عوامل اجتماعی و فرهنگی تعیین‌کننده نگرش به زندگی مجردی (مورد مطالعه: دانشجویان دانشگاه خوارزمی)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه جامعه‌شناسی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد پژوهش علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

10.22034/jscc.2025.22490.1191

چکیده

زمینه و هدف: در جامعه ایران، طی سالیان اخیر رفتارها و نگرش‌های جوانان در زمینه‌های ازدواج و همسرگزینی تغییرات چشمگیری را تجربه کرده است. پژوهش حاضر، نگرش دانشجویان دانشگاه خوارزمی نسبت به زندگی مجردی و عوامل فرهنگی و اجتماعی مؤثر بر آن را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

روش و دادهها: روش پژوهش کمی است. داده‌های پژوهش با استفاده از تکنیک پیمایش و ابزار پرسشنامه گردآوری شده است. جامعه آماری تحقیق، دانشجویان دانشگاه خوارزمی بوده‌اند که 400 نفر به‌عنوان نمونه انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند.

یافتهها: برمبنای یافته‌ها، متغیرهای «پایبندی به آموزه‌های دینی»، «پایبندی به ارزش‌های خانواده»، «اعتماد اجتماعی»، «فردگرایی» و «مسئولیت‌پذیری اجتماعی» به‌عنوان متغیرهای اثرگذار بر نگرش به زندگی مجردی شناسایی شدند. یافته‌ها نشان داد که 26 درصد از تغییرات نگرش به زندگی مجردی تحت تأثیر عوامل اجتماعی- فرهنگی قرار دارد. فردگرایی به‌عنوان مهم‌ترین عامل با ضریب بتای 230/0 شناسایی شد، درحالی‌که پایبندی به ارزش‌های خانوادگی و مسئولیت اجتماعی نیز تأثیر معنی‌داری با جهات مختلف داشتند.

بحث و نتیجهگیری: ارزش‌های خانوادگی و پایبندی به آموزه‌های دینی، نقش مهمی در شکل‌گیری نگرش‌های مثبت به ازدواج دارند. از سوی دیگر، افزایش فردگرایی، به تغییر در انتخاب‌های زندگی مجردی منجر شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که اگرچه سنت‌های دینی و خانوادگی همچنان بر تمایل به ازدواج تأثیرگذارند، اما گسترش فردگرایی، که خود متأثر از فضای مجازی است، به‌عنوان یکی از عوامل مهم تغییرات ارزشی جامعه ایران، نگرش‌های دانشجویان را به سمت پذیرش سبک زندگی مجردی سوق می‌دهد.

پیام اصلی: نگرش جوانان به زندگی مجردی نشان‌دهنده تغییرات عمیق در ارزش‌ها و باورهای اجتماعی است که تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد. این نگرش‌ها نه تنها بر تصمیم‌گیری‌های فردی تأثیر می‌گذارند بلکه می‌توانند بر ساختارهای اجتماعی و الگوهای خانوادگی نیز اثرگذار باشند. شناخت این نگرش‌ها برای برنامه‌ریزی‌های اجتماعی و فرهنگی ضروری است تا بتوان به نیازها و دغدغه‌های جوانان پاسخ داد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Socio-Cultural Determinants of Attitudes Toward Single Life Among Iranian Students (A Study of Kharazmi University Students)

نویسندگان [English]

  • Zeinab Kaveh Firouz 1
  • Reza Safari-Shali 2
  • Zahra Khadem Hoseini 3
1 Associate Professor, Department of Sociology, Faculty of Literature and Humanities, Kharazmi University, Tehran, Iran
2 Associate Professor, Department of Sociology, Faculty of Literature and Humanities, Kharazmi University, Tehran, Iran
3 Master’s Student in Social Sciences Research, Department of Sociology, Faculty of Literature and Humanities, Kharazmi University, Tehran, Iran
چکیده [English]

Background and Aim: In recent years, Iranian society has witnessed significant changes in young people’s behaviors and attitudes regarding marriage and partner selection. The present study examines the attitudes of Kharazmi University students toward singlehood and the cultural and social factors influencing these attitudes.

Data and Method: This study employs a quantitative research design. Data were collected using a survey questionnaire administered to a sample of 400 students from the target population of Kharazmi University.

Findings: The results indicate that the variables of adherence to religious teachings, commitment to family values, social trust, individualism, and social responsibility are influential factors shaping attitudes toward singlehood. The findings demonstrate that 26 percent of the variance in attitudes toward singlehood is explained by socio-cultural factors. Individualism emerged as the most significant predictor (β = 0.230), while commitment to family values and social responsibility also had significant effects in different directions.

Conclusion: Family values and adherence to religious teachings play an important role in fostering positive attitudes toward marriage. Conversely, the rise of individualism has contributed to shifts in life choices toward singlehood. The findings show that although religious and familial traditions still influence the desire to marry, the growing prevalence of individualism—largely shaped by virtual and digital environments—is a key driver of value change in Iranian society, steering students' attitudes toward accepting a single lifestyle.

Key Message: Young people’s attitudes toward singlehood reflect profound shifts in social values and beliefs, influenced by a confluence of cultural, social, and economic factors. These attitudes not only shape individual life choices but also have the potential to impact broader social structures and family patterns. Understanding these perspectives is essential for social and cultural planning aimed at addressing the needs and concerns of the younger generation.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Singlehood
  • Socio-cultural factors
  • Individualism
  • Social responsibility
  • Commitment to family values

مقدّمه و بیان مسأله

در دهه‌های ‌اخیر، نهاد خانواده با تغییرات مهم و چشمگیری در بسیاری از زمینه‌ها نظیر شکل‌گیری ازدواج و تشکیل خانواده، افزایش سن ازدواج، طولانی شدن دوران تجرد، تغییر در دایره همسرگزینی و معیارهای انتخاب همسر، و نیز تغییر در ایستارهای فرزندآوری روبرو بوده است. اگرچه روند این تحولات در کشور‌های غربی و توسعه‌یافته سریع‌تر و گسترده‌تر بوده است، اما در بسیاری از کشورهای در حال توسعه نیز این روندها مشاهده شده‌اند (Lesthaeghe, 2010). برخی از صاحبنظران این الگوهای جدید را نتیجه انتقال جمعیتی و دومین انتقال جمعیتی (انتقال در خانواده و تشکیل خانواده) دانسته‌اند که با توسعه اقتصادی-اجتماعی و مدرنیزاسیون همگرا شده است. به‌طوری‌که، توسعه اقتصادی-اجتماعی و مدرنیزاسیون با ایجاد نیازها و سبک‌های زندگی جدید، به‌ویژه در میان جوانان، نیاز به ازدواج را به اولویت‌های بعدی منتقل کرده و موجب تأخیر در ازدواج شده است. تاخیر در ازدواج می‌تواند پیامدها و تبعات اجتماعی زیادی به همراه داشته باشد، از جمله آن‌ها، عدم مسئولیت‌پذیری، افسردگی، و افزایش آسیب‌های اجتماعی در سطح کلان جامعه است. به بیان دیگر آثار تاخیر در ازدواج بیش از آنکه در فرد قابل ملاحظه باشد، در سطح کلان اجتماع قابل مشاهده است. لذا شناخت و بررسی شاخص‌ها، ویژگی‌ها و چالش‌های ازدواج مستلزم تحقیقات کاربردی است.

وضعیت تجرد جوانان در ایران به‌عنوان یک پدیده اجتماعی پیچیده، تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی قرار دارد. تجرد به معنای عدم ازدواج در سنین مناسب و افزایش تعداد افرادی است که از ازدواج صرف‌نظر کرده‌اند یا آن را تا سنین بالاتر به تأخیر انداخته‌اند. این وضعیت در سال‌های اخیر در جامعه ایران به شدت و سرعت روبه افزایش بوده است و اکنون به یک چالش اجتماعی برای جوانان، خانواده‌ها و جامعه تبدیل شده است. بیکاری، هزینه‌های بالای زندگی و عدم توانایی مالی برای تأمین هزینه‌های ازدواج از جمله دلایل اصلی تأخیر در ازدواج و گرایش به تجرد هستند. به‌طوری‌که در حال حاضر، بسیاری از جوانان به‌دلیل عدم توانایی مالی، از ازدواج صرف‌نظر می‌کنند (حیدری زرگوش و نجفی، 1396؛ نمازی، 1397). تغییر در ارزش‌ها و نگرش‌های اجتماعی نیز تأثیر زیادی بر تمایل جوانان به ازدواج دارد. نسل جدید بیشتر بر استقلال فردی تأکید دارد و ممکن است تشکیل خانواده را با محدودیت‌هایی برای خود همراه بداند. همچنین، تمایل به تحصیلات عالیه در میان زنان و افزایش سطح توقعات از همسر نیز زمینه‌های تأخیر در ازدواج را تقویت نموده است (حیدری زرگوش و نجفی،1396). علاوه براین، سخت‌گیری‌های خانواده‌ها در انتخاب همسر و انتظارات بالا از شریک زندگی (مانند تحصیلات بالا، شغل ثابت و درآمد مناسب)، نیز برای گروهی از جوانان به مانع بزرگی برای ازدواج تبدیل شده است (شهانواز و اعظم آزاده، 1398؛ حیدری زرگوش و نجفی، 1396). همچنین نبود تناسب بین تعداد پسران و دختران آماده ازدواج نیز از عوامل دیگری است که بر تجرد جوانان مؤثر است. این عدم تناسب می‌تواند منجر به کاهش گزینه‌های ازدواج برای هر دو جنس شود (حیدری زرگوش و نجفی، 1396). رسانه‌های جمعی و شبکه‌های اجتماعی نیز نقش مهمی در تغییر نگرش جوانان نسبت به ازدواج ایفا می‌کنند. این رسانه‌ها می‌توانند الگوهای جدیدی از زندگی را معرفی کنند که ممکن است با ارزش‌های سنتی تضاد داشته باشند (شهانواز و اعظم آزاده، 1398).

مطالعه نگرش دانشجویان نسبت به زندگی مجردی به خصوص از لحاظ سیاستگذاری و برنامه‌ریزی حائز اهمیت است. زیرا مسائل و مشکلات و نابسامانی‌های حاصل از این تاخیر، می‌تواند پیامدهای ناخواسته فرهنگی و اجتماعی در سطح فردی و اجتماعی بالاخص بر نهاد خانواده در پی‌داشته باشد. پیامدهایی چون کاهش انگیزه تشکیل خانواده به‌دلیل سپری شدن دوران شاد زندگی یا کاهش قدرت انتخاب شریک مناسب زندگی توسط افراد مخصوصا زنان گردد و انواعی از آسیب‌های فردی و اجتماعی را رقم زند (آزاد ارمکی، 102:1386). تحقیق حاضر بر نگرش دانشجویان به زندگی مجردی تاکید دارد و در نظر دارد به واکاوی عوامل فرهنگی و جتماعی موثر بر انتخاب این سبک از زندگی جوانان بپردازد و راهکارهایی برای بهبود وضعیت تجرد جوانان پیشنهاد و ارایه نماید.

پیشینه تجربی

مطالعات متعدد و ارزشمندی در زمینه زندگی مجردی و عوامل موثر بر آن انجام شده است. کارگرفلاح و پوریوسفی (1396)، نشان دادند که در تصمیم‌گیری جوانان به زندگی مجردی و تجرد قطعی، ترکیبی از عوامل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و مذهبی تأثیر‌گذارند. فشارهای اجتماعی و انتظارات فرهنگی، عدم ثبات مالی، تغییرات فرهنگی و پایبندی به اصول مذهبی از جمله متغیرهایی هستند که جوانان را به سمت زندگی مجردی سوق می‌دهند. کاوه فیروز و صارم (1396)، طی پژوهشی در شهر شیراز دریافتند که درصد درخور توجهی از افراد به ازدواج نگرش منفی داشته‌اند. همة مؤلفه‌های سبک زندگی بر نگرش به ازدواج اثرگذار بوده و مصرف فرهنگی مهم‌ترین متغیر و ارتباطات اجتماعی یگانه مؤلفه‌ای است که از سه مؤلفة دیگر سبک زندگی (پایگاه اقتصادی اجتماعی، مصرف فرهنگی و مدیریت بدن) اثر می‌پذیرد و بر نگرش به ازدواج اثرگذار است. اقامتی گشتی و همکاران (1393)، پیرامون چالش‌های زندگی مجردی در شهر رشت بیان می‌دارند که این افراد با سه دسته چالش‌های اجتماعی (نگاه بدبینانه اعضای جامعه به زندگی مجردی و دخالت همسایگان)، چالش‌های اقتصادی (گرانی اجاره مسکن و مشکلات مالی ناشی از خرید روزمره زندگی) و چالش‌های فردی (افسردگی ناشی از دوری خانواده، ترس از تنها خوابیدن در منزل و درست کردن غذا) روبه‌رو هستند. سراج‌زاده و همکاران (1392) طی پژوهشی که در شهر تهران انجام دادند سه مقوله اجباری بودن این نوع سبک زندگی (متعین ساختاری)، انتظام درون خانوادگی و ورود عناصر و تفکرات نوگرا در بین دختران را از یافته‌ها استخراج کردند و بر این باور هستند که سبک زندگی سنتی دختران درحال جایگزینی با شکل مدرن آن است هرچند این جایگزینی هنوز به‌طورکامل صورت نگرفته و می‌توان برخی مقاومت‌ها در برابر این نوع سبک زندگی مشاهده کرد و البته می‌توان انتظار داشت گسترش فرآیند نوسازی و پیامدهای ناشی از آن به جایگزینی کامل درآینده تبدیل شود. مروت و همکاران (1399)، نشان دادند که متغیر نگرش مثبت به اشتغال زنان، فردگرایی، اعتماد اجتماعی، نگرش سنتی خانواده در انتخاب همسر و گرایش‌های دینی جوانان با تمایل به ادامه زندگی مجردی، رابطه مثبت دارند.

فالکینگهام و همکاران (2012)، طی مطالعه‌ای که در بریتانیا انجام دادند، بیان داشتند روش زندگی و نحوه عملکرد متفاوت این خط سیر تحت تأثیر عواملی نظیر جنسیت و وضعیت اجتماعی-اقتصادی افراد است و می‌توان انواع متفاوتی از زندگی در انزواء در افراد میانسال را بر این اساس پیدا نمود. آپوستولو و همکاران (2020)، در پژوهش خود به دنبال بررسی علل تجربی مجرد ماندن جوانان در کشور آمریکا بودند. از مهم‌ترین عوامل موثر بر تجرد در این پژوهش مهارت‌های پایین دوستی و معاشقه با جنس مخالف، ترس از آسیب دیدن در رابطه، داشتن اولویت روابط متنوع و مسائل جنسی است. به‌طور خاص برای مردان حفظ آزادی و تعدد در رابطه میل بیشتری به مجرد ماندن نشان می‌دهند، در حالی که دختران مجرد در ژاپن بیشتر به دنبال عدم صدمه دیدن در رابطه هستند. افراد در سنین پایین به‌دلیل ضعف مهارت مجرد می‌مانند در صورتی که در سنین بالا به‌دلیل آزادی در روابط و عدم مسئولیت مجرد می‌مانند. فرگوسن (2000) در مطالعۀ خود به این نتیجه رسید که عواملی مانند روابط زناشویی والدین، رتبه فرزند در خانواده، دختر ارشد خانواده یا تک دختر، اهداف تحصیلی و فقدان خواستگار مناسب بر عدم تمایل دختران به ازدواج تاثیر گذاشته است. همچنین یافته‌های وی بیان گر این است که صنعتی شدن جوامع و به دنبال آن افزایش امکان آزادی فردی و دخالت کمتر والدین، با بالا رفتن سن ازدواج جوانان رابطه دارد.

با وجود پژوهش‌های انجام شده، نوآوری مطالعه حاضر در این است که علاوه بر مطالعه وضعیت کلی نگرش‌های مرتبط با زندگی مجردی در میان یک گروه اجتماعی مهم از جوانان ازدواج‌نکرده (با ترکیب جنسیتی دختر و پسر و مقاطع مختلف تحصیلی)، نقش عوامل فرهنگی و اجتماعی در شکل‌گیری این نگرش‌ها را نیز مورد بررسی قرار داده است. در واقع، نگرش دانشجویان به زندگی مجردی نشان‌دهنده تغییرات عمیق در ارزش‌ها و باورهای اجتماعی است که تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد. این نگرش‌ها نه تنها بر تصمیم‌گیری‌های فردی تأثیر می‌گذارند بلکه می‌توانند بر ساختارهای اجتماعی و الگوهای خانوادگی نیز اثرگذار باشند. شناخت این نگرش‌ها برای برنامه‌ریزی‌های اجتماعی و فرهنگی ضروری است تا بتوان به نیازها و دغدغه‌های جوانان پاسخ داد.

جنبه نوآورانه تحقیق حاضر در این است که علاوه بر بررسی نگرش دانشجویان دانشگاه خوارزمی نسبت به زندگی مجردی، به طور همزمان نقش عوامل فرهنگی و اجتماعی را بر نگرش دانشجویان دختر و پسر ازدواج نکرده دانشگاه خوارزمی در مقاطع تحصیلی مختلف را با استفاده از روش پیمایش مورد بررسی قرار داده است. همان طور هم که قبلا گفته شد منظور از زندگی مجردی شیوه ای از زندگی است که یک جوان ازدواج نکرده به صورت آگاهانه در نظر دارد مدتی را به همراه خانواده و یا تنها و جدا از خانواده به صورت مجردی زندگی کند و تصمیم قطعی نسبت به مجرد ماندن ندارد و درآینده ممکن است بخواهد ازدواج کند و یا به صورت مجردی به زندگی خود ادامه دهد. تحقیق حاضر به بررسی نگرش دانشجویان به زندگی مجردی را مورد سنجش و بررسی قرار داده است که چه عوامل فرهنگی واجتماعی می‌تواند بر نگرش مثبت و یا منفی آنها به زندگی مجردی تاثیر بگذارد منظور از نگرش در این پژوهش نگرش دانشجویان به زندگی مجردی به بررسی باورها، احساسات و تمایلات این گروه نسبت به زندگی بدون ازدواج و تأثیرات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن می‌پردازد. این نگرش‌ها تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارند که شامل تغییرات اجتماعی، ارزش‌های فرهنگی و شرایط اقتصادی است. نگرش دانشجویان به زندگی مجردی نشان‌دهنده تغییرات عمیق در ارزش‌ها و باورهای اجتماعی است که تحت تأثیر عوامل مختلف فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد. این نگرش‌ها نه تنها بر تصمیم‌گیری‌های فردی تأثیر می‌گذارند بلکه می‌توانند بر ساختارهای اجتماعی و الگوهای خانوادگی نیز اثرگذار باشند. شناخت این نگرش‌ها برای برنامه‌ریزی‌های اجتماعی و فرهنگی ضروری است تا بتوان به نیازها و دغدغه‌های جوانان پاسخ داد. فرآیند شکل‌گیری نگرش‌ها معمولاً ناشی از تعاملات اجتماعی، فرهنگ، تجربه‌های شخصی و آموزش است. این فرآیند شامل شناخت ویژگی‌های مربوط به اشخاص یا اشیا، ارزیابی آن‌ها بر اساس ارزش‌های فرهنگی و ایجاد حساسیت روانی نسبت به آن‌ها است. در نتیجه، نگرش‌ها بازتاب‌دهنده وضعیت اجتماعی فرد و گروه‌های اجتماعی هستند که او در آن قرار دارد(Sperry, 2015).

ملاحظات نظری

به‌دلیل چند وجهی بودن موضوع پژوهش و تکثر نظریه‌های متعدد، در این پژوهش از میان نظرات مختلف، سه نظریه اصلی شامل نظریه نوسازی ویلیام گود، نظریه گذار دوم جمعیتی لستهاق و ون‌دکا، و نظریه دگرگونی ارزشی رونالد اینگلهارت مبنای این مطالعه قرار گرفته‌اند.

نظریه نوسازی: ویلیام گود (1963) به بررسی تغییرات ساختاری و کارکردی در خانواده‌ها در جوامع مدرن و صنعتی می‌پردازد. وی به‌ویژه بر تأثیرات صنعتی شدن و مدرنیزاسیون بر الگوهای خانواده و ازدواج تأکید دارد. گود در اثر خود تحت عنوان "انقلاب جهانی و الگوهای خانواده" به این نکته اشاره می‌کند که خانواده‌های سنتی به‌تدریج به سمت خانواده‌های هسته‌ای و فردگرا تغییر می‌کنند. او معتقد است که صنعتی شدن و مدرنیزاسیون به تغییرات عمده‌ای در ساختار خانواده منجر شده است، از جمله نیاز به جابجایی جغرافیایی به‌دلیل صنعتی شدن برای کار افزایش می‌یابد که باعث می‌شود خانواده‌ها به سمت ساختارهای هسته‌ای حرکت کنند. گود بیان می‌کند که روابط بین همسران و همچنین روابط بین والدین و فرزندان در خانواده‌های صنعتی به سمت برابری بیشتر پیش می‌رود. ویلیام گود همچنین به تغییرات در الگوهای ازدواج اشاره می‌کند. او پیش‌بینی می‌کند که انتخاب همسر به جای انتخاب‌های مبتنی بر منافع خانوادگی یا کنترل والدین به سمت انتخاب‌های مبتنی بر سازگاری و عشق پیش می‌رود. همچنین با تغییرات فرهنگی و اجتماعی، نرخ ازدواج در جوامع مدرن کاهش می‌یابد و افراد به تأخیر در ازدواج و انتخاب زندگی مجردی تمایل بیشتری پیدا می‌کنند. گود به تأثیرات فرهنگی و اجتماعی بر خانواده و ازدواج نیز توجه دارد. او معتقد است فرآیند مدرنیزاسیون باعث می‌شود که خانواده‌ها به‌تدریج الگوهای غربی را در زمینه‌های ازدواج و خانواده پذیرا شوند (Goode, 1963).

نظریه گذار دوم جمعیتی: یکی از مهم‌ترین تغییراتی که در سطح خانواده در ارتباط با گذار جمعیتی دوم توسط لستهاق(2010) و ون‌دکا (1987) بر آن تأکید می‌شود، افزایش قابل‌ملاحظه زوج زیستی (زندگی مشترک زن و مرد خارج از ازدواج رسمی) است. علاوه براین، در جوامع پسامدرن که زنان حق انتخاب سبک زندگی‌شان را پیداکرده‌اند، نسبت قابل‌ملاحظه‌ای از زنان در این جوامع در انتخاب سبک زندگی‌شان، اشتغال حرفه‌ای را بر فرزندپروری ترجیح می‌دهند (سرایی و اوجاقلو،1392). تغییر از خانواده گسترده به هسته‌ای، تغییر از خانواده‌گرایی به فردگرایی، تغییر از کنترل خانواده به استقلال جوانان، تغییر از ازدواج‌های از پیش ترتیب داده‌ شده به ازدواج‌های بر اساس عشق و انتخاب، تغییر از ازدواج در سنین جوانی به ازدواج در سن بالا، تغییر از عمومیت بالای ازدواج به داشتن پتانسیل برای تجرد گسترده، تغییر از باروری طبیعی به فرزندآوری کنترل‌شده، تغییر از تعداد فرزندان بیش‌تر به فرزندان کم‌تر، افزایش جنبش‌های فمینیستی و زنان با تأکید بر برابری جنسیتی و حقوق زنان، هم در خانواده و هم در عرصه عمومی از عمده تغییرات ناشی از این گذار بوده است. در ایران نیز برخی از ارزش‌های خانواده دچار تغییراتی شده‌اند از جمله نگرش به ازدواج و تشکیل خانواده تا حد زیادی تغییر کرده است، سن ازدواج بالا رفته است و ارزش فرزند و فرزندآوری تغییر یافته است. براساس تئوری‌های جهانی‌شدن و جهان محلی‌شدن خانواده همراه با دیگر اجزاء و عناصر جوامع در سرتا سر جهان، تحت‌تاثیر جهانی‌شدن تغییر یافته است. جهانی‌شدن ساختار و کارکرد خانواده امروزی را دگرگون ساخته است، خانواده گسترده را به خانواده هسته‌ای مدرن و حتی خانواده متکثر پست‌مدرن تبدیل کرده و الگو‌های خانواده را به شدت دگرگون و متنوع ساخته است (سرایی و اوجاقلو، 26:1392-27).

نظریه دگرگونی ارزشی اینگلهارت : نظریه دگرگونی ارزشی رونالد اینگلهارت به بررسی تغییرات در ارزش‌ها و نگرش‌های اجتماعی در جوامع مدرن می‌پردازد. این نظریه به‌ویژه در زمینه تغییرات ارزشی در جوامع صنعتی و پساصنعتی مورد توجه قرار گرفته است و به ما کمک می‌کند تا بفهمیم چگونه تحولات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می‌توانند بر ارزش‌های فردی و جمعی تأثیر بگذارند. اینگلهارت در مدل خود دو نوع ارزش را معرفی می‌کند: 1) ارزش‌های مادی تمرکز بر نیازهای اقتصادی، امنیت شغلی، و رفاه مادی: این ارزش‌ها معمولاً در جوامع در حال توسعه و در شرایط بحران اقتصادی بیشتر مشاهده می‌شوند. 2) ارزش‌های غیرمادی: تأکید بر آزادی فردی، کیفیت زندگی، محیط زیست، و خودبیانی. این ارزش‌ها در جوامع پیشرفته‌تر و در شرایط اقتصادی پایدار بیشتر به چشم می‌خورند. اینگلهارت بر این باور است که با افزایش سطح رفاه و امنیت اقتصادی، مردم به سمت ارزش‌های غیرمادی حرکت می‌کنند. این تغییرات به‌تدریج در طول نسل‌ها اتفاق می‌افتد و تحت تأثیر عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی قرار دارد.

محققین در طراحی چارچوب نظری این پژوهش، ترکیبی از پیشینه‌های تجربی موجود و نظریه‌های مورد اشاره در فوق را مدنظر قرار دادند. مفاهیم فردگرایی، ارتباطات اجتماعی و استفاده از شبکه‌های مجازی از نظریه نوسازی اخذ شده، مفاهیم پایبندی به آموزه‌های دینی و پایبندی به ارزش‌های خانواده و مسئولیت‌پذیری اجتماعی از نظریه دگرگونی ارزشی اینگلهارت و نظریه گذار دوم جمعیتی الهام گرفته شده است. اما مفاهیم اعتماد اجتماعی و حمایت اجتماعی که به نوعی مولفه‌های سرمایه اجتماعی محسوب می‌شوند از پیشینه تجربی اخذ و دریافت شده است. شکل 1، مدل مفهومی پژوهش حاضر را به تصویر می‌کشد.

 

روش و داده‌های پژوهش

پژوهش حاضر در قالب پارادایم اثباتی و استراتژی قیاسی و به لحاظ اجرا به‌صورت روش کمی (پیمایش) است، که از ابزار پرسشنامه برای گردآوری اطلاعات و داده‌ها استفاده شد. برای اعتبار[1] و پایایی[2] ابزار تحقیق در ابتدا پرسش‌نامۀ مقدماتی تهیه شد و با مشورت و استفاده از نظرات صاحب‌نظران و کارشناسان خبره، اعتبار صوری[3] ابزار تحقیق به‌دست آمد. در ضمن در دو مرحلۀ رفت و برگشت به میدان تحقیق، پیش‌آزمونی با هدف شناخت از رسایی گویه‌ها و فهم مشترک پاسخگویان از سؤالات پرسشنامه و محاسبه همبستگی درونی بین سنجه‌ها انجام شد. بدین ترتیب، گویه‌هایی که نامناسب بودند، حذف و اصلاح شدند و در مواردی گویه‌های متناسب دیگری جایگزین آنها شدند. در نهایت در مراجعۀ دوم با تکمیل 20 پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ برای به‌دست آوردن میزان پایایی ابزار تحقیق استفاده شد.

جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه خوارزمی در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا می‌باشد. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران، 400 نفر از دانشجویان شاغل به تحصیل در دانشگاه خوارزمی بودند که در سال 1402 مورد پرسشگری قرار گرفتند. شیوه نمونه‌گیری، به‌صورت نمونه‌گیری احتمالی چندمرحله‌ای (به‌صورت مطبق و تصادفی) بود که برای انتخاب دانشکده‌ها، مقاطع تحصیلی با استفاده از اصل نسبت و در نهایت برای انتخاب افراد نمونه از شیوه نمونه‌گیری تصادفی ساده و سیستماتیک استفاده شد.

محاسبه ضرایب آلفای کرونباخ نشان می‌دهد متغیر نگرش به زندگی مجردی با آلفای 744/0، حمایت اجتماعی با آلفای 768/0، اعتماد اجتماعی با آلفای 724/0، پایبندی به آموزه‌های دینی با آلفای 707/0، پایبندی به ارزش‌های خانواده با آلفای 867/0، فردگرایی با آلفای 785/0، مسئولیت‌پذیری اجتماعی با آلفای 785/0 و نیز استفاده از شبکه‌های مجازی با آلفای 754/0 از آلفای قابل قبولی برخوردار بوده‌اند. ضریب آلفای همگی آنها بالای 7/0 بود. داده‌ها در سطح توصیفی و استنباطی مورد تحلیل قرار گرفتند.

لازم به ذکر است گویه‌های متغیرهای پژوهش محقق ساخته بوده و هر کدام دارای طیف لیکرت 5 تایی از کاملا موافقم تا کاملا مخالفم بوده است که به‌عنوان نمونه برای هر کدام از متغیرها دو مورد از گویه‌های پرسشنامه آورده شده است که جزئیات بیشتر آن در جدول 1 منعکس گردیده است.

 

یافته‌های پژوهش

جدول 2 توزیع فراوانی و درصدی پاسخگویان را به تفکیک جنس، سن و مقطع تحصیلی نشان می‌دهد. با توجه به اطلاعات جدول 43 درصد نمونه تحقیق را دانشجویان پسر و57 درصد را دانشجویان دختر به خود اختصاص داده‌اند. از نظر سنی، 2/44 درصد نمونه در گروه سنی 22-19، 2/36 در گروه سنی 23 تا 26 سال، و 6/19 درصد در گروه سنی 327 تا 30 سال قرار گرفته‌اند. با در نظر گرفتن مقطع تحصیلی نیز 5/58 درصد نمونه تحقیق در مقطع کارشناسی، 5/34 درصد در مقطع کارشناسی ارشد و 0/7 درصد در مقطع دکتری مشغول به تحصیل بوده‌اند.

یافته‌های جدول 3، نشان می‌دهد نگرش پاسخگویان به زندگی مجردی عمدتاً در سطح «بینابین» متمرکز است و سطوح «مخالف» و «موافق» در مراتب بعدی قرار دارند که بیانگر وجود دیدگاه‌های متنوع و غیرقطبی در این زمینه است. شبکه روابط اجتماعی، حمایت اجتماعی و اعتماد اجتماعی در میان اکثریت پاسخگویان در سطح «متوسط» ارزیابی شده‌اند که نشان‌دهنده وضعیت میانه سرمایه اجتماعی در جامعه مورد مطالعه است. پایبندی به آموزه‌های دینی و ارزش‌های خانواده نیز غالباً در سطح متوسط قرار دارد و حاکی از حفظ نسبی هنجارهای سنتی در کنار تغییرات نگرشی است. در مقابل، فردگرایی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی بیشترین فراوانی را در سطح «موافق» نشان می‌دهند که از گرایش قابل توجه پاسخگویان به ارزش‌های نوین اجتماعی حکایت دارد. همچنین، میزان استفاده از شبکه‌های مجازی عمدتاً در سطح متوسط گزارش شده که بیانگر نقش قابل توجه اما نه غالب این فضا در زندگی روزمره پاسخگویان است. در مجموع، توزیع متغیرها نشان‌دهنده غلبه وضعیت‌های میانه و همزیستی گرایش‌های سنتی و مدرن در میان پاسخگویان است.

جدول 4، روابط دومتغیره میان متغیرهای مستقل پژوهش و نگرش به زندگی مجردی را مورد ارزیابی قرار می‌دهد. با توجه به نتایج این جدول می‌توان گفت از بین هشت متغیر مستقل اثرگذار بر نگرش دانشجویان به زندگی مجردی، پنج متغیر میزان پایبندی به آموزه‌های مذهبی، میزان پایبندی به ارزش‌های خانواده، اعتماد اجتماعی، فردگرایی و مسئولیت‌پذیری اجتماعی با نگرش به زندگی مجردی رابطه معنادار داشته و سه متغیر شبکه روابط اجتماعی، حمایت اجتماعی و استفاده از شبکه‌های مجازی با نگرش به زندگی مجردی رابطه معنادار ندارند.

طبق نتایج تحلیل رگرسیون چندمتغیره مندرج در جدول 5، ضریب تبیین مدل برابر با 261/0 است که نشان می‌دهد 1/26 درصد از واریانس نگرش به زندگی مجردی در بین دانشجویان توسط متغیرهای واردشده به مدل (شامل فردگرایی، پایبندی به ارزش‌های خانواده، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، اعتماد اجتماعی و پایبندی به آموزه‌های دینی) تبیین می‌شود. در میان متغیرهای پیش‌بین، فردگرایی با ضریب بتای استانداردشده 230/0 مهم‌ترین متغیر تأثیرگذار بر نگرش به زندگی مجردی است؛ به‌گونه‌ای که با افزایش سطح فردگرایی، نگرش به زندگی مجردی نیز موافق‌تر می‌شود. در مقابل، متغیرهای پایبندی به ارزش‌های خانواده با ضریب بتای 192/0-، مسئولیت‌پذیری اجتماعی با ضریب بتای 141/0-، اعتماد اجتماعی با ضریب بتای 139/0-و پایبندی به آموزه‌های دینی با ضریب بتای 133/0- دارای رابطه‌ای منفی و معنادار با نگرش به زندگی مجردی هستند؛ بدین معنا که افزایش هر یک از این متغیرها با عدم پذیرش بیشتر زندگی مجردی همراه است. این الگوی روابط نشان می‌دهد که رشد گرایش‌های فردگرایانه و اولویت دادن به استقلال و انتخاب‌های شخصی، زمینه‌ساز پذیرش بیشتر زندگی مجردی در میان دانشجویان بوده است؛ در حالی که تقویت ارزش‌های خانواده، تعهدات اجتماعی، اعتماد و پایبندی‌های دینی، نگرش منفی‌تری نسبت به زندگی مجردی ایجاد می‌کند.

با توجه به اینکه سه متغیر شبکه روابط اجتماعی، حمایت‌های اجتماعی و نیز استفاده از شبکه‌های مجازی در آزمون فرضیات معنی‌دار نشدند و احتمال دارد به‌صورت غیر مستقیم بر نگرش به زندگی مجردی اثرگذار باشند، لذا بدین منظور و نیز با هدف ارزیابی تاثیرات مستقیم و غیرمستقیم کل متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته، از تکنیک تحلیل مسیر استفاده شده است که نتایج آن در شکل 2 و جدول 6 مندرج است.

با استفاده از نمودار تحلیل مسیر که در شکل 2 ارائه شده است و همچنین نتایج جدول6 که در آن اثرات مستقیم و غیرمستقیم و اثر کل نشان داده شده است، می‌توان گفت در بین متغیرهای مستقل اثرگذار بر نگرش به زندگی مجردی، پنج متغیر مستقل فردگرایی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، پایبندی به ارزش‌های خانواده، پایبندی به آموزه‌های مذهبی و اعتماد اجتماعی به ترتیب با ضریب بتای 230/0+، 141/0-، 192/0-، 133/0- و 139/0- اثر مستقیم و بلافصل بر متغیر وابسته داشته‌اند. در واقع، فردگرایی دارای رابطه مثبت و متغیرهای مسئولیت‌پذیری اجتماعی، پایبندی به ارزش‌های خانواده و پایبندی به آموزه‌های دینی اثر مستقیم و معکوسی بر وابسته بوده‌اند و دو متغیر استفاده از شبکه‌های مجازی، حمایت‌های اجتماعی صرفا اثر غیرمستقیم بر متغیر وابسته داشته‌اند. همچنین سه متغیر پایبندی به ارزش‌های خانواده و پایبندی به آموزه‌های مذهبی و اعتماد اجتماعی هم اثر مستقیم و هم اثر غیرمستقیم بر نگرش به زندگی مجردی داشته‌اند.

در مجموع می‌توان گفت متغیر فردگرایی با ضریب بتای 230/0+ تنها متغیر بلافصل اثرگذار بر متغیر وابسته بوده که از سه متغیر پایبندی به آموزه‌های دینی، پایبندی به ارزش‌های خانواده و استفاده از شبکه‌های مجازی تاثیر پذیرفته است. نکته قابل تامل آنکه استفاده از شبکه‌های مجازی با ضریب بتای 96/0 بیشترین تاثیر را بر فردگرایی داشته است. بنابراین یکی از متغیرهای مهم این بررسی، استفاده از شبکه‌های مجازی است که به‌صورت غیرمستقیم بر نگرش به زندگی مجردی دانشجویان تاثیر گذاشته است. با در نظر گرفتن اثر کل، می‌توان گفت متغیرهای فردگرایی، پایبندی به ارزش‌های خانواده و استفاده از شبکه‌های مجازی و پایبندی به آموزه‌های دینی به ترتیب با اثر کل 230/0+، 272/0-، 22/0+ و 14/0- بیشترین تاثیر را بر نگرش به زندگی مجردی در بین دانشجویان مورد بررسی داشته است. نکته لازم به ذکر این است که متغیر شبکه روابط اجتماعی تنها متغیری است که نه تنها اثر مستقیم بر متغیر وابسته نداشته، بلکه اثر غیرمستقیم هم بر نگرش به زندگی مجردی نداشته است. در مجموع، متغیرهای پایبندی به ارزش‌های خانواده، فردگرایی، استفاده از شبکه‌های مجازی و پایبندی به آموزه‌های دینی بیشترین تاثیر کلی را برنگرش به زندگی مجردی دادند.

بحث و نتیجه‌گیری

این مطالعه به بررسی عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر نگرش دانشجویان دانشگاه خوارزمی به زندگی مجردی پرداخت. برپایه نتایج بدست آمده، از میان متغیرهای اجتماعی و فرهنگی که در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفتند، متغیرهای اعتماد اجتماعی، فردگرایی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی، میزان پایبندی به آموزه‌های دینی، میزان پایبندی به ارزش‌های خانواده با نگرش دانشجویان به زندگی مجردی ارتباط معنادار وجود داشت و متغیرهای شبکه روابط اجتماعی، حمایت‌های اجتماعی و استفاده از شبکه‌های مجازی با نگرش دانشجویان به زندگی مجردی ارتباط مستقیم معنادار نداشته است.

رابطه معنادار و منفی بین اعتماد اجتماعی و نگرش به زندگی مجردی، نشان دهنده آن است که هر قدر میزان اعتماد دانشجویان به افراد و نهادهای اجتماعی بیشتر باشد، نگرش آنها به زندگی مجردی منفی تر خواهد بود و بالعکس. تحقیقات پیشین مانند، مروت و همکاران (1399) و آپوستولو و همکاران (2020) با نتایج این تحقیق همسو هستند. در جوامعی که سطح اعتماد اجتماعی پایین است، گرایش به زندگی مجردی و ازدواج سفید بیشتر است. همچنین جوانانی که سرمایه فرهنگی بیشتری دارند و سطح اعتماد اجتماعی آنها بیشتر است، نگرش مثبت‌تری به ازدواج دارند (Goode, 2000). در مجموع می‌توان گفت جوامعی که اعتماد اجتماعی در آنها پایین است، زندگی مجردی می‌تواند مشکلات و آسیب‌های اجتماعی بیشتری به همراه داشته باشد.

همچنین در مورد رابطه مثت و معنادار بین فردگرایی و نگرش به زندگی مجردی، می‌توان گفت هرقدر شاخص فردگرایی در بین دانشجویان افزایش یابد، نگرش آنها به زندگی مجردی موافق‌تر خواهد شد و برعکس. نتایج تحقیق مروت و همکاران (1399) و آپوستولو و همکاران (2020)، با نتایج این تحقیق همسو می‌باشد. معناداری رابطه بین فردگرایی و نگرش به زندگی مجردی با نظریه گذار دوم جمعیتی و نیز نظریه نوسازی ویلیام گود قابل تبیین است. از نظر گود (1963)، فردگرایی به‌عنوان یک نتیجه از مدرنیزاسیون و تغییر در ارزش‌ها و نگرش‌ها، تأثیرات مهمی بر انتخاب‌های زندگی و روابط عاطفی افراد دارد. گود معتقد است که با ورود متغیرهای مدرنیزاسیون، ارزش‌ها و نگرش‌ها تغییر می‌کند. در واقع نظریات گذار دوم جمعیتی و نظریه نوسازی هر دو بر این موضع هستند که فردگرایی یکی از زمینه‌هایی است که به افزایش توجه به علایق و خواسته‌های شخصی افراد منجر می‌شود. این تغییر در ارزش‌ها می‌تواند به جوانان این احساس را بدهد که می‌توانند انتخاب‌های شخصی خود را در مورد زندگی مجردی انجام دهند. جوانانی که به فردگرایی گرایش دارند، ممکن است به دنبال زندگی مجردی باشند تا بتوانند علایق و خواسته‌های شخصی خود را بر اساس انتخاب‌های فردی پیاده کنند. در حقیقت، فردگرایی، اساسا تولید فرهنگی غرب است. درمقایسه با قبل، در نظم جدید، روابط اجتماعی بیشتر مبتنی بر دستاوردهای فرد هستند تا انتسابات آنها و خود فرد در خور توجه بسیار است (مسیحی و همکاران، 1399). فردگرایی به این معناست که علایق و نیازها و اهداف فردی ترجیح داده می‌شوند، ارزش‌ها و هنجارها مبنای فردی دارند. کسب لذت فردی، در اولویت است و استقلال و هویت فردی اهمیت دارد (عسگری و همکاران، 1399). استقلال فردی، خود اثربخشی احترام به خود، خودشکوفایی و خودباوری جایگزین خودمداری و کسب سود شخصی به قیمت متضرر شدن دیگران شود، یعنی در کنار توجه به قابلیت‌ها و استعداد‌های افراد، آنها را درجهت استفاده از این توانایی‌ها، برای منافع و مصالح عمومی آموزش داد. نباید گذاشت فردگرایی و فردیت طلبی به لایه‌های عمقی جامعه یعنی سطح ارزش‌ها نفوذ کند و باید آن را در لایه‌های سطحی برطرف کرد (شعیبی،1400). رشد فردگرایی در جامعه موجب کاهش تعلق اجتماعی می‌شود یعنی فردگرایی در مقابل جمع گرایی قرار می‌گیرد، برای اینکه این دو در مقابل هم قرار نگیرند و در جهت هم قرار بگیرند، باید دست کم نیازهای ابتدایی فرد برآورده شود که فرد برای رسیدن به اهداف اولیه خود، ارزش‌های جمع گرایانه را زیرپا نگذارد (شعیبی،1400).

نتایج پژوهش حاضر همچنین نشان داد بین مسئولیت‌پذیری اجتماعی دانشجویان و نگرش به زندگی مجردی رابطه منفی و معنی‌داری وجود دارد. یعنی هرچه مسئولیت‌پذیری اجتماعی در بین دانشجویان بیشتر شود، نگرش به زندگی مجردی نیز منفی خواهد شد. در تحقیق آپوستولو و همکاران (2020)، پایین بودن مهارت ارتباط با جنس مخالف، ترس از جنس مخالف، عدم مسئولیت‌پذیری، و حفظ آزادی‌های شخصی از جمله دلایل گرایش به زندگی مجردی گزارش شده است که با نتایج این پژوهش همسو است. تایید این فرضیه، با نظریه اینگلهارت و بکر (2000) در مورد انتقال از ارزش‌های مادی به فرامادی قابل تبیین است. با گذر از جوامع سنتی به جوامع مدرن، ارزش‌های فردی و فرامادی مانند خودکفایی و رضایت شخصی بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرند. این تغییر می‌تواند به دانشجویان این احساس را بدهد که زندگی مجردی یک انتخاب معتبر و قابل قبول است. حال آن‌که، مسئولیت‌پذیری اجتماعی به معنای توجه به نیازها و رفاه دیگران و جامعه است. اینگلهارت بر این باور است که در جوامع مدرن، با افزایش فردگرایی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی نیز به نوعی بازتعریف شده است. جوانان به‌عنوان نسل جدید، ممکن است به دنبال تعادل بین نیازهای فردی و مسئولیت‌های اجتماعی خود باشند. این تعادل می‌تواند بر نگرش آن‌ها به زندگی مجردی تأثیر بگذارد، زیرا دانشجویان ممکن است ترجیح دهند به جای ورود به ازدواج و خانواده، بر روی فعالیت‌های اجتماعی و حرفه‌ای خود تمرکز کنند .

رابطه معکوس و معناداری بین پایبندی به آموزه‌های مذهبی و نگرش به زندگی مجردی در پژوهش حاضر مشاهده شد. بر این اساس می‌توان گفت هرچه پایبندی به آموزه‌های دینی بیشتر باشد نگرش به زندگی مجردی منفی می‌شود و برعکس. این نتایج با تحقیق کارگر فلاح و همکاران (1396) و مروت و همکاران (1399)، همسو است. علاوه‌براین، نتایج تحقیق نشان داد هر قدر میزان پایبندی به ارزش‌های خانواده قوی‌تر و مستحکم‌تر باشد، نگرش به زندگی مجردی منفی‌تر خواهد بود. در تبیین معناداری این رابطه می‌توان گفت ارزش‌های خانوادگی که از طریق تعاملات روزمره منتقل می‌شوند، می‌توانند به شکل‌گیری احساس خودمختاری و اعتماد به نفس در دانشجویان کمک کنند. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که خانواده‌هایی که ارزش‌های فردگرایانه را تشویق می‌کنند، معمولاً فرزندان خود را به سمت استقلال و خودکفایی سوق می‌دهند. در مقابل، خانواده‌هایی که بر ارزش‌های جمع‌گرایانه تأکید دارند، ممکن است فرزندان خود را به پیروی از هنجارهای اجتماعی و خانوادگی تشویق کنند. به‌علاوه، پایبندی به ارزش‌های خانواده می‌تواند بر شکل‌گیری هویت فردی دانشجویان تأثیر بگذارد. چرا که خانواده به‌عنوان اولین نهاد اجتماعی، نقش مهمی در انتقال ارزش‌ها، باورها و هنجارهای اجتماعی ایفا می‌کند. دانشجویانی که در خانواده‌های سنتی‌تر بزرگ می‌شوند، ممکن است بیشتر به دنبال تأیید اجتماعی و پیروی از هنجارهای جمعی باشند. درمقابل، افرادی که در خانواده‌های حمایت‌گر و آزادتر پرورش یافته‌اند، معمولاً استقلال فردی بیشتری دارند و به دنبال شکوفایی استعدادهای شخصی خود هستند. در زندگی مجردی، انتظارات اجتماعی ممکن است تحت تأثیر فردگرایی قرار گیرد و لذا دانشجویان ممکن است احساس کنند که می‌توانند بدون وابستگی به خانواده زندگی کنند (Markus & Kitayama, 1991؛ عباسی و رضاپور، 1404).

ارتباط مستقیمی میان حمایت اجتماعی و نگرش به زندگی مجردی در این تحقیق مشاهده نشد. حمایت اجتماعی بیانگر نوعی احساس تعلق و دریافت کمک عاطفی، اطلاعاتی و عملی از سوی دیگران است. این حمایت می‌تواند از طرف خانواده، دوستان، یا گروه‌های اجتماعی باشد و نقش مهمی در کاهش استرس افراد ایفا کند (Cohen & Wills,1985). برخی از دانشجویان، با وجود حمایت اجتماعی، ممکن است نگرش منفی نسبت به زندگی مجردی داشته باشند. این نگرش می‌تواند ناشی از انتظارات اجتماعی یا فشارهای فرهنگی باشد. به‌عنوان مثال، در جوامعی که ازدواج به‌عنوان یک مرحله ضروری در زندگی تلقی می‌شود، دانشجویان ممکن است به رغم حمایت‌های اجتماعی، احساس کنند که زندگی مجردی انتخابی نامناسب است. در مقابل، برخی دانشجویان ممکن است زندگی مجردی را به‌عنوان فرصتی برای کسب استقلال و خودکفایی ببینند. این افراد ممکن است حمایت اجتماعی را به‌عنوان یک مانع برای رشد شخصی خود تلقی کنند. در اینجا، نگرش به زندگی مجردی می‌تواند تحت تأثیر تمایل به استقلال و خودشناسی قرار گیرد.

نتایج بدست آمده از تحقیق رابطه معنادار مستقیمی میان استفاده از شبکه‌های مجازی و نگرش به زندگی مجازی را نشان نداد. استفاده دانشجویان از شبکه‌های مجازی می‌تواند به آنها کمک کند تا احساس استقلال بیشتری داشته باشند. این پلتفرم‌ها به آن‌ها اجازه می‌دهند تا نظرات و تجربیات خود را به اشتراک بگذارند و به نوعی، هویت خود را در دنیای دیجیتال شکل دهند (Chou & Edge, 2012). شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به عادی‌سازی زندگی مجردی کمک کنند. به‌عبارتی، وقتی که دانشجویان تصاویر و تجربیات مثبت از زندگی مجردی دیگران را مشاهده می‌کنند، ممکن است این سبک زندگی را به‌عنوان یک گزینه مطلوب تلقی کنند. این امر می‌تواند به‌ویژه در جوامعی که ازدواج و تشکیل خانواده را به‌عنوان هنجار اجتماعی می‌پذیرند، اتفاق بیفتد (Kislev, 2019).

در این تحقیق همچنین ارتباط معناداری میان شبکه روابط اجتماعی و نگرش به زندگی مجردی مشاهده نگردید. به زعم اینگلهارت و بکر(2000)، در دنیای امروز، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به افراد این امکان را می‌دهند که اطلاعات و تجربیات مختلفی را درباره زندگی مجردی به دست آورند و این امر می‌تواند به تغییر نگرش آن‌ها نسبت به این سبک زندگی منجر شود. در نتیجه می‌توان گفت دلیل عدم وجود ارتباط معنادار میان شبکه روابط اجتماعی با نگرش به زندگی مجردی در این تحقیق می‌تواند افزایش فردگرایی و افزایش استفاده از شبکه‌های مجازی باشد. بدین معنا که استفاده از شبکه‌های مجازی باعث کم‌رنگ شدن نقش روابط اجتماعی جوانان با سایر افراد مانند مادر، پدر، فامیل، دوستان، آشنایان، همکاران و سایر افراد شود.

در مجموع، همانطورکه گفته شد در این مطالعه، فردگرایی مهمترین متغیر پیش‌بین و اثرگذار بر نگرش دانشجویان نسبت به زندگی مجردی بوده است و مسئولیت‌پذیری اجتماعی نیز تاثیر مستقیم و بیشترین تاثیر غیرمستقیم را به‌واسطه فردگرایی بر نگرش به زندگی مجردی داشته است. مسئولیت‌پذیری اجتماعی می‌تواند تأثیرات قابل‌توجهی بر نگرش دانشجویان به زندگی مجردی داشته باشد. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که افزایش مسئولیت‌پذیری اجتماعی معمولاً با کاهش تمایل به زندگی مجردی همراه است. به‌عبارت دیگر، هرچه سطح مسئولیت‌پذیری اجتماعی بیشتر باشد، نگرش منفی نسبت به زندگی مجردی کاهش می‌یابد و تمایل به ازدواج افزایش می‌یابد (مروت و همکاران، 1399). مسئولیت‌پذیری اجتماعی می‌تواند باعث افزایش اعتماد اجتماعی شود. در این حالت، دانشجویانی که احساس مسئولیت بیشتری نسبت به جامعه دارند، ممکن است کمتر تمایل به زندگی مجردی داشته باشند و بیشتر به دنبال ارتباطات پایدار و ازدواج باشند (صادقی، 1393؛ زارع و همکاران، 1399). دانشجویانی که در فعالیت‌های اجتماعی شرکت می‌کنند و مسئولیت‌پذیری بالایی دارند، ممکن است اولویت‌های خود را تغییر دهند و به جای تمرکز بر زندگی مجردی، به دنبال ایجاد خانواده و روابط پایدار باشند. این تغییر در اولویت‌ها می‌تواند ناشی از احساس نیاز به تعلق و حمایت اجتماعی باشد (نیکخواه و همکاران،1396). مسئولیت‌پذیری اجتماعی همچنین می‌تواند بر نگرش‌های فرهنگی و سنتی تأثیر بگذارد. دانشجویانی که در محیط‌هایی با ارزش‌های فردگرایانه بزرگ شده‌اند، ممکن است دیدگاه‌های مثبتی نسبت به زندگی مجردی داشته باشند، اما افزایش مسئولیت‌پذیری اجتماعی می‌تواند این نگرش‌ها را تعدیل کند و آن‌ها را به سمت ازدواج سوق دهد (اقدام‌پور و همکاران، 1395). در نتیجه، مسئولیت‌پذیری اجتماعی می‌تواند منجر به تغییرات مثبت در نگرش دانشجویان نسبت به زندگی مجردی شود و آن‌ها را ترغیب کند تا روابط پایدارتر و متعهدانه‌تری را انتخاب کنند.

در مجموع، یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که نگرش‌های جوانان در زمینه زندگی مجردی، تحت تأثیر عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مختلفی قرار دارد که نیازمند تدوین راهبردهای مؤثر از سوی سیاستگذاران می‌باشد. حمایت و تسهیل شرایط اقتصادی (از طریق ارائه تسهیلات مسکن، وام‌های کم‌بهره یا کمک‌های مالی به دانشجویان و جوانان توسط دولت)، می‌تواند شرایط زندگی مستقل را تسهیل کند. این اقدام می‌تواند به جوانان این امکان را بدهد که بدون فشار اقتصادی، انتخاب‌های خود را در مورد زندگی مجردی یا ازدواج بهبود بخشند. علاوه براین، توسعه برنامه‌های آموزشی در راستای افزایش آگاهی و دانش جوانان درباره ازدواج و مزایای آن در قالب برگزاری کارگاه‌ها و سمینارها با حضور متخصصان در زمینه مددکاری اجتماعی، روانشناسی و مشاوره می‌تواند به جوانان در شکل عام و به‌صورت خاص به دانشجویان کمک کند تا به درک بهتری از انتخاب‌های خود برسند. محتوای این آموزش‌ها می‌توانند شامل موضوعاتی مانند استقلال مالی، مدیریت زمان و مهارت‌های زندگی باشند. حمایت از مشاوره‌های پیش از ازدواج از طریق ایجاد مراکز مشاوره‌ای راهبرد سیاستی دیگری است که می‌تواند به جوانان کمک کند تا در مورد زندگی مجردی و ازدواج تصمیم‌گیری بهتری انجام دهند. این مراکز باید به ارائه مشاوره‌های علمی و عملی بپردازند و به جوانان کمک کنند تا درک بهتری از نیازها و انتظارات خود داشته باشند. این مشاوره‌ها می‌توانند شامل جلسات گروهی و فردی باشند که در آن‌ها به مسائل عاطفی، اجتماعی و اقتصادی پرداخته می‌شود. سرمایه‌گذاری در تحقیقات اجتماعی بیشتر در زمینه زندگی مجردی و تأثیرات اجتماعی و فرهنگی آن، می‌توانند به شناسایی نیازها و چالش‌های جوانان کمک کنند و به تدوین سیاست‌های مؤثرتر منجر شوند. در کنار این اقدامات، ایجاد و تقویت شبکه‌های اجتماعی و مشارکت‌های محلی نیز می‌تواند به افزایش اعتماد اجتماعی کمک کند. این شبکه‌ها می‌توانند به جوانان این امکان را بدهند که با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.

 

تشکر و قدردانی

بدین‌وسیله از نظرات و پیشنهادات اصلاحی داوران محترم پایان‌نامه که با رهنمودهای ارزشمند خود به بهبود کیفیت این پژوهش کمک کرده‌اند، و همچنین از پیشنهادات اصلاحی داوران ناشناس مقاله حاضر تشکر و سپاسگزاری می‌گردد.

 

[1]. Validity

[2]. Reliability

[3]. Face validity

[4] . اعتماد اجتماعی حاصل جمع کردن سه متغیر اعتماد فردی، اعتماد نهادی و اعتماد اجتماعی است.

[5] . حمایت اجتماعی حاصل جمع سه متغیر حمایت مالی، حمایت عاطفی و حمایت اطلاعاتی است.

آزاد ارمکی، تقی. (۱۳۸۶). جامعه‌شناسی خانواده ایرانی. انتشارات سمت.
اقامتی گشتی، رضا؛ کنعانی، محمدامین؛ و عباداللهی، حمید. (۱۳۹۳). چالش‌های زندگی مجردی در شهر رشت [پایان‌نامه کارشناسی ارشد منتشرنشده]. دانشگاه گیلان.
اقدام پور، رضا؛ کشتی آرای، نرگس؛ و اسماعیلی، رضا. (۱۳۹۵). تجارب زیسته دانشجویان از مسئولیت‌پذیری اجتماعی در دانشگاه. مطالعات برنامه درسی آموزش عالی، ۷(۱۴)، ۲۳۷-۲۶۴. https://www.icsa-journal.ir/article_99706.html
حیدری زرگوش، معصومه؛ و نجفی، احسان. (۱۳۹۶). تحلیل جامعه‌شناسی تجرد قطعی جوانان ایرانی [ارائه مقاله]. چهارمین کنفرانس بین المللی روانشناسی، علوم تربیتی و مطالعات اجتماعی، تهران، ایران. https://civilica.com/doc/662898
زارع، بیژن؛ سراج زاده، حسین؛ حبیب پور گتابی، کرم؛ و مداحی، جواد. (۱۳۹۹). زیست مجردی جوانان: مسئله ای اجتماعی- فرهنگی (رویکردی تحلیلی مبتنی بر آرای ژان بودریار و ریچارد سنت). مسائل اجتماعی ایران، ۱۱(۲)، ۹۷-۱۲۳. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.24766933.1399.11.2.10.1
سراج زاده، سید‌حسین؛ رفعت‌جاه، مریم؛ و علی آبادی، عذرا. (۱۳۹۲). مطالعه پدیده تک زیستی در نمونه ای از دختران شهر تهران [پایان‌نامه کارشناسی ارشد منتشرنشده]. دانشگاه خوارزمی.
سرایی، حسن؛ و اوجاقلو، سجاد. (۱۳۹۲). مطالعه نسلی تغییر ارزش ازدواج در ایران، مطالعه موردی: زنان شهر زنجان. مطالعات توسعه اجتماعی ایران، ۵(۴)، ۱۹-۴۱. https://www.sid.ir/paper/231851/fa
شعیبی، محیا. (۱۴۰۰). تبیین میزان رابطه فردگرایی افراطی با همبستگی اجتماعی در شهروندان تهرانی. تغییرات اجتماعی-فرهنگی، ۱۸(۷۰)، ۸۸-۹۶. https://doi.org/10.30495/jscc.2021.690271
شهانواز، سارا؛ و اعظم آزاده، منصوره. (۱۳۹۸). شناسایی و تحلیل پیش ران‌های موثر بر تجرد در ایران. مسائل اجتماعی ایران، ۱۰(۲)، ۱۵۷-۱۹۱. http://jspi.khu.ac.ir/article-1-3164-fa.html
صادقی، آسیه. (۱۳۹۳). مقایسه سبک زندگی، مسئولیت‌پذیری و رغبت به ازدواج در دانشجویان دختر و پسر [پایان‌نامه کارشناسی ارشد منتشرنشده]. دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شاهرود.
عباسی، آمنه؛ و رضاپور، داریوش. (۱۴۰۴). فراتحلیل عوامل مرتبط با تغییر ارزش‌های خانوادگی و نگرش به طلاق و ازدواج در ایران. تداوم و تغییر اجتماعی، ۴(۲)، ۳۱۱-۳۴۸. https://doi.org/10.22034/jscc.2024.21880.1142
عسگری، محبوبه؛ جهانبخش، اسماعیل؛ و محمدی، اصغر. (۱۳۹۹). سبک زندگی و فردگرایی زنان در شیراز. مجله دانشکده بهداشت و انستیتو تحقیقات بهداشتی، ۱۸(۲)، ۲۱۶-۲۳۰. http://sjsph.tums.ac.ir/article-1-5891-fa.html
کارگرفلاح، ام البنین؛ و پوریوسفی، حمید. (۱۳۹۶). بررسی عوامل موثر بر گرایش جوانان به زندگی مجردی و تجرد قطعی. پژوهش‌های جامعه‌شناختی، ۱۱(۲)، ۵۳-۷۵. https://sanad.iau.ir/journal/soc/Article/537283?jid=537283
کاوه‌ فیروز، زینب؛ و صارم، اعظم. (۱۳۹۶). بررسی تأثیر مؤلفه‌های سبک زندگی بر نگرش دختران مجرد درباب ازدواج (مطالعة شاغلان دانشگاه علوم پزشکی شیراز). مسائل اجتماعی ایران، ۸(۱)، ۷۳-۹۵. http://jspi.khu.ac.ir/article-1-2722-fa.html
مروت، بروز؛ دهقان، حسین؛ و امید، حسنعلی. (۱۳۹۹). عوامل موثر بر تمایل به ادامه زندگی مجردی در بین جوانان شهر قم. مطالعات جمعیتی، ۶(۱)، ۶۷-۸۹. https://jips.nipr.ac.ir/article_119889.html
مسیحی، مهدی؛ کلدی، علیرضا؛ و مهدوی، محمدصادق. (۱۳۹۹). تحلیل جامعه‌شناختی فردگرایی در بین زنان و مردان و عوامل مرتبط با آن (مطالعه موردی: افراد ۳۰ سال به بالای شهر شیراز). زن و جامعه، ۱۱(۳)، ۲۴۳-۲۵۸. https://www.sid.ir/paper/1000216/fa
نمازی، آسیه. (۱۳۹۷). نگرش جوانان به ازدواج و ایجاد پدیده تجرد در ایران: یک مرور توصیفی [ارائه مقاله]. یازدهمین همایش دانشجویی تازه‌های علوم بهداشتی کشور، تهران، ایران. https://civilica.com/doc/801804
نیکخواه، هدایت الله؛ فانی، مریم؛ و اصغرپور ماسوله، احمدرضا. (۱۳۹۶). سنجش نگرش دانشجویان نسبت به ازدواج و عوامل مؤثر در آن. جامعه‌شناسی کاربردی، ۲۸(۳)، ۹۹-۱۲۲. https://doi.org/10.22108/jas.2017.21711
Abbasi, A., & Rezapour, D. (2025). Change in marriage and divorce attitudes and family values in Iran: A meta-analysis of key factors. Journal of Social Continuity and Change, 4(2), 311-348. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jscc.2024.21880.1142
Apostolou, M., O, J., & Esposito, G. (2020). Singles’ reasons for being single: Empirical evidence from an evolutionary perspective. Frontiers in Psychology, 11, 746. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2020.00746
Askari, M., Jahanbakhsh, E., & Mohamadi, A. (2020). Lifestyle and individualism of women in Shiraz, Iran. School of Public Health and Institute of Public Health Research, 18(2), 216-230. [In Persian]. http://sjsph.tums.ac.ir/article-1-5891-fa.html
Azad Armaki, T. (2007). Sociology of Iranian family. Samt Publications. [In Persian].
Chou, H. T. G., & Edge, N. (2012). "They are happier and having better lives than I am": The impact of using Facebook on perceptions of other's lives. Cyberpsychology, Behavior, and Social Networking, 15(2), 117-121. http://dx.doi.org/10.1089/cyber.2011.0324
Cohen, S., & Wills, T. A. (1985). Stress, social support, and the buffering hypothesis. Psychological Bulletin, 98(2), 310–357. https://doi.org/10.1037/0033-2909.98.2.310
Eghamati Gashti, R., Kanaani, M. A., & Ebadollahi, H. (2014). Challenges of single life in Rasht city [Unpublished master's thesis]. University of Guilan. [In Persian].
Eghdampour, R., Keshtiaray, N., & Esmaili, R. (2016). Student's lived experiences of social responsibility in the university. Journal of Higher Education Curriculum Studies, 7(14), 237-264. [In Persian]. https://www.icsa-journal.ir/article_99706.html
Falkingham, J., Demey, D., Berrington, A., & Evandrou, M. (2012, June 13-16). The demography of living alone in mid-life: A typology of solo-living in the United Kingdom [Paper presentation]. European Population Conference, Stockholm, Sweden. https://doi.org/10.1057/pt.2011.15
Ferguson, S. J. (2000). Challenging traditional marriage: Never married Chinese and Japanese American women. Gender and Society, 14(1), 136–159. https://doi.org/10.1177/089124300014001008
Goode, W. J. (1963). World revolution and family patterns. The Free Press.
Goode, W. J. (2000). Trust and social capital: The role of social networks in the formation of trust. Journal of Sociology, 36(2), 123–145.
Heidari Zargoush, M., & Najafi, E. (2017). Sociological analysis of definitive singleness of Iranian youth [Paper presentation]. 4th International Conference on Psychology, Educational Sciences, and Social Studies, Tehran, Iran. [In Persian]. https://civilica.com/doc/662898
Inglehart, R. (1977). The silent revolution: Changing values and political styles among Western publics. Princeton University Press.
Inglehart, R. (1997). Modernization and post modernization: Cultural, economic, and political change in 43 societies. Princeton University Press.
Inglehart, R., & Baker, W. E. (2000). Modernization, cultural change, and the persistence of traditional values. American Sociological Review, 65(1), 19–51.
Kargar Fallah, U. B., & Pouryousefi, H. (2017). Investigating factors affecting youth's tendency towards single living and definitive singleness. Sociological Researches, 11(2), 53-75. [In Persian]. https://sanad.iau.ir/journal/soc/Article/537283?jid=537283
Kavehfirouz, Z., & Sarem, A. (2017). Effect of lifestyle factors on single girls’ attitude toward marriage: A study on female employees of Shiraz Medical School. Social Problems of Iran, 8(1), 73-95. [In Persian]. http://jspi.khu.ac.ir/article-1-2722-fa.html
Kislev, E. (2019). The social acceptance of singlehood: A comparative study of singlehood in the U.S. and Israel. Journal of Comparative Family Studies, 50(1), 1–20. https://doi.org/10.1525/9780520971004
Lesthaeghe, R. (2010). The unfolding story of the second demographic transition. Population and Development Review, 36(2), 211–251. https://doi.org/10.1111/j.1728-4457.2010.00328.x
Markus, H. R., & Kitayama, S. (1991). Culture and the self: Implications for cognition, emotion, and motivation. Psychological Review, 98(2), 224–253. https://doi.org/10.1037/0033-295X.98.2.224
Masihi, M., Kaldi, A., & Mahdavi, M. S. (2020). Sociological analysis of individualism among women and men and related factors (Case study: Individuals over 30 in Shiraz). Women and Society, 11(3), 243-258. [In Persian]. https://www.sid.ir/paper/1000216/fa
Morovat, B., Dehghan, H., & Omid, H. (2020). Factors affecting the desire to continue living single among the youth of Qom. Iranian Population Studies, 6(1), 67-89. [In Persian]. https://jips.nipr.ac.ir/article_119889.html
Namazi, A. (2018). Youth's attitude towards marriage and the emergence of singleness in Iran: A descriptive review [Paper presentation]. 11th Student Conference on New Developments in Health Sciences, Tehran, Iran. [In Persian]. https://civilica.com/doc/801804
Nikkhah, H., Fani, M., & Asgharpour Masouleh, A. R. (2017). Students' attitude towards marriage and factors affecting it. Applied Sociology, 28(3), 99-122. [In Persian]. https://doi.org/10.22108/jas.2017.21711
Sadeghi, A. (2014). Comparison of lifestyle, responsibility, and willingness to marry in female and male students [Unpublished master's thesis]. Islamic Azad University, Shahroud Branch. [In Persian].
Saraei, H., & Oghajloo, S. (2013). Generational study of changing marriage values in Iran, Case study: Women in Zanjan city. Journal of Iranian Social Development Studies, 5(4), 19-41. [In Persian]. https://www.sid.ir/paper/231851/fa
Serajzadeh, S. H., Rafatjah, M., & Aliabadi, A. (2013). A study of the phenomenon of single living among a sample of girls in Tehran city [Unpublished master's thesis]. Kharazmi University. [In Persian].
Shahanavaz, S., & Azam Azadeh, M. (2019). Identifying and analyzing key factors affecting singleness in Iran. Social Problems of Iran, 10(2), 157-191. [In Persian]. http://jspi.khu.ac.ir/article-1-3164-fa.html
Sho'aibi, M. (2021). Explaining the relationship between extreme individualism and social cohesion among Tehran citizens. Socio-Cultural Changes, 18(70), 88-96. [In Persian]. https://doi.org/10.30495/jscc.2021.690271
Sperry, L. (2015). Mental health and mental disorders: An encyclopedia of conditions, treatments, and well-being (Vols. 1-3). ABC-CLIO. https://doi.org/10.5040/9798400684814
Van de Kaa, D. J. (1987). Theories of fertility decline: A review. Population Studies, 41(1), 1-30. https://doi.org/10.1111/j.1728-4457.2010.00328.x
Zare, B., Serajzadeh, S. H., Habibpour Gatabi, K., & Maddahi, J. (2020). Single youth life: A socio-cultural problem (an analytical approach based on the views of Jean Baudrillard and Richard Sennett). Social Problems of Iran, 11(2), 97-123. [In Persian]. https://dor.isc.ac/dor/20.1001.1.24766933.1399.11.2.10.1