procedures and techniques. (Trans to Persian by B. Afshar). Tehran: Ney Publishing. [In Persian].
Tanrıverdi, G. Ü., Çapık, C., & Yalçın Gürsoy, M. E. (2018). Prevalence of domestic violence against married women in Turkey and associated risk factors. Turkiye Klinikleri Journal of Medical Sciences, 38(3). https://doi.org/10.5336/medsci.2017-58822
Terranova, C., Bevilacqua, G., Zen, M., & Montisci, M. (2017). Crimes against the elderly in Italy, 2007–2014. Journal of Forensic and Legal Medicine, 50, 20-27. https://doi.org/10.1016/j.jflm.2017.06.005
Torkashvand Moradabadi, M., & Irannejad, K. (2024). Demographic dynamics and population projections in Iran: Analyzing population size and age structure up to 2040 horizon. Journal of Social Continuity and Change, 3(1), 7-33. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jscc.2024.21185.1103
Warmling, D., Lindner, S. R., & Coelho, E. B. S. (2017). Intimate partner violence prevalence in the elderly and associated factors: Systematic review. Ciencia & Saude Coletiva, 22, 3111-3125. https://doi.org/10.1590/1413-81232017229.12312017
Yalçın Gürsoy, M., & Tanrıverdi, G. (2020). Evaluation of violence against elderly people of different cultures by using the "purnell model for cultural competence". Florence Nightingale Journal of Nursing, 28(1), 83–96. https://doi.org/10.5152/FNJN.2020.18088 
Yekefallah, M., Imani, S., Borji, M., Sedighpour, M., Gheitarani, B., Kheradmand, M., & Ghahari, S. (2018). Comparison of depression and general health among victims of domestic violence among the elderly and their peers in Savojbolagh-Iran. Community Health, 5(2), 132-140. [In Persian]. https://doi.org/10.22037/ch.v5i2.17635
Zandi, F. (2005). An introduction to various aspects of elder abuse. Judicial Legal Journal, 69(53-52), 325-352. [In Persian].