نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استادیار جمعیتشناسی، گروه پردازش دادهها و اطلاعرسانی، پژوهشکده آمار، تهران، ایران
2 دانشیار گروه جمعیت شناسی دانشگاه تهران و موسسه تحقیقات جمعیت کشور، و مرکز پژوهش های سلامت مبتنی بر مشارکت جامعه، دانشگاه علوم پزشکی تهران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Background and Aim: The COVID-19 pandemic has resulted in profound changes in lifestyle and quality of life, posing challenges across various dimensions of society, the economy, and health. This study aims to assess the psychological distress experienced by older adults during the pandemic in Iran.
Data and Method: Data for this study were drawn from the "National Survey on the Economic, Social, Demographic, and Mental Health Impacts of COVID-19," conducted in 2020 by the Statistical Research Institute. The sample comprised 2,489 older adults aged 60 and above, selected through multi-stage probability sampling. Data were collected through telephone interviews.
Findings: The results indicated that half of the participants experienced anxiety due to the stressful circumstances brought by the COVID-19 pandemic. Feelings of restlessness and unease ranked second, while depression and sadness were reported as the third most common forms of psychological distress among the elderly. Multivariable analysis revealed that COVID-19 had the most substantial effect on psychological distress, even after controlling for economic, social, and demographic factors.
Conclusion: Confronting psychological stressors, such as those presented by COVID-19, significantly impacts the mental health of older adults. To reduce social risks and mental health challenges resulting from the pandemic, it is recommended to reduce age discrimination and increase social support, particularly for vulnerable populations like older adults.
Key Message: The COVID-19 pandemic, along with changes in quality of life, disruptions to social institutions, and the development of social-psychological stressors, significantly impacts the mental health of older adults and causes psychological distress.
کلیدواژهها [English]
مقدّمه و بیان مسأله
ایران در بستر گذارهای ساختار سنی است. یکی از مهمترین مراحل گذار ساختار سنی که پیامدهای قابلتوجهی را برای کشور در پی دارد، سالخوردگی جمعیت است (Mirzaei & Sadeghi, 2023). در کنار کاهش مرگومیر و ارتقاء سطح امید زندگی که سبب افزایش طول عمر بیشتر در سنین سالخوردگی و افزایش جمعیت سالمند میگردد، کاهش میزانهای باروری و ورود نسل بیشزایی به سنین سالمندی، نیز در شروع و تسریع سالخوردگی جمعیت نقش تعیینکنندهای دارند. براساس نتایج سرشماری 1395 حدود 4/7 میلیون نفر (یعنی 3/9 درصد) از کل جمعیت کشور در سنین 60 سالگی و بالاتر قرار دارند. پیشبینی میشود که جمعیت 60 سال و بالاتر به حدود 28 میلیون نفر تا سال 1430 افزایش یابد که نزدیک به حدود 30 درصد از کل جمعیت خواهد بود (مرکز آمار ایران، 1400). با توجه به روند رو به رشد جمعیت سالمندان و چشمانداز در حال تغییر وضعیت سالمندی جمعیت در ایران، شناخت عوامل مؤثر بر سلامت این قشر، بهطور روزافزونی اهمیت خواهد یافت (رازقی نصرآباد و رشیدی، 1402).
سالخوردگی جمعیت منجر به بروز نیازمندیهای متفاوت اقتصادی، اجتماعی و سلامت خواهد شد که لزوم برنامهریزی و سیاستگذاری در مواجهه با این پدیده را ناگزیر میسازد. در سطح کلان، سالخوردگی جمعیت پیامدهایی همچون کاهش نیروی کار، افزایش بار مالی صندوقهای بازنشستگی، عدمتوازن در پرداختهای بیمهای و ... را در پی دارد که بایستی برنامهریزیهای کارآمدی در مواجهه با این پیامدها صورت گیرد (زنجری و همکاران، 1403). از پیامدهای نامطلوب فرآیند سالمندی احساس تنهایی و کاهش سلامت روان است (آقاجانی و همکاران، 1403). با افزایش سن، تغییراتی در زندگی مانند بازنشستگی، سوگواری نزدیکان یا بیمارهای جسمانی میتواند بر سلامت روان سالمندان تأثیر بگذارد. به بیان دیگر، دوران سالمندی، مرحلهای از زندگی انسان است که در آن فرد سالمند، علاوه بر مواجهه با کاهش تواناییهای جسمی، ممکن است با مسائل روانی نیز روبهرو شود و این مسائل باعث میشوند که فرد نتواند بهخوبی با محیط اطراف خود سازگاری پیدا کند.
همهگیریهای متعددی با تبعات اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی بسیار در طول تاریخ رخ داده است. اخیرترین آنها کووید-19 است. در پایان دسامبر 2019، گسترش یک بیماری عفونی جدید در شهر ووهان چین گزارش شد که توسط یک کروناویروس جدید ایجاد شده و رسماً توسط سازمان بهداشت جهانی (WHO) بهعنوان کووید-19[2] نامگذاری گردید. گسترش کووید-19 به دلیل سرعت انتقال آن منحصر به فرد بوده که باعث ایجاد یک وضیعت اورژانسی در بهداشت جهانی طی کمتر از چند ماه در سراسر کشورهای جهان شد. این بیماری نهتنها سبب نگرانیهای سلامت همگانی میگردد بلکه سبب بروز تعدادی از بیماریهای روانشناختی گردید، که شامل اضطراب، ترس، افسردگی، برچسبزنی، رفتارهای اجتنابی، تحریکپذیری، اختلال خواب، و اختلال استرس پس از سانحه است (شهیاد و محمدی، 1399). ازاینرو، بحران همهگیری بیماری کووید-19 منجر به افزایش اضطراب از این بیماری در همه افراد جامعه شده، این اضطراب ناشی از این بیماری و اثرات مخرب روانی اجتماعی آن سلامت روانی و سازگاری همه گروههای سنی جامعه را در برگرفته است (ارباب و همکاران، 1402).
همهگیری کووید -۱۹ باعث چالشهای جدی برای سالمندان در سراسر جهان شده است (مرادی و همکاران، 1400). یکی از گروههای حساس و آسیبپذیر در مواجهه با کووید-19، سالمندان بودهاند. سالمندان بیشتر در معرض خطر ابتلا به کووید-۱۹ بوده و پیامدهای بدتری را تجربه میکردند. بدین ترتیب، کووید-19 با چالشهای متعدد اقتصادی و اجتماعی و بهداشتی برای سالمندان همراه بود. در این راستا، این مقاله به بررسی پریشانی روانشناختی سالمندان و عوامل مرتبط با آن در ایران در بستر کووید-19 میپردازد.
چارچوب نظری
پریشانی روانشناختی بهطور مکرر در ادبیات مراقبتهای بهداشتی اشاره میشود، اما بهندرت بهعنوان یک مفهوم متمایز تعریف شده است. با این حال، پریشانی روانشناختی اصطلاحی است که به توصیف روانآسیبشناسی عمومی[3] فردی با مجموعهای از نشانههای افسردگی، اضطراب و استرس ادراک شده میپردازد (اخوان عبیری و همکاران، 1398). از اینرو، میتوان گفت پریشانی روانشناختی یک وضعیت هیجانی منحصربهفرد و ناراحتکننده برای یک فرد در پاسخ به یک عامل تنشزا یا نیاز خاص است که به آسیب گذرا یا همیشگی برای وی منتهی میشود. پریشانی روانشناختی نسبت به اختلال روانشناختی که به طبقات تشخیصی بالینی باز میگردد، دلالت بر سطحی غیراختصاصی از روانآسیبشناسی دارد و بهعنوان پاسخ هیجانی نابهنجار به عوامل تنشزا تعریف میشود.
در تبیین پریشانی روانشناختی چهار رویکرد نظری مطرح شده است (Mabitsela, 2003). در رویکرد پزشکی، پریشانی روانی بهعنوان یک بیماری در همان دستهبندی با هر بیماری جسمانی دیگری مورد توجه قرار میگیرد. بهعبارت دیگر، پریشانی روانی یک نوع اختلال عصبی است که مسئول تفکر و رفتار نامنظم است که نیازمند درمان و مراقبت پزشکی است. در نظریههای اندازهگیری بینفردی مشکلات روانی را به الگوهای نامناسب تعاملی نسبت میدهند. آنها تأکید میکنند که ما انسانهای اجتماعی هستیم و بسیاری از آنچه هستیم نتیجه روابط ما با دیگران است. در این رویکرد، پریشانی روانی بهعنوان رفتار ناکارآمدی که در روابط مشاهده میشود توصیف میشود که ناشی از روابط ناسازگار گذشته یا حال است و پریشانی از طریق درمان میانفردی کاهش مییابد که بر روی رفع مشکلات موجود در روابط تمرکز دارد و به مردم کمک میکند تا از طریق یادگیری مهارتهای میانافرادی جدید، روابط مطلوبتری را برقرار کنند (Horwitz, 2009). مدلهای روانکاوی سنتی به پریشانی روانی از دیدگاه درونروانی مینگرند. آنها بر نقش فرآیندهای ناخودآگاه و مکانیسمهای دفاعی در تعیین رفتارهای نرمال و غیرنرمال تأکید میکنند و معتقدند که تجربیات دوران کودکی در تنظیم شخصیت بعدی حیاتی هستند. بنابراین، پریشانی روانشناختی در زندگی فرد ممکن است بهعنوان تلاش او برای مقابله با مشکلات حاضر با استفاده از مکانیزمهای دفاعی کودکی گذشته توصیف شود که ممکن است برای شرایط حاضر غیرکارآمد به نظر برسد و نهایتاً براساس مدل شناختی، شناخت با تمایل منفی فرایند اصلی در پریشانی روانی است. این فرایند نشاندهنده آن است که بیماران مضطرب معمولاً دیدگاه منفیای نسبت به خود، محیط و آینده دارند.
رویکردهای اجتماعی در تبیین سلامت روان، بهطور خاص، بر ساختارهای اجتماعی و این که به چه نحو سلامت و بیماری در جامعه ایجاد میشوند متمرکز هستند. نظریه جامعهشناختی تبیین میکند که چگونه نظم تجویزی اجتماعی، شرایطی را ایجاد میکند که سبب آشفتگی روانی مردم میشود. در همین راستا، میروفسکی و رأس[4] (2002) معتقدند که شرایط اجتماعی حداقل نیمی از تمام علائم و نشانههای افسردگی، و تقریباً سهچهارم علائم در بین افراد ردههای پایین منزلتهای اجتماعی، و آنهایی که از کمترین کنترل شخصی برخوردارند را تبیین میکنند. بدین ترتیب، در رویکرد اجتماعی به بیماریهای روانی، این موضوع کاملاً پذیرفته شده است که زندگی اجتماعی افراد است که باعث بروز و شیوع این بیماریها و شناسایی و مطالعه مهمترین عوامل و موقعیتهای اجتماعی هستند که منجر به بروز و شیوع بیماریهای روانی در افراد و گروههای اجتماعی و یا یک جامعه معین میشود (Turner & Turner, 1999).
ازاینرو، بهمنظور مدیریت پریشانی روانشناختی بایستی به بسترهای اجتماعی آن توجه نمود. در این رابطه کسلر[5] (1979) دو رویکرد مهم را در تبیین ارتباط بین موقعیت اجتماعی و پریشانی عاطفی مطرح میکند؛ اول اینکه مشکلات عاطفی مزمن با موقعیت اجتماعی افراد همچون وضعیت تأهل و طبقه اجتماعی در ارتباط است. در تبیین دوم بر اهمیت شرایط زندگی بهعنوان عوامل تعیینکننده اختلال عاطفی تأکید دارد. ازاینرو، افراد آسیبدیده اجتماعی بیشتر در معرض تجارب استرسزا هستند. در این راستا، این مطالعه با الهام از رویکرد اجتماعی قصد دارد وضعیت پریشانی روانشناختی سالمندان را در دوران همهگیری کووید-19 بررسی نماید.
پیشینه تحقیق
مطالعات متعددی به بررسی تعیینکنندههای سلامت روان سالمندان پرداختهاند و به عواملی همچون سن و جنسیت (مرتضوی و همکاران، 1390؛ Matud et al., 2019; Shahaj et al., 2023)، تحصیلات (Shahaj et al., 2023)، وضعیت اقتصادی (براتی و همکاران، 1391؛ Matud et al., 2019; Shahaj et al., 2023)، و سرمایه اجتماعی (McKenzie et al., 2002; Cullen & Whiteford, 2001; Flores et al., 2018) اشاره کرد.
همهگیری کووید-19 زمینهایی برای انجام مطالعات و پژوهشهای متعدد در خصوص تبعات اقتصادی، اجتماعی و بهداشتی آن شد. این مطالعات و پژوهشها، بر پیامدهای اقتصادی و کاهش اشتغال (Budiman et al., 2023; Nicola et al., 2020; Eichenbaum et al., 2020; Andersson et al., 2020)، اختلال در نظام آموزشی (Osman, 2020; Kalia et al., 2024)، کاهش ازدواج (Wagner et al., 2020)، افزایش انزوای اجتماعی (Banerjee, 2022)، افزایش ریسک و کاهش تابآوری خانواده (Prime et al., 2020)، افزایش اضطراب و استرس (Mazza et al, 2020)، و کاهش امنیت غذایی (Gebeyehu et al., 2023) تأکید داشتهاند.
در کنار پیامدهای اجتماعی و اقتصادی توجه به پیامدهای سلامت همهگیری کووید-19 از اهمیت بالایی برخوردار است (Garfin et al., 2020). اهمیت این موضوع در رابطه با سالمندان با شدت بیشتری مورد تأکید قرار گرفته است. همچنین، در تحقیقاتی که به مطالعه تأثیر همهگیری کووید-19 بر حوزه سلامت پرداختهاند، در کنار توجه بر سلامت جسمانی و بروز علائم بیماریهای مرتبط با این ویروس، بر پیامدهای مرتبط با سلامت روان سالمندان تأکید داشتهاند. چراکه سالمندان به دلیل برخورداری از سبک زندگی خاص در زمینه ارتباطات اجتماعی و زمینه اجتماعی و فرهنگی مشخص بیشتر در معرض مسائل سلامت روان قرار میگیرند. بخشی از این تحقیقات، سلامت روان را در قالب پریشانی روانشناختی بررسی کردهاند (Rahman et al., 2021; Chan et al., 2021; Fadila et al., 2021; Bafail, 2022). برای مثال، فادیلا و همکاران (2021) در بررسی پریشانی روانشناختی سالمندان مصری در طول همهگیری کووید-19 نشان دادند که سالمندان مسن شیوع بالایی از استرس خفیف تا متوسط و شدید در طول دوران کرونا داشتند. شیوع پریشانی روانشناختی بهطور قابلتوجهی در میان سالمندان مسن 70 سال و بیشتر، آنهایی که در مناطق روستایی زندگی میکردند، آنهایی که تنها زندگی میکردند، آنهایی که دارای بیماریهای همراه بودند، آنهایی که وضعیت سلامت خود را ضعیف ارزیابی میکردند، و آنهایی که اخبار منفی را تماشا میکردند، نسبت به سایر سالمندان بیشتر بود. بافیل (2022) نیز در یک مطالعه مروری نشان داد که تنهایی، استرس، افسردگی، اضطراب، اختلال خواب و علائم اندیشه خودکشی توسط سالمندان در طول ویروس کرونا تجربه شده است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که مداخلاتی مانند فعالیتهای اجتماعی از طریق تعاملات اجتماعی و استفاده از فناوریهای دیجیتال میتواند کیفیت زندگی افراد سالمند را بهبود بخشد و در کاهش و مدیریت اثرات مخرب ویروس کووید-۱۹ کمک کند. در این راستا، این مطالعه به بررسی وضعیت سلامت روان سالمندان در دوران همهگیری کووید-19 در ایران میپردازد.
داده و روش تحقیق
در این مطالعه از تحلیل ثانویه دادههای پیمایش ملّی تأثیرات اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و سلامت روان کووید-19 که توسط پژوهشکده آمار در زمستان 1399 اجرا شده، استفاده شده است. در این پیمایش اطلاعات مربوط یه اعضای خانوار از 13011 خانوار گردآوری شده که در این مطالعه تعداد نمونه آماری 2489 سالمند بالای 60 سال میباشد. شیوه نمونهگیری تصادفی چندمرحلهای بوده است. با توجه به اینکه آمارگیری به روش تلفنی بوده است، نمونهها از لیست آخرین نمونههای طرح آمارگیری هزینه و درآمد خانوار در سال 1399 انتخاب شده است.
اطلاعات در پنج بخش بیماری و رفتارهای پیشگیرانه، ازدواج و فرزندآوری، آموزش، فعالیت اقتصادی، و نهایتاً سلامت روان گردآوری شده است. در بخش سلامت روان از مقیاس ششگانه فشار روانی کسلر[6] و همکاران (2010) که شامل ارزیابی؛ اضطراب و عصبانیت، احساس ناامیدی، احساس ناآرامی و بیقراری، احساس افسردگی و غمگینی، احساس سختبودن انجام هر کاری، و احساس بیارزشی است، استفاده شده است. این مقیاس، وضعیتهای ششگانه مذکور را در طیف 5 گزینهای هیچ وقت، بهندرت، گاهی اوقات، بیشتر اوقات و همیشه اندازهگیری میکند. این مقیاس بهواسـطه کوتـاهبودن، سهولت در استفاده و قدرت پیشبینـی کننـدگی بالا برای ناسلامتی روانی، در مطالعات ملّـی گسـتردهای در سطح جهان بهعنوان ابزار پیمایش و غربالگری مـورد استفاده قرار گرفته است. نمرات بالاتر در این مقیاس به معنای فشار روانی یا پریشانی روانشناختی بیشتر است.
اعتبار و پایایی مقیاس استفاده شده در سنجش پریشانی روانشناختی مورد تأیید قرار گرفته است (Tanhaye Reshvanloo et al., 2020). با این وجود، بهمنظور بررسی پایایی و اعتبار مقیاس شش گانه پریشانی روانشناختی از آزمون آلفای کرونباخ و اعتبار سازه[7] (تحلیل عاملی) استفاده شده است. نتایج آزمون آلفای کرونباخ مقدار 889/0 بدست آمد که بیانگر همسانی درونی بالای ابعاد میباشد. بهعلاوه، نتایج تحلیل عاملی نشان داد که شاخصهای ششگانه پریشانی روانشناختی حدود 58 درصد تغییرات پریشانی روانشناختی سالمندان را تبیین میکنند. بیشترین بار عاملی مربوط به مولفه احساس ناآرامی و بیقراری با مقدار 869/0 و کمترین بار عاملی مرتبط با مؤلفه احساس بیارزشی با مقدار 591/0 بوده است (جدول 1).
علاوه بر بررسی وضعیت سلامت روان، بهمنظور بررسی میزان تأثیر همهگیری کووید-19 بر سلامت روان از یک سؤال برای هرکدام از وضعیتهای ششگانه مذکور استفاده شده است که تا چه اندازه این وضعیت تحتتأثیر همهگیری ویروس کرونا بوده است. علاوه بر این، اثرات متغیرهای اجتماعی و جمعیتی (نظیر: سن، جنس، سطح تحصیلات، وضعیت اشتغال، نوع خانوار، و خاستگاه سکونتی) نیز در رابطه همهگیری کرونا و پریشانی روانشناختی بررسی شده است.
یافتهها
1) توصیف
نتایج جدول 2 نشان میدهد که حدود 49 درصد سالمندان نمونه مورد بررسی مرد و 51 درصد زن بودهاند. خاستگاه سکونتی 78 درصد سالمندان مناطق شهری و 22 درصد نیز مناطق روستایی بوده است. حدود 84 درصد سالمندان نمونه در گروه سنی سالمندان جوان (60-75 سال) طبقهبندی شدهاند. سالمندان میانسال (75-85 سال) 13 درصد و سالمندان کهنسال 3 درصد بودهاند.
سالمندان خویشسرپرست که خانوارهای تکنفره را تشکیل میدهند، 18 درصد خانوارهای سالمندان را تشکیل میدهند. البته تفاوتهای جنسیتی قابلتوجه است و این وضعیت برای زنان 32 درصد در مقایسه با کمتر از 5 درصد برای مردان بوده است. خانوار/خانواده دو نفره 39 درصد از نمونه مورد بررسی است. خانوار/خانواده سه نفره و بیشتر با 43 درصد، غالبترین الگوی خانوار/خانواده سالمندان را در نمونه مورد بررسی تشکیل میدهد. بیش از یکسوم سالمندان بیسواد بوده و میزان آن برای زنان و مردان سالمند به ترتیب، 44 و 23 درصد بوده است. تنها 12 درصد سالمندان (18 درصد مردان در مقایسه با 5 درصد زنان سالمند) از تحصیلات دانشگاهی برخوردار بودهاند.
در نهایت اینکه، 14 درصد سالمندان (28 درصد برای مردان در مقایسه با 4 درصد برای زنان سالمند) در زمان بررسی شاغل بودهاند. حدود 40 درصد سالمندان خانهدار بودهاند که اکثریت قریب به اتفاق آنان را زنان تشکیل میدهند. 33.5 درصد سالمندان مورد مطالعه (52 درصد مردان در مقایسه با 12 درصد زنان) نیز دارای درآمد بدون کار (که عمدتاً بازنشسته هستند) میباشند. طبق دادههای آمارگیری نیروی کار مرکز آمار ایران 70 درصد سالمندانی که در گروه دارای درآمد بدون کار جای گرفتهاند، بازنشسته هستند.
همچنانکه در جدول 3 نشان داده شده است، حدود 13 درصد سالمندان احساس عصبانیت و اضطراب خود را همیشه یا بیشتر اقات ارزیابی نمودهاند و حدود 19 درصد سالمندان نیز گاهی اوقات گزارش کردهاند. 51 درصد سالمندانی که احساس اضطراب و عصبانیت دارند، اذعان داشتهاند که این وضعیت تحتتأثیر کووید-19 بوده است. حدود 8 درصد سالمندان همیشه یا بیشتر اوقات احساس ناامیدی داشته و حدود 13 درصد نیز آن را گاهی اوقات تجربه نمودهاند. 56 درصد سالمندانی که احساس ناامیدی داشتهاند، این وضعیت را در نتیجه همهگیری کووید-19 دانستهاند. حدود 9 درصد سالمندان همیشه یا بیشتر اوقات احساس ناآرامی و بیقراری داشتهاند و 16 درصد نیز این احساس را گاهی اوقات تجربه نمودهاند. 61 درصد سالمندانی که احساس ناآرامی و بیقراری داشتهاند، این وضعیت را تحت تأثیر همهگیری کووید-19 اعلام کردهاند.
در رابطه با احساس افسردگی و غمگینی، 24 درصد سالمندان همیشه، بیشتر یا گاهی اوقات احساس افسردگی و غمگینی را تجربه نمودهاند. براساس نتایج، 61 درصد سالمندانی که احساس ناآرامی و بیقراری داشتهاند، این وضعیت را تحتتأثیر همهگیری کووید-19 اعلام کردهاند. حدود 20 درصد سالمندان مورد بررسی احساس سختبودن در انجام کارها داشتهاند، و 39 درصدشان، این شرایط را به همهگیری کووید-19 مربوط کردهاند. احساس بیارزشی در مقایسه با 5 مؤلفه دیگر کمتر تجربه نمودهاند. بهطوری که تنها 6.5 درصد سالمندان احساس بیرزشی داشتهاند و نکته مهمتر اینکه تنها 34 درصد از سالمندانی که احساس بیارزشی داشتهاند، این حس را در نتیجه همهگیری کووید-19 ارزیابی نمودهاند.
ازاینرو میتوان گفت اضطراب و عصبانیت، مهمترین مؤلفه پریشانی روانی سالمندان در ایران است که نیمی از سالمندانی که این حس را تجربه نمودهاند به سبب ایجاد شرایط تنشزای بیرونی همچون همهگیری کووید-19 ایجاد شده است. احساس ناآرامی و بیقراری و احساس افسردگی و غمگینی، به ترتیب، در رده های دوم و سوم مؤلفه پریشانی روانشناختی در بین سالمندان قرار دارد.
2) نتایج روابط دومتغیره
همانطور که اشاره شد از نمره عاملی مقیاس پریشانی روانشناختی بهعنوان متغیر وابسته استفاده شد. جدول 4، تفاوت نمره مقیاس پریشانی روانشناختی به تفکیک متغیرهای اجتماعی و جمعیتی را نشان میدهد. بر این اساس، زنان سالمند در مقایسه با مردان سالمند، پریشانی روانشناختی بیشتری را تجربه میکنند و این تفاوت با استناد به آزمون t معنیدار است. سالمندان مناطق شهری در مقایسه با سالمندان روستایی از پریشانی روانشناختی بیشتری برخوردارند. سالمندان کهنسال (بالای 85 سال) و سالمندان جوان (60-75 سال) به ترتیب پریشانی روانشناختی بیشتری را در مقایسه با سالمندان میانسال تجربه میکنند.
سالمندان متعلق به خانوار/خانواده 3 نفره و بیشتر، پریشانی روانشناختی بیشتری را احساس نمودهاند. سالمندان دانشگاهی و سالمندان دارای درآمد بدون کار پریشانی روانشناختی بیشتری را تجربه میکنند. در نهایت اینکه، همانطور که در جدول 4 مشخص است، سالمندانی که ارزیابی بالاتری از اثرگذاری کووید-19 بر ابعاد و وضعیت پریشانی روانشناختیشان داشتهاند، از نمره بالاتری در شاخص پریشانی روانشناختی برخوردارند.
3) نتایج تحلیل چندمتغیره
به منظور تبیین تغییرات پریشانی روانشناختی سالمندان از رگرسیون چندمتغیره در قالب هفت مدل در جدول 5 استفاده شده است. در این مدل رگرسیونی، متغیر وابسته نمره شاخص پریشانی روانشناختی است. متغیرهای جنسیت، سن، خاستگاه سکونتی، ترکیب خانوار، سطح تحصیلات، وضع فعالیت و ارزیابی اثرگذاری ویروس کووید-19 بهعنوان متغیرهای مستقل در مدل آمده است. در مدل رگرسیونی، متغیرهای جنسیت (مرد و زن)، سطح تحصیلات (دانشگاهی و غیردانشگاهی)، وضع فعالیت (بازنشسته و دارای درآمد بدون کار و سایر وضعیتهای فعالیتی)، ترکیب خانوار (خویشسرپرست و غیرخویش سرپرست)، خاستگاه سکونتی (شهری و روستایی) بهصورت فاصلهای تصنعی (0 و 1) اندازهگیری شدهاند. متغیر ارزیابی اثرگذاری ویروس کووید-19 براساس یک طیف 6 درجهای اندازهگیری شده است. بهطوری که تأثیرگذاری در هر کدام از مؤلفههای ششگانه پریشانی روانشناختی با نمره 1 اندازهگیری شده است که با مجموع نمرات طیف از 0 تا 6 در نوسان است. نمره 6 برای سالمندی که در هر شش مؤلفه پریشانی روانشناختی تحتتأثیر ویروس کووید-19 در نظر گرفته شده است و نمره 0 مبین عدمتأثیرپذیری هیچکدام از مؤلفههای پریشانی روانشناختی از ویروس کووید-19 است.
جدول 5، اطلاعات مدل رگرسیونی در تبیین اثرگذاری متغیرهای مستقل بر پریشانی روانشناختی را نشان میدهد. مقدار ضریب آزمون F و سطح معنیداری آن نشان داد که متغیرهای مستقل رابطه معناداری با تغییرات متغییر وابسته (پریشانی روانشناختی) دارند. مقدار ضریب تبیین در مدل نهایی نشان میدهد که 48 درصد تغییرات متغیر وابسته (نمره شاخص پریشانی روانشناختی) توسط متغیرهای مستقل موجود در مدل تبیین شده است.
مقادیر ضریب رگرسیونی (Beta) متغیرهای مستقل در جدول 5 نشان میدهد که اثرگذاری کووید-19 بسیار بیشتر و قویتر از سایر متغیرهای مستقل است. براساس نتایج، مردبودن اثر منفی بر پریشانی روانشناختی داشته و سبب کاهش مواجهه با پریشانی روانشناختی در مقایسه با زنان شده است. بهعبارتی، زنان سالمند در مقایسه با مردان سالمند، روانشناختی پریشانی بیشتری را تجربه میکنند. نتایج ضریب بتای متغیر سن نشان میدهد که با افزایش سن در بین سالمندان، پریشانی روانشناختی افزایش پیدا میکند. اگرچه نقش سن در متغیر پریشانی روانشناختی در مدل نهایی معنیدار نبوده است. در رابطه با تحصیلات نتایج نشان میدهد که سالمندان با تحصیلات دانشگاهی، پریشانی روانشناختی بیشتری را تجربه میکنند. همچنین، نتایج ضریب رگرسیونی نشان میدهد سالمندانی که شاغل هستند، پریشانی روانشناختی کمتری را در مقایسه با سایر سالمندان-به ویژه سالمندان بازنشسته- دارند. نتایج تأثیر متغیر ترکیب خانوار نشان میدهد که خویشسرپرستی سالمندان تأثیر معکوسی و منفی در پریشانی روانشناختی آنان دارد. بهعبارتی، سالمندانی که خویشسرپرست نبوده و در خانوارهای دو نفره و یا بیشتر زندگی میکنند پریشانی روانشناختی بیشتری را تجربه میکنند. همچنین، سالمندان شهری در مقایسه با سالمندان روستایی پریشانی روانشناختی بیشتری را تجربه میکنند. با توجه به فضای زیست شهری، به نظر میرسد سالمندان مناطق روستایی از آرامش روانی بیشتری برخوردار باشند و همچنین شیوع کووید-19 در مناطق شهری بیشتر از مناطق روستایی بوده است.
علاوه بر اینها، براساس نتایج مدل نهایی، کووید-19 مهمترین متغیر مستقلی است که با مقدار ضریب 504/0 بیشترین تأثیر را در پریشانی روانشناختی سالمندان داشته است. بهعبارتی، میزان مواجهه با ویروس کووید-19 تأثیر معنیدار، مثبت و قابلتوجهی در پریشانی روانشناختی سالمندان داشته است. این متغیر به تنهایی بخش قابلتوجهی از تغییرات نمره شاخص پریشانی روانشناختی را تبیین نموده است. این مهم، نشاندهنده این امر است که مواجهه با موقعیتهای تنشزای روانی همچون همهگیری کووید-19 تأثیر قابلتوجهی در اختلالات سلامت روان دارد.
بحث و نتیجهگیری
اغلب تحقیقاتی که به بررسی پریشانی روانشناختی پرداختهاند، به نقش اختلالات روانی و عوامل فردی تأکید داشتهاند. با این وجود، برخی تحقیقات و رویکردهای نظری بر این باورند که بهمنظور مدیریت آن بایستی بر بسترهای اجتماعی آن توجه نمود. در این رابطه کسلر (1979) بیان میکند که افراد آسیبدیده اجتماعی هم بیشتر در معرض تجارب استرسزا هستند. سالمندان یکی از گروههای آسیبپذیر اجتماعی هستند و سلامت روان یکی از مهمترین ابعاد سلامتی است که سالمندان به تبع ویژگیهای سنی و فیزیولوژیکی در مقایسه با سایر افراد جامعه با چالشهای آن مواجه هستند. بهعبارت دیگر، توجه به سلامت روان سالمندان به دلیل اینکه یکی از مهمترین پایههای مطلوبیت زندگی اقتصادی، اجتماعی و سلامت فیزیکی به شمار میرود و به تبع پیامدهای مطلوب و نامطلوبی که توجه به آن در بین سالمندان دارد از اهمیت ویژهای برخوردار است.
نتایج تحلیل چندمتغیره نشان داد که زنان سالمند در مقایسه با مردان سالمند، سالمندان شهری در مقایسه با سالمندان روستایی بیشتر پریشانی روانشناختی را تجربه میکنند. با افزایش سن، پریشانی روانشناختی افزایش پیدا میکند. خویشسرپرستی سالمندان تأثیر معکوسی و منفی در پریشانی روانشناختی آنان دارد. سالمندان با تحصیلات دانشگاهی پریشانی روانشناختی بیشتری را تجربه میکنند. این یافتهها با نتایج تحقیقات متعدد همخوانی دارد. براساس مطالعات پیشین، متغیرهای سن و جنسیت (مرتضوی و همکاران، 1390؛ Matud et al., 2019; Shahaj et al., 2023)، تحصیلات (Shahaj et al., 2023)، وضعیت اقتصادی (براتی و همکاران، 1391؛ Matud et al., 2019; Shahaj et al., 2023)، و سرمایه اجتماعی (McKenzie et al., 2002; Cullen & Whiteford, 2001; Flores et al., 2018) تأثیر معنیداری بر سلامت روان سالمندان دارند. ازاینرو، همانگونه که کسلر (1979) مطرح میکند شرایط و موقعیتهای اجتماعی افراد بر شرایط روانی آنها تأثیرگذار است.
علاوه بر اینها، نتایج این مطالعه نشان داد که پریشانی روانشناختی سالمندان در دوران کووید-19 افزایش قابلتوجهی داشته است. کووید-19 مهمترین متغیر مستقلی است که بیشترین تأثیر را در پریشانی روانشناختی سالمندان داشته است. بهعبارتی، میزان مواجهه با ویروس کووید-19 تأثیر معنیدار، مثبت و قابلتوجهی را در پریشانی روانشناختی سالمندان داشته است. این متغیر به تنهایی بخش قابلتوجهی از تغییرات نمره شاخص پریشانی روانشناختی را تبیین نموده است. این نتایج همراستا با نتایج مطالعات فادیلا و همکاران (2021) و بافیل (2022) میباشد. میزان بالای علایم اضطراب، افسردگی، اختلال استرس پس از سانحه، پریشانی روانشناختی و استرس در جمعیت عمومی و مبتلایان به کووید-19 در مطالعات متعدد گزارش شده است (نوربالا و همکاران، 1399). ازاینرو، تنهایی، استرس، افسردگی، اضطراب، اختلال خواب و علائم اندیشه خودکشی توسط سالمندان در طول ویروس کرونا تجربه شده است.
بدین ترتیب، نتایج این مطالعه نشان داد که مواجهه با موقعیتهای تنشزای روانی همچون همهگیری ویروس کووید-19 تأثیر قابلتوجهی را در سلامت روان به خصوص در سالمندان دارد. بهمنظور کاهش مخاطرات اجتماعی و سلامت روان سالمندان ناشی از همهگیری کووید-19، کاهش تبعیض سنی و افزایش حمایت اجتماعی بهویژه از گروههای آسیبپذیر سالمندان پیشنهاد میشود.
تشکر و قدردانی
این مقاله برگرفته از دادههای طرح پژوهشی با عنوان «تأثیرات اقتصادی، اجتماعی، جمعیتی و سلامت روان کووید-» است که توسط پژوهشکده آمار به انجام رسیده است. از همکاری پژوهشکده آمار و بهویژه سرکارخانم دکتر روشنک صبا، مدیر پروژه مذکور، قدردانی و سپاسگزاری میشود.
[2]. COVID-19
[3]. General psychopathology
[4]. Mirowsky & Ross
[5]. Kessler
[6]. Kessler
[7]. Construct Validity