Document Type : Original Article
Authors
Department of Social Sciences, Yasouj University, Yasouj, Iran
Abstract
Keywords
مقدّمه و بیان مسأله
در طول تاریخ، جوامع مختلف با استفاده از معیارهایی مانند ثروت، قدرت، تحصیلات و ویژگیهای فردی مانند نژاد و جنسیت، افراد را دستهبندی کردهاند. این درجهبندیها منجر به شکلگیری سلسلهمراتب اجتماعی شده است؛ بهطوریکه برخی گروهها به منابع و فرصتهای بیشتری دسترسی دارند و برخی دیگر از این منابع محروم ماندهاند. نابرابری اجتماعی وضعیتی است که در آن افراد، خانوادهها و گروههای جامعه دسترسی متفاوتی به فرصتها و موقعیتهای ساختار اجتماعی دارند (صادقی و همکاران،1389: 358). این نابرابری عمدتاً ناشی از تفاوتهای کمی و کیفی میان اقشار مختلف جامعه و جایگاههای گوناگون در ساختار اجتماعی است. رندال کالینز (2000) معتقد است که مسائلی چون نابرابری ممکن است پاسخهای سادهای نداشته باشند، زیرا نابرابری یکی از بدیهیترین حقایق زندگی بشر است (جمالی و همکاران، 1389: 123).
امروزه جهان تحت تاثیر روابط سلطه و الگوهای ناعادلانه توزیع ثروت با نابرابری شدید مواجه است. براساس گزارش بانک تسویه حسابهای بینالمللی[1] (1993)، 20 درصد کمدرآمدترین جمعیت جهان فقط 4/3درصد درآمد جهان را دریافت میکنند، در حالی که 20 درصد ثروتمندترین افراد 63 درصد درآمدها را در اختیار دارند. در ایران نیز اسناد و آمارهای موجود روند فزاینده نابرابری را نشان میدهد. برای مثال، ضریب جینی که معیاری برای سنجش نابرابری است، از 92/39 در سال 1398 به 06/40 در سال 1399 افزایش یافته است (مرکز آمار ایران، 1402). همچنین، طبق گزارش توسعه انسانی سازمان ملل (2022)، میانگین ضریب جینی ایران بین سالهای 2010 تا 2021 برابر با 9/40 درصد بوده و ایران از نظر نابرابری درآمدی در رتبه 112 جهان قرار گرفته است. در سطح استانها نیز خوزستان با ضریب 2409/0 کمترین و چهارمحال و بختیاری با ضریب 3621/0 بیشترین نابرابری را تجربه کردهاند.
از سوی دیگر، انسان موجودی محاسبهگر و هدفمند است که همواره در پی ارزیابی وضعیت زندگی خویش است و زمانی احساس رضایت میکند که به اهداف خود دست یافته باشد. رضایت از زندگی حاصل نگرش مثبت فرد نسبت به دنیای پیرامون است و ارتباط نزدیکی با توسعه اجتماعی و اقتصادی دارد (اینگلهارت، 1379). سلامت عمومی، نشاط اجتماعی و رهایی از تنشهای اجتماعی در گرو تقویت حس رضایت از زندگی است (خوارزمی، 1388: 8). از این رو، بسیاری از ملتها در پی ایجاد جوامعی بانشاط و سالم هستند، چرا که رضایت افراد از زندگی، انگیزه و بازدهی بیشتری برای فعالیتهای اجتماعی و اقتصادی ایجاد میکند. راسکین، متفکر اجتماعی، در این باره میگوید: «ثروتمندترین کشور، کشوری است که بیشترین افراد رضایتمند را در خود جای داده باشد» (به نقل از: معدندار، 1388: 5).
علیرغم اهمیت رضایت از زندگی، بررسیهای مختلف نشان میدهد که رضایت از زندگی در ایران چندان مطلوب نیست و میتوان گفت که ایرانیان سطح پایینی از رضایت را تجربه میکنند. برای نمونه، در سال 2024، وبسایت بررسی جمعیت جهان[2] (2024) گزارش داده است که ایران با امتیاز 92/4 در بین 145 کشور در رتبه 100 قرار گرفته است. همچنین سایت دادههای جهانی[3] (2025)، امتیاز رضایت از زندگی در ایران در سال 2023 را برابر با 92/4 (در بازه 0 تا 10) گزارش کرده است که کمتر از حد متوسط است.
اعتماد اجتماعی بهعنوان پیشنیاز و رکن اساسی زندگی در جوامع مدرن، تاثیر مهمی بر رضایت از زندگی دارد. باید به این نکته اشاره کرد که اعتماد اجتماعی یک مفهوم واحد نیست و دارای ابعاد مختلفی هست که در عمده تحقیقات جامعهشناختی شامل سه بعد شخصی (اعتماد به نزدیکان و کسانی که مستقیما میشناسیم)، اعتماد عمومی و بینشخصی (اعتماد به مردم در معنای نوعی آن) و نهایتا اعتماد نهادی (اعتماد به دولت و نهادها و ارگانهای مرتبط با آن) شناخته میشود. هرگونه تضعیف در اعتماد اجتماعی میتواند سایر ارکان جامعه را دچار مشکل کند. بررسیهای مرکز آمار ایران (1402) نشان میدهد که در دهه اخیر سطح اعتماد نهادی و اجتماعی در ایران کاهش یافته است. این کاهش ناشی از عواملی چون افزایش نابرابریهای اجتماعی، ضعف پاسخگویی نهادها، و کاهش شفافیت عملکرد سازمانها است. سطح پایین اعتماد به نهادهای دولتی و خدماتی بهطور خاص بر سطح رضایت اجتماعی تاثیرگذار بوده است.
شهر اهواز بهعنوان مرکز استان خوزستان و هشتمین شهر پرجمعیت ایران با حدود یک میلیون و 200 هزار نفر جمعیت (مرکز آمار ایران، 1395) نیز با چالشهای مشابهی مواجه است. اهواز در سالهای اخیر شاهد رشد سریع فیزیکی و جمعیتی بوده، اما همچنان مسائل مربوط به نابرابری اجتماعی، نارضایتی از زندگی، و افت سطح اعتماد اجتماعی در آن به چشم میخورد. اسناد موجود و مشاهدات میدانی حاکی از آن است که مردم اهواز مانند سایر شهروندان ایرانی، حس نابرابری اجتماعی و نارضایتی از وضعیت زندگی را تجربه میکنند. براساس مطالب پیشگفته این تحقیق برای پاسخگویی به این قبیل سئوالات انجام شده است: 1. وضعیت احساس نابرابری اجتماعی، رضایت از زندگی، و سطح اعتماد اجتماعی در شهر اهواز به چه میزان است؟ 2. نابرابری اجتماعی تا چه حد میتواند رضایت از زندگی شهروندان اهوازی را تحت تاثیر قرار دهد؟ 3. نقش سطوح مختلف اعتماد نهادی در این رابطه چگونه است و آیا میتواند بهعنوان یک میانجی عمل کند؟
پیشینه تجربی
در این قسمت، به برخی از تحقیقاتی که بیشترین ارتباط را با تحقیق حاضر دارند، اشاره میکنیم. تحقیق عسگری و میرزایی (1402)، نشان داد که بین دو مقوله توسعه اجتماعی-اقتصادی و نابرابری اجتماعی رابطه خطی منفی معنادار با شدت نسبتاً متوسط وجود دارد. گلابی و همکاران (1401)، نشان دادند که متغیر آنومی با ضریب تأثیر 617% مهمترین و قویترین پیشبینیکننده تغییرات رضایت از زندگی است. این امر نشان میدهد که شرایط آنومیک در جامعه در ابعاد مختلف آن میتواند رضایت شهروندان از شرایط زندگیشان و به طبع احساس امنیت و امید به آینده آنان را در جامعه متأثر کند. نتیجه پژوهش زارع شاهآبادی و همکاران (1397)، حاکی از آن است که متغیرهای سن، تعداد اعضای خانواده، اجتماعی و پایگاه اقتصادی خانواده و دسترسی نابرابر به مسیرهای اشتغال، تجمل، سرمایه، دسترسی نابرابر اجتماعی به امکانات بهداشتی رابطه معناداری با نابرابری اجتماعی دارد. همچنین نتایج رگرسیون نشان میدهد که دسترسی لوکس و نابرابر به امکانات بهداشتی در مجموع 45 درصد از تغییرات متغیر وابسته را تبیین میکند.
غفوری کله و محسنی (1397)، نشان دادند که رضایت از زندگی با تمام ابعاد بیگانگی رابطه معنادار و منفی دارد و بیشترین همبستگی بین احساس بیمعنا بودن و رضایت از زندگی وجود دارد. تحقیق سجادیان و همکاران (1394)، نشان داد از آنجاییکه ساکنان محله حصیرآباد از پایگاه اجتماعی و اقتصادی پایینتری برخوردار هستند، سبک زندگی متفاوتی را نیز تجربه میکنند و از مزایای اجتماعی کمتری برخوردارند. همچنین ارائه خدمات به محلههایی که سطوح پایین جامعه در آن زندگی میکنند کیفیت پایینتری دارد و در نتیجه دسترسی مردم به خدمات شهری کمتر از محلههای مرفهتر است.
پژوهش فرجی و خادمیان (1392)، حاکی از آن است که بین رضایت از زندگی و سرزندگی دانشجویان رابطه معناداری وجود دارد. همچنین بین متغیرهای درآمد و محرومیت نسبی و رضایت از زندگی همبستگی معناداری وجود دارد. یافتههای اژگان (1392)، نشان میدهد که تأثیر اعتماد اجتماعی بر امنیت مرزها در سطح بسیار بالایی قرار دارد و هر چه سطح اعتماد مرزنشینان را افزایش دهیم، سطح امنیت در منطقه بالاتر میرود و در نتیجه سطح مشارکت مرزنشینان افزایش مییابد و نیروهای مرزبانی که نقش تامین امنیت منطقه را دارند و کمک زیادی خواهند کرد. در این تحقیق مشخص شد که بین شاخص اعتماد بینفردی و امنیت مرزی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و بین اعتماد عمومی و بنیادی و امنیت رابطه معناداری وجود ندارد. سروش (1391)، در بررسی نوجوانان 15 تا 19 ساله ساکن شیراز نشان میدهد که بیش از نیمی از جوانان حداقل دارای سطح متوسط مسئولیت فردی و اجتماعی و از سطح متوسطی از اعتماد اجتماعی برخوردار بودند. اکثر آنها بهطور متوسط رفتارهای خیرخواهانه دیگری انجام میدهند، اما 7/12 درصد رفتارهای نوعدوستانه کمی انجام میدهند.
هدف از تحقیق رودریگز[4] (2024)، بررسی نابرابری اجتماعی در فرآیند تفکیک مسکونی در شهرهای اسپانیا بود. نتایج این تحلیل در اسپانیا نشان داد که سطوح نابرابری اجتماعی و تفکیک سکونتگاههای مسکونی نشاندهنده گرایش به مدلهای شهری است که باعث بیتفاوتی در امور شهروندی در فضای شهری و بازتولید تفاوتهای مشاهده شده در ساختار اجتماعی جامعه میشود. لانگلی، لان و وندایک[5] (2024)، نابرابریهای جمعیتی در بریتانیای کبیر را در میان گروههای خانواده قدیمی و جدید مورد بررسی قرار دادند. یافتهها نشان میدهد که نابرابریهای بیننسلی در میان سفیدپوستان بریتانیایی ریشه در قومیت آنها دارد که باعث ایجاد نابرابری اجتماعی در محیط شهری میشود. اقوام مختلف مانند ایرلندی، چینی و برخی دیگر این نابرابری اجتماعی را بیشتر با توجه به همسایگی خود تجربه میکنند. این موضوع در میان سایر گروههای تازهوارد نیز دیده میشود.
اسکات سرنائو[6] (2019)، اشاره میکند که نابرابری اجتماعی در عصر جهانی چارچوبی جامعهشناختی برای تحلیل نابرابری در ایالات متحده در زمینه طبقهبندی جهانی و اقتصاد جهانی به سرعت در حال تغییر فراهم میکند. او همچنین با تحلیلی روشنگرانه و با استفاده از مثالهایی، ابعاد متعدد نابرابری، امتیاز طبقاتی، نژاد و قومیت، جنسیت، موقعیت و قدرت و نحوه تلاقی آنها با یکدیگر را بررسی میکند. جانسون[7] و همکاران (2017)، در تحقیقات خود در رابطه با روند نابرابری اجتماعی در بین نوجوانان دانمارکی به این نتیجه رسیدند که اگرچه به نظر میرسد شکاف فعالیت بدنی بین طبقات اجتماعی در نوجوانان دانمارکی افزایش نیافته است، اما تفاوتهای قابلتوجهی در سطح فعالیتها بین طبقات اجتماعی بالا، متوسط و پایین وجود دارد. بنابراین نیاز به فعالیتهای مداخله بدنی هدفمند در میان نوجوانان طبقه پایین و متوسط وجود دارد.
پژوهش گیولاکتی[8] (2010)، نشان میدهد که حمایت اجتماعی ادراک شده 43 درصد از رضایت از زندگی را تبیین میکند. او معتقد است گذراندن وقت با خانواده در رضایتمندی افراد تاثیر مستقیم دارد. همچنین حمایت ادراک شده از دوستان بهطور غیرمستقیم بر رضایت فرد تأثیر میگذارد، اگر فرد خود را بهتر از دوستانش درک کند، رضایت او افزایش مییابد. افرادی که از حمایت اجتماعی بالایی برخوردارند، احساس رضایت بیشتری از زندگی خود دارند. کپتین و اسمیت[9] (2010)، بررسی رضایت از زندگی در هلند و ایالات متحده آمریکا پرداختهاند. نتایج این تحقیق نشان داد که بین پاسخگویان هلندی و آمریکایی در تمامی ابعاد (شغل، روابط اجتماعی و درآمد) و رضایت از زندگی تفاوت معناداری وجود دارد. نتایج این تحقیق نشان داد که رضایت از زندگی با چهار بعد رضایت در رضایت رابطه معناداری دارد که به ترتیب روابط اجتماعی و خانوادگی، شغل، سلامت و درآمد بیشترین رضایت از زندگی را دارند.
بهطور کلی مشاهده میشود که علیرغم اهمیت تأثیر احتمالی نابرابری اجتماعی بر رضایت از زندگی پژوهش خاصی در این زمینه صورت نگرفته است. همچنین در هیچ کدام از این تحقیقات نقش میانجی اعتماد اجتماعی نیز در این رابطه مورد بررسی قرار نگرفته است. در این تحقیق سعی بر این است که تا حد امکان این خلاء برطرف شده، به غنای ادبیات نظری این موضوع افزوده شود.
ملاحظات نظری
نابرابری اجتماعی به توزیع نابرابر و سیستماتیک منابع در جامعه از طریق فرایندهای اجتماعی اشاره دارد، که در صورت تکرار منظم میان گروههای مشابه، به یک مسئله اجتماعی تبدیل میشود (Dickard, 2012: 19). بهعبارتی دیگر نابرابری اجتماعی به تفاوت در دسترسی افراد به منابع، خدمات و موقعیتهای ارزشمند ناشی از جایگاه آنها در ساختار اجتماعی اشاره دارد و پیامدهایی حقوقی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دارد. این نابرابری زمانی شکل میگیرد که افراد یا گروهها به مقایسه و ارزیابی موقعیت یکدیگر میپردازند. احساس نابرابری نیز نتیجه درک ذهنی کنشگر از دسترسی نابرابر به منابع نسبت به دیگران است که با مقایسه اجتماعی و ارزیابی موقعیت همراه است (لهساییزاده، 1380: 7).
تعدد دیدگاهها درباره نابرابری اجتماعی، پیچیدگی و چندلایه بودن این پدیده را نشان میدهد. برخی بر عوامل فردی و برخی بر ساختارهای اجتماعی تأکید دارند، در حالیکه دیدگاه ترکیبی با در نظر گرفتن تعامل این عوامل، شناخت کاملتری ارائه میدهد و به تدوین راهکارهای مؤثرتر کمک میکند. نابرابری اجتماعی تحت تأثیر عواملی چون طبقه، نژاد، جنسیت و بهویژه سن است و جنسیت یکی از ابعاد مهم نابرابری اجتماعی است و بهعنوان یک ساختار اجتماعی، از طریق فرایندهای فرهنگی و اجتماعی شکل میگیرد. در بسیاری از جوامع، نقشها و وظایف سنتی تعیینشده برای زنان و مردان باعث شکلگیری نابرابری جنسیتی میشود (Parsons, 1970).
کارل مارکس نابرابری اجتماعی را در چارچوب نظام سرمایهداری و تضاد طبقاتی تحلیل میکرد. او مالکیت خصوصی را عامل اصلی شکاف بین طبقات دارا و ندار میدانست که همواره در تاریخ وجود داشته است (Marx & Engels, 2019). از نظر او، این تضاد باعث محرومیت گروههای ضعیف جامعه از منابع کمیاب میشود. اما نقش آگاهی در اندیشه مارکس حیاتی است؛ هرچه محرومان بیشتر نسبت به منافع واقعی خود آگاه شوند، مشروعیت نظم موجود کاهش مییابد و نارضایتی مشترک میان آنها، سطح آگاهی جمعی را افزایش میدهد (ترنر و بیگلی، 1384).
ماکس وبر از جامعهشناسان برجسته کلاسیک است که برخلاف مارکس نابرابری را صرفاً اقتصادی نمیبیند و نابرابری اجتماعی را در سه بُعد طبقه، پایگاه و حزب بررسی میکند؛ رویکرد چندبُعدی وبر در تحلیل نابرابری اجتماعی، نظریه او را از دیدگاه اقتصادی مارکس متمایز میسازد (Weber, 1978). گیدنز نیز با ترکیب رویکرد مارکسیستی، ساختگرایی و روش هرمنوتیکی، چارچوبی تلفیقی برای فهم نابرابریهای اجتماعی ارائه میدهد که بر تحلیل کلان قشربندی استوار است. به باور او، قدرتمندان با انباشت منابع ارزشمند مانند ثروت، قدرت اجتماعی را نیز در دست میگیرند (Giddens, 2006).
با رویکرد نظریه تعارض، نابرابری اجتماعی پیامد رقابت و درگیری گروههای اجتماعی برای دستیابی به منابع محدود است. این رقابتها باعث توزیع نابرابر قدرت و فرصتها شده و ساختارهای نابرابری را شکل میدهند. نابرابری واقعیتی آشکار و چندبُعدی است که برای مقابله با آن نیاز به تحلیلهای دقیق و جامع وجود دارد. نظریههای مرتبط در فهم چگونگی شکلگیری، بازتولید و کاهش نابرابریهای اجتماعی نقش مهمی دارند (Collins, 2000).
جامعهشناسان دیدگاههای مختلفی درباره رضایت و نارضایتی دارند. برخی نارضایتی را عامل تضادهای اجتماعی میدانند که منجر به تغییرات اجتماعی میشود، در حالیکه برخی دیگر آن را نتیجه خواستههای روزافزون انسانها میدانند. از دیدگاه برخی، نقشها و کرامتهای اجتماعی بر رضایت افراد تأثیر میگذارد و برخی نیز آن را در قالب نظم اجتماعی تحلیل میکنند. همچنین، بحث تبادلات اجتماعی و پاداشها و آسیبهای ناشی از آن نیز از دیگر ابعاد بررسی میزان رضایت در سطوح مختلف جامعه است (سید میرزایی وقهرمان، 1388). لوئیس کریزبرگ[10] در کتاب جامعهشناسی تعارضات اجتماعی سه منبع اصلی نارضایتی را معرفی میکند که همگی ریشه در نابرابری و میل ناشی از آن دارند. این سه دیدگاه شامل: ۱) تأکید بر محرومیت مطلق، ۲) ناسازگاری در موقعیتهای اجتماعی مختلف، و ۳) تغییرات در برداشت افراد از آنچه دارند و آنچه باید داشته باشند در طول زمان است (Kreisberg, 1973: 68 به نقل از صفدری، 1373). سطوح پایین رضایت از زندگی نشاندهندهی سطح بالای انزوای اجتماعی، ناتوانی و نابهنجاری در جامعه است. اهمیت اصلی رضایت از زندگی در نقشی است که این مفهوم در تداوم ایفای نقشهای اجتماعی ایفا میکند، نه در پیامدهای سیاسی فوری آن. رضایت از زندگی و نگرشهای مرتبط با آن، مانند اعتماد، مجموعهای از شاخصها تلقی میشوند که با تحولات و فرایندهای سطح کلان اجتماعی مرتبط هستند (اینگلهارت، 1379).
از دیدگاه جامعهشناسی، اعتماد اجتماعی نقش بنیادینی در انسجام جامعه دارد. ماکس وبر آن را شرط رفتار عقلانی میداند که میتواند منشأ فردی یا گروهی داشته باشد. آنتونی گیدنز نیز اعتماد اجتماعی را معادل اطمینان و تکیه بر کیفیت دانسته و آن را برای زندگی مدرن ضروری میشمارد (آقاییزاده، 1391). وجود این اعتماد میان افراد و گروههای مختلف، عامل مهمی در حفظ یکپارچگی اجتماعی است. به باور زیمل، در نبود اعتماد اجتماعی، جوامع دچار فروپاشی میشوند زیرا روابط انسانی با بیاعتمادی و عدم اطمینان همراه میگردد. علاوه براین، اعتماد اجتماعی نقش بنیادینی در شکلگیری سرمایه اجتماعی، تحقق دموکراسی، سامانیابی و پویایی نظم اجتماعی و توسعه همهجانبه دارد. این اعتماد، پایه اصلی روابط اجتماعی و از عناصر کلیدی نظم اجتماعی محسوب میشود (حاجیزاده و فلکالدین، 1396: 39). اعتماد اجتماعی به معنای حسن نیت فرد نسبت به دیگران است که موجب تسهیل و گسترش روابط اجتماعی میشود. این مفهوم، شاخصی از سرمایه اجتماعی بوده و در شرایط ابهام و ریسک، تبادلات اجتماعی را امکانپذیر میسازد. همچنین، اعتماد اجتماعی توانایی تشخیص صداقت گفتار و رفتار دیگران را در بر دارد (زارع شاهآبادی و نوریان، 1391: 48).
اعتماد اجتماعی برای تقویت حس تعلق جمعی و انسجام اجتماعی ضروری است، زیرا زمینهساز وابستگی بیشتر افراد به جامعه و تلاش برای توسعه آن میشود (وولکاک و همکاران، 1389). این اعتماد با ایجاد پیوند میان افراد، روابط جمعی را تقویت کرده و زمینهساز رضایت، برابری فرصتها و تلاشهای فردی و گروهی است (بیدل و دیگران، 1393). در نقطه مقابل، بیاعتمادی اجتماعی، وابستگی فرد به ارکان جامعه را کاهش میدهد و جامعه خود زمینهساز تضعیف اعتماد میشود. در این شرایط، افراد منافع گروهی را بر منافع ملی ترجیح میدهند. با تضعیف کارکرد اعتماد، همبستگی و نظم ملی فرو میریزد و گرایش به گروهگرایی افزایش مییابد؛ چرا که بدون اعتماد، مشارکت مؤثر در حفظ امنیت و منافع جمعی ممکن نیست (بیدل و محمودزاده، 1391).
فرانسیس فوکویاما[11] با رویکردی اقتصادی، اعتماد را پایه حفظ سرمایه اجتماعی میداند که مبتنی بر مجموعهای از هنجارها و ارزشهای غیررسمی چون صداقت، پایبندی به تعهدات و ارتباط متقابل است. به باور او، جوامع توسعهیافته به دلیل سطح بالای اعتماد اجتماعی، از توان رقابتی و سعادت بیشتری برخوردارند، زیرا اعتماد بهمثابه فرهنگی فراگیر، شرط اصلی پیشرفت ملتهاست (Fukuyama, 2000: 10). میزتال[12] (2001) اعتماد را به سه نوع مختلف براساس سه نوع نظم اجتماعی تقسیم میکند: نوع اول اعتماد مبتنی بر عادت است که در آن نظم ثابت و دائمی برقرار است؛ نوع دوم اعتماد، اعتماد مبتنی بر آشنایی، دوستیها و ارزشها است. نوع سوم، اعتماد به نظم گروهی است که مکانیسمی برای حل مشکل همکاری فراهم میآورد.
فقدان اعتماد، با نقض قوانین، رفتارهای ضد اجتماعی، خودکشی، خشونت و سایر مشکلات اجتماعی همراه است و تأثیر منفی بیشتری دارد. سبک زندگی بدون جلب اعتماد دیگران، موجب آشفتگیهای روانی و اجتماعی میشود. بنابراین، گسترش اعتماد و همکاری میان اعضای جامعه، به غنیسازی سرمایه اجتماعی و کاهش مشکلات روانی و اجتماعی منجر میشود» (بهزاد، 1381: 50).
اهمیت اعتماد اجتماعی به این دلیل است که این متغیر با بسیاری از متغیرهای جامعه مدنی، از جمله مشارکت، همبستگی دارد. مشارکت اجتماعی و عضویت داوطلبانه در سازمانهای مردمنهاد و انجمنهای داوطلبانه از جمله پیامدهایی است که در صورت وجود اعتماد اجتماعی بالا، زمینه مناسبی برای تحقق آن فراهم میشود. اگر این اعتماد از سطح فردی به سطح اجتماعی منتقل شود، بهعنوان سرمایهای ارزشمند شناخته میشود که هزینه تعاملات اجتماعی، اقتصادی و اقدامات مرتبط را کاهش میدهد (علیپور و همکاران، 1388: 110). به گفته زتومکا، هنجار اعتماد جزء کلیدی سرمایه اجتماعی است که از سه نوع تشکیل شده است. این سه نوع اعتماد عبارتند از: 1- اعتماد به آشنایان که به آن اعتماد شخصی[13] یا اعتماد اجتماعی خانوادهها میگویند. 2- اعتماد تعمیم یافته[14] این اعتماد شامل اعتماد به غریبهها نیز میشود. 3- اعتماد مدنی یا نهادی[15]: اعتماد نهادی، حالت انتزاعی اعتماد به نهادها و سازمانهاست نهادها و سازمانهایی نظیر مدرسه، ارتش، دانشگاه، دادگاه، نیروی انتظامی و مانند آن. سطح اعتمادی که مردم به نهادهای گوناگون دارند، در بین جوامع متفاوت بوده و در طی زمان دستخوش تغییر میشود (Sztompka, 2012).
نهادها در صورتی که به خوبی طراحی شوند، میتوانند زمینهساز اعتماد به افرادی باشند که هیچگاه با آنها تماس نداشتهایم و پیوند اجتماعی مشترکی نداریم. نهادها علاوه بر مجموعهای از قوانین، نقاط مرجع و ارزشهای هنجارآفرین را فراهم میکنند که میتوان برای توجیه و معنادارکردن آن قوانین، به آنها تکیه کرد. بهعبارت دیگر، نهادها از روح، شخصیت و نظریه اخلاقی تلویحی برخوردارند که کنشگران را به حمایت از آنها و رعایت قوانینشان ترغیب میکند. اعتماد به نهادها این فرض را استنتاج میکند که ارزشهای آنها برای تعداد کافی از مردم معنادار است تا آنها را به اطاعت و وفاداری وادار کند. نهادها به دو صورت اعتماد را میان غریبهها ایجاد میکنند: اول، از طریق اعتبار اخلاقی و تأثیر سازنده بر دیگران و دوم، از طریق حقوق اجتماعی و حمایتی که فراهم میکنند و خطرات ناشی از اعتماد به غریبهها را محدود میسازند. به این ترتیب، نهادها واسطه اعتماد هستند و نمایانگر ارزشهای ویژهای هستند که کنشگران را به وفاداری و اطاعت از آنها ترغیب میکنند (وولکاک و همکاران، 1389). در مجموع نظریهای منسجم در مورد مکانیسم اثر گذاری متغیرهای این تحقیق وجود ندارد، بر مبنای کلیتی که از نظریههای مطرح شده فوق بر میآید مدل مفهومی زیر (شکل 1) تدوین شده و تلاش شده است با استفاده از تحلیلهای دادهبنیان با نرمافزار Smart PLS این روابط تحلیل شوند.
آنچه در این تحقیق مفروض گرفته شده است متشکل از چندین قضیه هست. اول اینکه تحقیقات جامعهشناختی نشان میدهند که نابرابری اجتماعی، بهعنوان یک پدیده چندبعدی، نهتنها بر دسترسی افراد به منابع اقتصادی تأثیر میگذارد، بلکه درک ذهنی افراد از جایگاه اجتماعیشان را نیز متأثر میکند. نابرابری اجتماعی در این چارچوب، از دیدگاههای مارکس (2019) و وبر (1978) بهعنوان محرکی برای تضاد اجتماعی و محدودیت در فرصتها در نظر گرفته شده است.
رضایت از زندگی نیز در این چارچوب بهعنوان متغیر وابسته مورد توجه قرار گرفته است. نظریههای اینگلهارت (1379) و دورکیم (2019) به درک تأثیر نابرابری اجتماعی بر این متغیر کمک میکنند. اینگلهارت معتقد است رضایت از زندگی از تعامل عوامل اجتماعی و روانشناختی نشأت میگیرد و نابرابریهای اجتماعی میتوانند با تشدید احساس ناکامی و کاهش همبستگی اجتماعی، این رضایت را بهطور چشمگیری کاهش دهند.
اعتماد نهادی بهعنوان یکی از متغیرهای میانجی در این رابطه بررسی شده است. این مفهوم از نظریات دورکیم (2019) و پاتنام (2000) گرفته شده است که اعتماد اجتماعی را زیربنای انسجام و همکاری اجتماعی میدانند. در شرایطی که نابرابری اجتماعی افزایش مییابد، اعتماد به نهادها و سازمانهای اجتماعی کاهش مییابد و این کاهش اعتماد، چرخهای از نارضایتی عمومی را به همراه دارد. گیدنز (2006) با تأکید بر نقش اعتماد در جوامع مدرن، آن را ابزاری برای کاهش ریسکها و حفظ ثبات اجتماعی میداند. از این منظر، اعتماد اجتماعی یک سرمایه غیرمادی است که ضعف آن میتواند پیامدهای منفی جدی بر نظم و کیفیت زندگی داشته باشد.
از اینرو، این چارچوب نظری، روابط پیچیده و چندبعدی میان متغیرهای اصلی پژوهش را مشخص میکند و بر نقش نابرابری اجتماعی بهعنوان عامل اولیه، اعتماد اجتماعی بهعنوان واسطه تأثیرگذار و رضایت از زندگی بهعنوان پیامد نهایی تأکید دارد (شکل 1).
روش و دادههای پژوهش
با توجه به اهداف، سؤالات و فرضیههای تحقیق، در این پژوهش از روش کمی و شیوه پیمایشی استفاده شده است. این تحقیق از نظر زمانی مقطعی و از نظر هدف کاربردی و نیز پهن دامنه است. جامعه آماری این تحقیق شهروندان بالای 15 سال شهر اهواز میباشند که براساس آخرین سرشماری کشور در سال1395 تعداد آنها حدود 000/200/1نفر میباشد. نمونه تحقیق با استفاده از جدول تعیین حجم نمونه لین با ضریب خطای 5% به تعداد 384 نفر برآورد شده است.
روش نمونهگیری این تحقیق از نوع تصادفی چند مرحلهای بوده و روش اجرای آن بدین صورت است که ابتدا از میان مناطق مختلف شهر اهواز، برخی از محلههای شهر اهواز مانند: کوی رمضان، کوی مهدیس، گلستان، شهرک دانشگاه، محله نادری (مرکز شهر) به صورت تصادفی انتخاب و سپس از هر محله دو خیابان اصلی انتخاب شدند، سپس با مراجعه به درب خانههای منتخب، از اولین نفر بالای 15 سال خانوار که با پرسشگر مواجه شد مصاحبه به عمل آمد. در این پژوهش برای سنجش متغیرهای نابرابری اجتماعی، اعتماد اجتماعی و رضایت از زندگی، از پرسشنامه محققساخته استفاده شد. گویههای این پرسشنامه با رجوع به پیشینه نظری و مطالعات تجربی پیشین استخراج شدند؛ به این معنا که پس از مرور منابع معتبر داخلی و خارجی مرتبط با هر متغیر، مؤلفههای کلیدی شناسایی و گویههایی متناسب با شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه مورد مطالعه (شهر اهواز) طراحی شدند.
تعاریف مربوط به متغیرهای اصلی پژوهش به شرح زیر است: جهت عملیاتی شدن متغیر احساس نابرابری اجتماعی، این احساس در ابعاد نابرابری جنسیتی، قومیتی، حقوقی، شغلی و اقتصادی مورد سنجش قرار گرفت. در این گویهها پاسخگویان خود را در مقایسه با اطرافیانشان، یا بهعبارت دیگر، «دیگران مشابه» ارزیابی کردهاند. برای این منظور از مقیاس طیف لیکرت 7 گویه با دامنه 1 تا 5 (کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم) استفاده شده است.
جدول 1ـ گویههای اندازهگیری شده به همراه شاخصهای اعتماد و پایایی آنها
|
گویهها
|
ضریب آلفا
|
|
من هم اگر امکانات دیگران را داشتم به اندازه آنها پیشرفت میکردم
|
899/0
|
|
در جامعه ما بچه داری و خانه داری از وظیفه عمده رنان است و به مردان ربطی ندارد.
|
|
|
اگر همه چیز درست بود من الان باید شغل بهتری میداشتم
|
|
|
بین زنان و مردان از نظر تقسیم کار در خانه نابرابری وجود دارد.
|
|
|
هر چه تلاش میکنم باز هم دیگران از من جلوتر هستند.
|
|
|
جادهها و خیابانهای منطقه ما از کیفیت مناسبی برخوردار هستند.
|
|
|
من به کتابخانه و مجتمعهای فرهنگی دسترسی دارم.
|
|
|
امکانات آموزشی رایگان و مناسب در محله ما وجود دارد.
|
|
|
وضعیت بهداشتی محیط زندگی من مناسب است.
|
|
|
امکان داشتن شغل دلخواه و مناسب برایم فراهم هست
|
|
|
در محل سکونت خود تا چه حدی به خوراک و پوشاک مناسب دسترسی دارید؟
|
|
|
تا چه حدی به مسکن قابل سکونت و مناسب دسترسی دارید؟
|
|
|
درآمد فعلی شما تا چه حدی کفاف معیشت و هزینههای جاری زندگی را تأمین میکند؟
|
|
|
در محل سکونت خود تا چه حدی نظم و امنیت (جانی و مالی) برقرار میباشد؟
|
منبع: یافتههای تحقیق
در این پژوهش رضایت از زندگی در ابعاد، رضایت اجتماعی، رضایت اقتصادی در نظر گرفته شده است که با توجه به منابع موجود (سیدمیرزایی و قهرمان، 1388) شاخصسازی و عملیاتی شده است. و از 6 گویه در قالب مقیاس طیف لیکرت با دامنه 1 تا 5 (کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم) استفاده شده است و برای عملیاتی کردن مفهوم اعتماد نهادی از منابع تجربی (پاتنام، 1380) بهره گرفته شده است. اعتماد نهادی عام به معنای اعتماد کلی پاسخگویان به مراجع تصمیمگیرنده، قانونگذار، اجراکننده و ناظر بر اجرای قانون بوده است که با شش گویه در طیف لیکرت سنجیده شده است.
جدول 2ـ گویههای اندازهگیری شده به همراه شاخصهای اعتماد و پایایی آنها
|
گویهها
|
ضریب آلفا
|
|
میزان رضایت از وضعیت درآمد
|
9927/0
|
|
میزان رضایت از وضعیت مسکن
|
|
|
میزان رضایت از وضعیت امکانات آموزشی
|
|
|
میزان رضایت از وضعیت امکانات بهداشتی
|
|
|
میزان رضایت از وضعیت و فرصتهای شغلی
|
|
|
میزان رضایت از وضعیت امکانات تفریحی ـ فراغتی
|
|
|
نمایندهها فقط فکر این هستند که چطور در دوره بعد رای بیاورند و منافع مردم برایشان.
|
948/0
|
|
نمایندگان مجلس قانونی را تصویب نمیکنند مگر آنکه خودشان از آن قانون نفعی ببرند.
|
|
|
شهرداری و شورا شهر بیشتر فکر استفاده از موقعیت و نفع شخصی خودشان هستند نه سامان دادن وضعیت شهر
|
|
|
پلیس و نیروی انتظامی در خدمت منافع قدرتمندان هستند نه در خدمت کمک به مردم.
|
|
|
کارکنان دولت فقط فکر گرفتن حقوق خودشان هستند تا راه انداختن کار مردم
|
|
|
سپاه و بسیج عملا به دنبال منافع خودشان هستند نه آسایش مردم.
|
منبع: یافتههای تحقیق
برای سنجش اعتماد نهادی خاص، اعتماد به هشت سازمان و ارگان مرتبط به این موضوع نظیر دادگاهها، بانکهای دولتی، پلیس و نیروی انتظامی، شهرداری، صدا و سیما، دانشگاه، سپاه، مجلس و امام جمعه مورد سئوال قرار گرفتهاند که آلفای کرونباخ ترکیبی آنها برابر با 931/0 برآورد شده است.
برای سنجش اعتبار[16] محتوایی و صوری، پرسشنامه اولیه در اختیار چندتن از اساتید جامعهشناسی و روش تحقیق قرار گرفت و اصلاحات لازم براساس نظرات ایشان اعمال شد. همچنین با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی اعتبار سازه پرسشنامه نیز مورد بررسی قرار گرفت. برای سنجش پایایی[17] ابزار، ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید که برای هر یک از متغیرها در حد قابلقبول (بیش از7/0) گزارش شد. این فرآیند نشان میدهد که پرسشنامه از انسجام درونی مطلوبی برخوردار بوده و قابلیت اتکا برای تحلیل آماری را داراست. به این ترتیب، اگرچه ابزار پژوهش بهصورت محققساخته تدوین شده است، طراحی آن مبتنی بر مبانی نظری معتبر بوده و شاخصهای لازم برای اعتبار و پایایی رعایت شدهاند. دادههای جمعآوریشده در بخش توصیفی با نرمافزار SPSS و در بخش استنباطی با استفاده از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از حداقل مربعات جزئی، با استفاده از نرمافزار Smart PLS تحلیل شدند.
یافتههای پژوهش
در ابتدا با استفاده از آمار توصیفی نمای کلی نمونه تحقیق و نیز متغیرهای تحقیق مشخص شدهاند. چنانکه ذکر شد در این تحقیق 384 نمونه مورد بررسی قرار گرفتهاند که 56 درصد آنها را مردان و 46 درصد باقیمانده را زنان تشکیل دادهاند. پاسخگویان مذکور در بازه سنی 15 تا 80 سال قرار داشته و بیشترین فراوانی در گروه سنی 26-36 سال با فراوانی نسبی 31 درصد قرار داشته است. 33 درصد پاسخگویان مجرد و 58 درصد متاهل و 5 درصد مطلقه بودهاند و درحالیکه 10 درصد پاسخگویان تحصیلات ابتدایی و بیسواد داشتهاند بیشترین درصد تحصیلات در دوره راهنمایی و دبیرستان دیده شده است با 38 درصد و تنها 4 درصد پاسخگویان تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر داشتهاند. به لحاظ وابستگی قومی در حالیکه حدوداً نیمی از اعضای نمونه عرب هستند، 15 درصد پاسخگویان فارس، 27 درصد لر و21 درصد پاسخگویان ترک میباشند. جدول 3 یافتههای فوق را نشان میدهد.
جدول 3ـ توزیع فراوانی برخی متغیرهای زمینهای نمونه تحقیق
|
متغیر
|
مقادیر
|
فراوانی مطلق
|
فراوانی نسبی
|
|
جنسیت
|
مرد
|
213
|
1/56
|
|
زن
|
167
|
9/43
|
|
|
وضع تاهل
|
مجرد
|
127
|
4/33
|
|
متاهل
|
222
|
4/58
|
|
|
مطلقه
|
20
|
3/5
|
|
|
سایر
|
11
|
9/2
|
|
|
وضعیت شغلی
|
شاغل
|
174
|
8/45
|
|
غیرشاغل
|
206
|
2/54
|
|
|
قومیت
|
فارس
|
59
|
5/15
|
|
لر
|
105
|
6/27
|
|
|
عرب
|
179
|
1/47
|
|
|
ترک
|
21
|
5/5
|
|
|
سایر
|
16
|
2/4
|
با توجه به سطح سنجش فاصلهای متغیرهای مستقل و وابسته تحقیق جدول 4 آمارههای توصیفی متغیرهای مذکور را نشان میدهد.
جدول 4 - آمار توصیفی متغیرهای تحقیق
|
نام متغیر
|
میانگین
|
انحراف معیار
|
مقدار حداقل
|
مقدار حداکثر
|
میانگین طیف
|
سطح
معناداری
|
|
نابرابری اجتماعی - سیاسی - اجتماعی
|
80/10
|
85/2
|
5
|
20
|
15
|
000/0
|
|
احساس محرومیت
|
82/27
|
28/6
|
13
|
43
|
30
|
000/0
|
|
رضایت از زندگی
|
26/18
|
95/3
|
6
|
30
|
18
|
200/0
|
|
اعتماد نهادی عام
|
47/15
|
07/5
|
6
|
28
|
17
|
000/0
|
|
اعتماد نهادی خاص
|
15/24
|
15/7
|
9
|
41
|
25
|
021/0
|
|
اعتماد نهادی کل
|
62/39
|
68/10
|
15
|
69
|
42
|
000/0
|
برای ایجاد درک بهتری از وضعیت متغیرهای بررسی شده در سطح جامعه آماری، با استفاده از آزمون تی تکنمونهای، وضعیت متغیرها با میانگین طیف مقایسه شده است. چنانکه در جدول 4 پیداست با اطمینان 99 درصد، سطح نابرابری اجتماعی و احساس محرومیت و همچنین اعتماد نهادی عام و اعتماد نهادی کل از سطح متوسط پایینتر هست. این وضعیت در مورد اعتماد نهادی خاص با اطمینان 95 درصد وجود دارد. اما رضایت از زندگی جامعه آماری تحقیق در سطح متوسط هست.
برای آزمون فرضیههای تحقیق از تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری[18] واریانسمحور با استفاده از حداقل مربعات جزیی استفاده شده است. با توجه به ابعاد متعددی که سازههای احساس نابرابری اجتماعی و اعتماد نهادی دارند، برای اندازهگیری این سازهها از مدلهای اندازهگیری سلسلهمراتبی استفاده شده است. برای اندازهگیری این سازه از مدل اندازهگیری سه عاملی مرتبه دوم استفاده شده است به این صورت که فرض شده است احساس نابرابری اجتماعی و احساس محرومیت ابعادی هستند که میتوانند توسط احساس نابرابری کل تبیین شوند. همچنین اعتماد نهادی سازه پنهانی است که تبیینکننده تغییرات اعتماد نهادی عام و نیز اعتماد نهادی خاص میباشد و بوسیله آنها اندازهگیری شده است. اما سازه رضایت از زندگی به صورت مدل اندازهگیری مرتبه اول تدوین شده است. در مجموع مدل معادله ساختاری متغیرهای تحقیق در قالب شکل 2 مورد آزمون قرار گرفته است. ضرایب استاندارد حاصل شده بر روی مدل مشخص هست.
شاخص SRMR مدل به مقدار 011/0نشان میدهد مدل تحقیق از نکویی برازش قابلقبولی برخوردار هست. بارهای عاملی موجود در مدل نشان میدهند که معرفهای استفاده شده برای اندازهگیری عاملهای پنهان کاملاً مناسب هستند. مقدار آلفای کرونباخ و آلفای کرونباخ ترکیبی برای تمامی معرفها نیز بالای 7/0 گزارش شده است و نشان میدهد معرفها از پایایی قابلقبولی بهره مند هستند. همچنین مقدار واریانس استخراج شده متغیرهای مدل با رقم بالای 5/0 نشان از قابلقبول بودن اعتبار همگرای مدلهای اندازهگیری استفاده شده در مدل تحقیق دارد. مقدار ضریب تعیین تعدیل شده نشان میدهد متغیرهای موجود در مدل توانستهاند 3/42 درصد واریانس رضایت اجتماعی را تبیین کنند. جدول 5 شاخصهای اعتبار همگرا و پایایی عاملها را نشان میدهد:
جدول5- شاخصهای اعتبار همگرا و پایایی عاملها
|
عامل پنهان
|
احساس محرومیت
|
اعتماد نهادی
|
عتماد نهادی خاص
|
اعتماد نهادی عام
|
رضایت از زندگی
|
|
شاخص AVE
|
503/0
|
517/0
|
627/0
|
755/0
|
681/0
|
|
آلفای ترکیبی
|
899/0
|
941/0
|
931/0
|
948/0
|
927/0
|
قسمت ساختاری مدل نشان میدهد احساس نابرابری اجتماعی با اثر رگرسیونی استاندارد با ضریب 482/0 بر رضایت از زندگی اثر منفی دارد و موجب کاهش سطح رضایت از زندگی مردم میشود. این سطح از تاثیر به خودی خود قابلتوجه هست. در عین حال متغیر اعتماد نهادی نیز میتواند بهعنوان متغیر میانجی در این رابطه تاثیر گذار باشد و شدت آنرا افزایش دهد. در واقع این متغیر بهعنوان متغیر میانجی جزء عمل میکند و میتواند مقداری از اثر منفی احساس نابرابری اجتماعی را بر رضایت از زندگی انتقال دهد. همچنین متغیر احساس نابرابری تاثیری منفی با ضریب 356/0بر اعتماد نهادی دارد و میتواند 6/12 درصد از واریانس اعتماد نهادی را تبیین کند. این قضیه نشان میدهد که احساس نابرابری اجتماعی میتواند سطح اعتماد به نهادها و سازمانهای دولتی را کاهش دهد. تمامی ضرایب رؤیت شده در مدل در فاصله اطمینان 99 درصد معنادار هستند. جدول 6 ضرایب اثر متغیرهای موجود در مدل را نشان میدهد.
جدول6- ضرایب استاندارد تاثیر متغیرها
|
اثر متغیرها
|
اثر مستقیم
|
اثر غیر مستقیم
|
اثر کل
|
|
احساس نابرابری ! رضایت از زندگی
|
482/0-
|
107/0-
|
59/0-
|
|
احساس نابرابری ! اعتماد نهادی
|
356/0-
|
-----
|
356/0-
|
|
اعتماد نهادی ! رضایت از زندگی
|
298/0
|
----
|
298/0
|
بحث و نتیجهگیری
نابرابری اجتماعی یکی از مسائل بنیادین در حوزه تحلیلهای جامعهشناختی بهشمار میرود که تأثیرات گستردهای بر ابعاد مختلف زندگی فردی و جمعی برجای میگذارد. در بسیاری از جوامع، شکافهای ناشی از نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی نهتنها به تضعیف انسجام اجتماعی منجر میشوند، بلکه موجب کاهش سطح رضایت از زندگی و تضعیف اعتماد به نهادهای رسمی و مدنی نیز میگردند. در این میان، متغیرهایی مانند اعتماد نهادی میتوانند بهعنوان عوامل میانجی، در تقویت یا تضعیف اثرات نابرابری اجتماعی ایفای نقش کنند. دلیل بررسی این متغیر در این تحقیق این هست که بهطور کلی در دنیای مدرن نهادها و ارگانها حضور موثری در زندگی مردم دارند ولی در ایران به علت حضور گسترده دولت و نهادهای دولتی به صورت مضاعف هست و جا دارد به صورت تجربی این اثر مورد مطالعه قرار بگیرد. مطالعه حاضر با هدف تحلیل تجربی سازوکار تأثیر نابرابری اجتماعی بر رضایت از زندگی، با تمرکز بر نقش میانجی اعتماد نهادی، در شهر اهواز انجام شده است. بدین منظور، ضمن مرور دیدگاههای نظری مرتبط با نابرابری و اعتماد، از روشهای آماری و دادههای میدانی برای تحلیل این روابط در سطح شهری استفاده شد.
یافتههای پژوهش نشان داد که نابرابری اجتماعی اثری منفی و معنادار بر رضایت از زندگی ساکنان شهر اهواز دارد؛ نتایجی که با دیدگاههای نظریهپردازانی چون دورکیم و مارکس همسو است، چرا که این نظریات نابرابری را عامل فروپاشی انسجام اجتماعی و کاهش رضایت عمومی میدانند. علاوهبراین، اعتماد نهادی بهعنوان یک متغیر میانجی، نقش مهمی در چگونگی و شدت تأثیر نابرابری اجتماعی بر رضایت از زندگی ایفا میکند. کاهش اعتماد به نهادهای دولتی میتواند اثرات منفی نابرابری را تشدید کند و موجب تضعیف پیوندهای اجتماعی شود. در نتیجه، تقویت و بازسازی اعتماد نهادی، برای ارتقاء رضایت از زندگی و انسجام اجتماعی، از اهمیت بالایی برخوردار است.
همچنین نتایج حاکی از آن است که احساس محرومیت نسبی، که غالباً ناشی از مقایسههای اجتماعی منفی است، نقش چشمگیری در کاهش رضایت از زندگی ایفا میکند. این یافتهها با نتایج مطالعات پیشین، از جمله پژوهش عسگری و میرزایی (1402) در زمینه نابرابری اجتماعی و توسعه، و تحقیق گلابی و همکاران (1401) پیرامون آنومی و شرایط اجتماعی، همراستا هستند. تفاوت در سطح اثرگذاری اعتماد نهادی در جوامع مختلف نیز ممکن است ناشی از ویژگیهای خاص ساختاری و فرهنگی شهر اهواز باشد؛ جاییکه گاه اعتماد نهادی در واکنش به برخی مداخلات و اقدامات نهادی قابلیت بازسازی دارد.
براساس تحلیلهای آماری از جمله مدل معادلات ساختاری، مشخص شد که 3/42 درصد از واریانس رضایت از زندگی بهطور مستقیم و غیرمستقیم توسط نابرابری اجتماعی و اعتماد اجتماعی قابلتبیین است. بهطور مشخص، نابرابری اجتماعی اثری منفی و در مقابل، اعتماد اجتماعی اثری مثبت بر رضایت از زندگی دارد. این روابط در محلات حاشیهنشین و فقیرنشین، بهسبب شدت بیشتر احساس محرومیت و تبعیض، نمایانتر است؛ درحالیکه در مناطقی با توزیع عادلانهتر منابع و عملکرد شفافتر نهادها، سطح بالاتری از اعتماد و رضایت گزارش شده است. در مجموع، یافتهها بر این نکته تأکید دارند که محرومیت اجتماعی نهتنها به کاهش کیفیت زندگی فردی میانجامد، بلکه از طریق تضعیف اعتماد اجتماعی، به تداوم و تشدید نابرابریها و نارضایتیهای اجتماعی کمک میکند. این چرخه معیوب، خطر گسترش ناآرامیهای اجتماعی و تعمیق شکافهای اقتصادی را افزایش میدهد. بنابراین، نتایج این تحقیق پیامدهای مهمی برای سیاستگذاران و مدیران شهری دارد. آنان میتوانند با بازنگری در سیاستهای اجتماعی و اقتصادی، ایجاد عدالت در دسترسی به منابع، و ارتقاء شفافیت و پاسخگویی نهادی، زمینههای بازسازی اعتماد عمومی و ارتقای رضایت از زندگی را فراهم آورند.
در راستای تکمیل این پژوهش پیشنهاد میشود وضعیت اعتماد نهادی در شهر اهواز با هدف شناخت چرایی پایین بودن سطح آن مورد بررسی قرار بگیرد. همچنین لازم مینماید در مطالعهای تاثیر سایر عوامل غیر از نابرابری اجتماعی در خصوص رضایت از زندگی بررسی شده و با انجام تحقیقی به نحوه کاربست یافتههای مختلف در خصوص رضایت از زندگی اقدام شود. در بعد کاربردی، نتایج این پژوهش میتوانند مبنایی برای بازنگری در سیاستگذاریهای رفاهی در مناطق حاشیهای اهواز فراهم کنند؛ بهویژه از طریق طراحی مداخلاتی که هدفشان تقویت عدالت توزیعی همراه با بازسازی اعتماد نهادی در سطوح خرد و کلان باشد. افزون بر این، یافتهها میتوانند در فرآیند بازآفرینی اجتماعی-فضایی محلات کمتر برخوردار، با تمرکز بر گسترش مشارکت مدنی و تعلق محلی، به کار گرفته شوند.
تشکر و قدردانی
با کمال احترام و سپاس فراوان از تمامی عزیزانی که در مسیر انجام این پژوهش ما را یاری کردند. این مقاله برگرفته از پایاننامه کارشناسیارشد جامعهشناسی نویسنده دوم، معصومه احمدی فالحی در دانشگاه یاسوج است. نویسندگان مقاله از کلیه مشارکتکنندگان در این پژوهش و داوران محترم که در ارتقای کیفیت این مقاله دیدگاههای خود را بیان نمودند، صمیمانه تشکر میکنند.
[1]. Bank for International Settlements (BIS)
[2]. World Population Review (website)
[3]. StatBase
[4]. Rodríguez
[5]. Longley, Lan & van Dijk
[6]. Scott Sernau
[7]. Johnse
[8]. Gulacti
[9]. Kapteyn & Smith
[10]. Kerisberg, Louis
[11]. Francis Fukuyama
[12]. Misztal
[13]. Personalized trust
[14]. Generalized trust
[15]. Civic or institional trust
[16]. Validity
[17]. Reliability
[18]. Structural Equation Modeling (SEM)