هویت اجتماعیِ نوجوانان در بستر خانواده چگونه شکل می گیرد؟: تبیین نقش انسجام خانواده، نشخوار فکری و سبک‌های دلبستگی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار، گروه مشاوره، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران

2 دانش‌آموخته کارشناسی‌ارشد مشاوره خانواده، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران

3 دانشجوی دکتری روانشناسی، دانشگاه علم و هنر، یزد، ایران

10.22034/jscc.2026.22383.1182

چکیده

زمینه و هدف: هویت اجتماعیِ نوجوانان در پیوندی پویا با ساختار و انسجام خانواده شکل می‌گیرد؛ جایی‌که الگوهای ارتباطی، حمایت عاطفی و تجربه تعلق، زمینه‌ساز فرایندهای هویت‌یابی می‌شوند. در این میان، نشخوار فکری و سبک‌های دلبستگی به‌عنوان سازه‌های روانی-‌اجتماعی، بر نحوه مواجهه نوجوان با چالش‌های رشد و تثبیت موقعیت هویتی او در میدان روابط خانوادگی و در سطح اجتماعی اثرگذارند.

روش و دادهها: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی به روش تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل نوجوانان 12 تا 18 ساله شهر یزد در سال 1402 بود که تعداد 307 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای انتخاب شدند و به پرسشنامه‌های سبک‌های هویت، انسجام خانواده، سبک‌های دلبستگی و نشخوار فکری پاسخ دادند. داده‌ها با روش‌های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شد.

یافتهها: در این پژوهش سبک دلبستگی ایمن بر سبک‌های هویت هنجاری و هویت اطلاعاتی، اثر معنی‌داری داشت. همچنین تأثیر مستقیم سبک دلبستگی اجتنابی بر سبک هویت اطلاعاتی و تأثیر مستقیم سبک دلبستگی دوسوگرا بر سبک‌های هویتی هنجاری و اطلاعاتی معنی‌دار بود. تأثیر مستقیم نشخوار فکری بر سبک‌های هویت، معنی‌دار نبود. اثر میانجی انسجام خانواده در رابطه بین سبک‌های دلبستگی ایمن و دوسوگرا و نشخوار فکری با سبک‌های هویت، معنی‌دار بود ولی اثر میانجی انسجام خانواده در رابطه بین سبک دلبستگی اجتنابی با سبک‌های هویت، معنی‌دار نبود.

بحث و نتیجهگیری: براساس یافته‌ها، تعامل میان انسجام خانواده، نشخوار فکری و سبک‌های دلبستگی، نقش معناداری در شکل‌گیری هویت اجتماعی نوجوانان دارد. نتایج مؤید آن است که انسجام خانواده می‌تواند به‌منزله نوعی "سرمایه اجتماعی" عمل کرده و از طریق گسترش دسترسی نوجوان به حمایت‌های عاطفی، منابع ارتباطی و الگوهای مشارکت اجتماعی، جایگاه هویتی او را در میدان‌های مختلف اجتماعی تقویت کند.

پیام اصلی: این پژوهش نشان می‌دهد که انسجام خانواده به‌عنوان یک عامل میانجی در شکل‌گیری هویت نوجوانان عمل می‌کند. کاربست نتایج پژوهش در سطح سیاست‌گذاری اجتماعی می‌تواند به طراحی برنامه‌های حمایتی خانواده‌محور، تقویت پیوند مدرسه–خانواده و ارتقای فرصت‌های مشارکت اجتماعی نوجوانان در جامعه کمک کند. همچنین، مدل پیشنهادی پژوهش حاضر می‌تواند به روان‌شناسان، مددکاران اجتماعی  و مشاوران خانواده در طراحی مداخلات پیشگیرانه و توانمندساز برای ارتقای هویت مثبت، تقویت انسجام خانوادگی و کاهش سبک‌های دلبستگی آسیب‌زا و الگوهای نشخوار فکری در نوجوانان کمک کند. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

How Is Adolescents’ Social Identity Formed within the Family Context? Explaining the Role of Family Cohesion, Rumination, and Attachment Styles

نویسندگان [English]

  • Azade Abooei 1
  • Atena Momayezi 2
  • Zahra Safari 3
1 Assistant Professor, Department of Counseling, Faculty of Humanities, Science and Arts University, Yazd, Iran
2 M.A in Family Counseling, Science and Arts University, Yazd, Iran
3 PhD Candidate in Psychology, Science and Arts University, Yazd, Iran
چکیده [English]

Background and Aim: Adolescents’ social identity is formed within a dynamic interplay with family structure and cohesion, a context where communication patterns, emotional support, and belonging foster identity development. Within this process, rumination and attachment styles—as psychosocial constructs—shape how adolescents navigate developmental challenges and consolidate their identity across familial and social spheres.

Data and Method: This study utilized a descriptive-correlational design that employed path analysis. The statistical population comprised adolescents aged 12–18 years from Yazd in 2023, with 307 participants selected through cluster sampling. Participants completed the Identity Styles Questionnaire, Family Cohesion Scale, Attachment Styles Scale, and the Rumination Questionnaire. The data were analyzed using bivariate and multivariate analysis.

Findings: Secure attachment style significantly predicted normative and informational identity styles. Avoidant attachment directly affected informational identity style, while ambivalent attachment impacted both normative and informational identity styles. Rumination had no significant direct effect. Family cohesion mediated the relationships of secure/ambivalent attachment and rumination with identity styles, but not the link between avoidant attachment and identity styles.

Conclusion: The findings indicate that the interaction among family cohesion, rumination, and attachment styles plays a meaningful role in the formation of adolescents’ social identity. Results suggest family cohesion acts as a type of social capital, strengthening adolescents’ identity across social contexts through increased access to emotional support, relational resources, and opportunities for social participation.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Adolescents
  • Attachment styles
  • Family cohesion
  • Identity styles
  • Rumination

مقدّمه و بیان مسأله

نوجوانی دوره بروز تغییراتی مهم در ابعاد گوناگون جسمی و شناختی، عاطفی و اجتماعی است به همین جهت از مهم‌ترین مراحل رشد به شمار می‌آید. از آنجا که این دوره به‌عنوان زمانی برای جستجوی استقلال، خودمختاری و تجربه رفتارهای متنوع و مخاطره‌آمیز است بسیاری از نوجوانان بحران‌های ‌روحی، مشکلات ارتباطی با خانواده و اطرافیان و رفتارهای پرخطری را تجربه می‌کنند (Sebre & Miltuze, 2021). در واقع انتقال موفقیت‌آمیز از مرحلة کودکی به دورة نوجوانی به تغییر در مفهوم خویشتن نیازی اساسی دارد؛ از این‌رو شکل‌گیری اشکال مختلف هویت از مهم‌ترین مسولیت‌های روان‌شناختی سنین نوجوانی به حساب می‌آید (Jia & Krettenauer, 2017).

نوجوان که بیش از هر زمان دیگر تحت فشارهای محیطی گوناگون قرار دارد درصدد تعیین هویت خود و ایجاد تعادل و هماهنگی بین خواسته‌ها و امیال و کشش‌های متضاد خود است؛ به نحوی که در این دوره بحران هویت بر سازمان روانی فرد غالب می‌شود، زیرا نوجوان تشنه هویت خویش است، به جست‌وجوی ارزش‌های گوناگون و گاه متضاد می‌پردازد و آن‌ها را ارزشیابی می‌کند و در نهایت، اساسی از هویت برای وی ایجاد می‌شود (Berzonsky & Kuk, 2022). بنابراین نظر به آنکه پایه و اساس شخصیت بزرگسالی از این دوره که آغاز هویت‌یابی و شخصیت‌بخشی به «هویت و خود» فرد است، شکل می‌گیرد (Sugimura, 2020). دستیابی به هویت یکی از مهم‌ترین فاکتورهایی است که در دوره نوجوانی باید مورد بررسی قرار گیرد. به اعتقاد جیمز مارسیا[1] (1966) هویت، ساختاری درونی، پویا و خودسازمان‌ دهنده است که از تعامل نگرش‌ها، انگیزه‌ها، توانایی‌ها، باورها و تجارب گذشته فرد شکل می‌گیرد. مارسیا با در نظر گرفتن دو مؤلفه اساسی «کشف هویت» و «تعهد»، چهار وضعیت هویتی را مطرح می‌کند: هویت کسب‌شده که در آن هر دو مؤلفه در سطح بالایی قرار دارند؛ هویت تعلیقی که با کشف هویت بالا و تعهد پایین مشخص می‌شود؛ هویت زودرس (یا مبضوط) که در آن تعهد بالا و کشف هویت پایین است؛ و در نهایت هویت پراکنده که در آن هر دو مؤلفه کشف هویت و تعهد در سطح پایینی قرار دارند (Camia, Motiani & Waters, 2022).

از جمله مسائلی که نوجوانان در این دوره با آن ممکن است مواجه شوند نشخوار فکری[2] می‌باشد. نشخوار فکری به فرایند شناختی اطلاق می‌شود که در آن فرد به‌طور مکرر و منفعلانه بر معنا، علل و پیامد‌های هیجانات منفی تمرکز می‌کند که عمدتاً گرایش به گذشته دارند، ناکارآمد هستند و به لحاظ محتوا بیشتر به عوامل فشارزای زندگی فرد متمرکز هستند (Gu, Ma & Xia, 2020). در واقع، شامل افکاری است که به‌طور پایان‌ناپذیری مرور شده و به ناامیدی آینده و ارزیابی‌های منفی دربارۀ خود دامن می‌زنند و از طرفی بر خلق اثر داشته و انگیزش را تحت تاثیر قرار می‌دهند. فردی که دچار نشخوار ذهنی است، افکارش دربارۀ موضوع منفی افزایش یافته و دربارۀ وقایع گذشته، مشغله‌های ذهنی جاری و دربارۀ آینده، احساس بدبینانه دارد (Dondanville et al., 2022). نتایج مطالعات مختلف حاکی از آن است که نشخوار فکری در دوره نوجوانی باعث سردرگمی هویت، افسردگی، اضطراب و مشکل در تنظیم هیجان می‌شود. از ویژگی‌های اصلی مرتبط با نشخوار فکری می‌توان به عاطفه منفی و علائم افسردگی، تفکر جهت‌دار منفی، حل مسأله ضعیف، انگیزش آسیب‌دیده و بازداری رفتارهای سودمند، تمرکز آسیب‌دیده، استرس افزایش‌یافته، روابط اجتماعی آسیب‌دیده و سازگاری هیجانی مختل اشاره کرد (Young & Dietrich, 2015).

در واقع نشخوار فکری، یعنی چرخیدن مداوم افکار منفی و نگران‌کننده در ذهن، تأثیر قابل‌توجهی بر شکل‌گیری سبک هویتی نوجوانان دارد. این فرایند شناختی منفی می‌تواند باعث شود نوجوانان به جای تمرکز بر کشف و توسعه هویت خود، درگیر ارزیابی منفی از گذشته و آینده شوند. نشخوار فکری اغلب به احساسات منفی مانند اضطراب، افسردگی و ناامیدی منجر می‌شود که می‌تواند مانع از ایجاد یک حس قوی از خود و انتخاب‌های آگاهانه در مورد آینده شود. در نتیجه، نوجوانانی که به‌طور مزمن به نشخوار فکری می‌پردازند، ممکن است در شکل‌گیری یک هویت پایدار و مثبت با دشواری مواجه شوند و سبک‌های هویتی نامشخص یا اجتنابی را اتخاذ کنند (Dondanville et al., 2022).

همان‌طور که اشاره شد، نشخوار فکری و سبک‌های هویتی[3] نوجوانان به شدت با یکدیگر در ارتباط هستند. اما این ارتباط تنها به همین جا ختم نمی‌شود. یکی دیگر از عوامل کلیدی که در شکل‌گیری هویت نوجوانان نقش ایفا می‌کند، سبک دلبستگی[4] آن‌ها است (Bortz et al, 2019). بالبی (1979) در نظریه دلبستگی بر این نکته تاکید داشت که ارتباط اولیه کودک ـ والد، سبک دلبستگی فرد را شکل می‌دهد و بر دیدگاه فرد درباره خود، دیگران و روش سازماندهی ارتباطات میان‌فردی تأثیر می‌گذارد. این پیوند اولیه در سال‌های اولیه زندگی شکل می‌گیرد و الگوهایی از تعاملات اجتماعی را ایجاد می‌کند که تا بزرگسالی ادامه می‌یابد. براساس نظریه دلبستگی، کیفیت این پیوند اولیه بر نحوه‌ای که افراد در روابط بعدی خود عمل و به دیگران نزدیک می‌شوند، تأثیر بسزایی دارد. سبک‌های دلبستگی بر اساس کیفیتی که نوزاد در پیوند با مراقب اولیه تجربه می‌کند، به انواع مختلفی تقسیم‌بندی می‌شوند (Arrazola, & Merkies, 2020). سه سبک دلبستگی اصلی شامل: کودکانی که به مراقب اولیه خود اطمینان و احساس امنیت می‌کنند، سبک دلبستگی ایمن را توسعه می‌دهند. این کودکان معمولاً کنجکاو، مستقل و قادر به ایجاد روابط نزدیک و صمیمی با دیگران هستند. از طرفی کودکانی که در پیوند با مراقب اولیه خود احساس ناامنی و اضطراب می‌کنند، سبک دلبستگی ناایمن اضطرابی را توسعه می‌دهند؛ به‌نحوی‌که این کودکان اغلب به دیگران وابسته هستند، از جدایی هراس دارند و به دنبال تأیید و اطمینان از سوی دیگران هستند. همچنین کودکانی که به مراقب اولیه خود بی‌اعتماد هستند و از نزدیکی اجتناب می‌کنند، سبک دلبستگی ناایمن اجتنابی را توسعه می‌دهند. این کودکان معمولاً مستقل به نظر می‌رسند؛ اما در واقع از روابط صمیمانه اجتناب می‌کنند و به دیگران اعتماد ندارند (Arrazola, & Merkies, 2020).

در واقع سبک‌های دلبستگی به‌عنوان الگوهایی درونی شده، بر نحوه تعامل نوجوانان با دنیای اطراف و به ویژه با دیگران تأثیر می‌گذارند. نوجوانانی که سبک دلبستگی ناایمن دارند، ممکن است در ایجاد روابط سالم با دوستان و همسالان خود با مشکل مواجه شوند و به همین دلیل به دنبال تأیید و پذیرش از طریق گروه‌های همسالان باشند. این امر می‌تواند منجر به رفتارهای پرخطر و تصمیم‌گیری‌های نادرست شود. از طرف دیگر، سبک دلبستگی ناایمن می‌تواند به تقویت نشخوار فکری منجر شود. نوجوانانی که احساس ناامنی و بی‌اعتمادی می‌کنند، ممکن است به‌طور مداوم به گذشته فکر کنند و از آینده بترسند. آن‌ها ممکن است به دنبال دلایل شکست‌های خود در روابط گذشته باشند و به همین دلیل از ایجاد روابط جدید اجتناب کنند. در نهایت، سبک دلبستگی می‌تواند بر شکل‌گیری هویت نوجوان تأثیر بگذارد. نوجوانانی که سبک دلبستگی ایمن دارند، معمولاً دارای حس قوی از خود هستند و به دنبال کشف و توسعه هویت خود هستند. در مقابل، نوجوانانی که سبک دلبستگی ناایمن دارند، ممکن است در شکل‌گیری هویت خود با مشکل مواجه شوند و به دنبال الگوهای بیرونی برای تعریف خود باشند (Walsh, & Zadurian, 2023). سبک دلبستگی اولیه می‌تواند بر نحوه تفکر، احساس و رفتار نوجوان در روابط اجتماعی تأثیر بگذارد و در نتیجه بر شکل‌گیری هویت او نیز مؤثر باشد. نوجوانانی که سبک دلبستگی ناایمن دارند، ممکن است بیشتر مستعد نشخوار فکری باشند و در نتیجه در شکل‌گیری یک هویت پایدار و مثبت با مشکل مواجه شوند (هاشمی، ابویی و سعیدمنش، ۱۴۰۰).

همان‌طور که در بخش‌های پیشین بررسی کردیم، سبک‌های دلبستگی و نشخوار فکری به‌طور قابل‌توجهی بر شکل‌گیری هویت نوجوانان تاثیر می‌گذارند. اما این تاثیر تنها به عوامل فردی محدود نمی‌شود. یکی دیگر از عوامل کلیدی که در این فرآیند نقش ایفا می‌کند، انسجام خانواده[5] است. به نحوی که انسجام خانواده می‌تواند به‌عنوان یک متغیر میانجی، ارتباط بین سبک‌های دلبستگی، نشخوار فکری و هویت نوجوانان را تبیین کند (Daniels & Bryan, 2021). انسجام خانواده به میزان نزدیکی، همبستگی و هماهنگی اعضای خانواده با یکدیگر اشاره دارد. این انسجام شامل الگوهای ارتباطی، حمایت‌های عاطفی، اشتراک ارزش‌ها و اهداف مشترک است. خانواده‌هایی که انسجام بالایی دارند، معمولاً محیطی امن، حمایتی و پیش‌بینی‌پذیر را برای اعضای خود فراهم می‌کنند. در مقابل، خانواده‌هایی که انسجام پایینی دارند، اغلب با تنش، اختلاف نظر و بی‌ثباتی روبرو هستند (Fosco & Lydon‐Staley, 2020).

به‌طور کلی همان‌طور که اشاره شد انسجام خانواده به‌عنوان یک عامل کلیدی در شکل‌گیری هویت نوجوانان عمل می‌کند. این عامل قادر است تا به‌عنوان یک متغیر میانجی، ارتباط پیچیده‌ای بین سبک‌های دلبستگی، نشخوار فکری و هویت نوجوان برقرار کند. خانواده‌هایی که انسجام بالایی دارند، محیطی امن، حمایتی و پیش‌بینی‌پذیر را فراهم می‌کنند که در آن نوجوانان می‌توانند به‌صورت سالم و مطمئن هویت خود را کشف کنند. در این محیط، نوجوانان معمولاً سبک دلبستگی ایمن‌تری داشته، کمتر به نشخوار فکری می‌پردازند و در نتیجه هویت پایدارتری را تجربه می‌کنند. در مقابل، خانواده‌هایی که انسجام پایینی دارند، اغلب با تنش، اختلاف نظر و بی‌ثباتی روبرو هستند. این محیط نامطلوب می‌تواند به ایجاد سبک‌های دلبستگی ناایمن، افزایش نشخوار فکری و در نتیجه، مشکلات در شکل‌گیری هویت در نوجوانان منجر شود. بنابراین، می‌توان نتیجه گرفت که انسجام خانواده نقش بسیار مهمی در تسهیل یا ممانعت از شکل‌گیری هویت سالم در نوجوانان ایفا می‌کند. مسئله اصلی این پژوهش این است که تا چه اندازه انسجام خانواده می‌تواند به‌عنوان یک عامل پیش‌بینی‌کننده سبک‌های هویت نوجوانان در نظر گرفته شود. به‌عبارت دیگر، آیا می‌توان با بررسی میزان انسجام خانواده در یک خانواده، سبک هویتی نوجوان را پیش‌بینی کرد؟ همچنین، این پژوهش به دنبال بررسی این سئوال است که آیا انسجام خانواده می‌تواند به‌عنوان یک عامل میانجی، رابطه بین سبک‌های دلبستگی، نشخوار فکری و سبک‌های هویت نوجوانان را تبیین کند؟

 

ادبیات نظری و تجربی پژوهش

در سال‌های اخیر، تحولات فناورانه، گسترش شبکه‌های اجتماعی و تغییر الگوهای تعاملات خانوادگی موجب شده است که فرایند هویت‌یابی نوجوانان بیش از گذشته در تعامل میان سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی شکل بگیرد. تغییر در نقش‌های والدینی، کاهش زمان تعامل چهره‌به‌چهره در خانواده‌ها و مواجهه زودهنگام نوجوانان با منابع متکثر هویتی در فضای مجازی، می‌تواند به تضعیف انسجام خانوادگی، افزایش نشخوار فکری و فعال‌شدن سبک‌های دلبستگی آسیب‌زا منجر شود (هاشمی، ابویی و سعیدمنش، ۱۴۰۰). در چنین شرایطی، خانواده نه‌تنها کارکرد حمایتی و عاطفی خود را از دست می‌دهد، بلکه ممکن است به منبعی از تنش‌های هویتی و تعارض‌های درون‌فردی نیز تبدیل شود؛ موضوعی که یافته‌های پژوهش‌های داخلی و خارجی نیز بر آن تأکید دارند و نشان می‌دهد که انسجام خانواده و کیفیت پیوندهای دلبستگی نقش تعیین‌کننده‌ای در سلامت روان و هویت نوجوانان ایفا می‌کنند. یافته‌های پژوهش غلامی و عباس‌زادگان ( ۱۳۹۹) نشان می‌دهد که هویت‌یابی نوجوانانِ تحت پوشش نهادهای حمایتی در بستری از برچسب‌خوردگی اجتماعی و پنهان‌سازی هویت شکل می‌گیرد. پنهان‌سازی به‌عنوان راهبردی سازشی، پیامدهایی مانند کاهش عزت‌نفس، محدودشدن مشارکت اجتماعی و اضطراب رابطه‌ای به‌همراه دارد و نشان می‌دهد که هویت نوجوانان برساخته‌ای اجتماعی–رابطه‌ای است که در تعامل با مدرسه، همسالان و ساختارهای نابرابری بازتنظیم می‌شود و سبک‌های دلبستگی اهیمت قابلیت توجهی داشته است. یافته‌های پژوهش ابویی، توکلی و نشان (۱۴۰۰) حاکی از آن بود که «کفایت اجتماعی» و «پذیرش اجتماعیِ والدین» با بلوغ اجتماعی و مهارت‌های اجتماعی نوجوانان رابطه‌ای مثبت و معنادار دارند؛ به‌گونه‌ای که نوجوانانی با سطح بالاتری از بلوغ و مهارت‌های اجتماعی، والدینی با کفایت اجتماعی و پذیرش اجتماعی بیشتر دارند، و این امر با توانایی‌های شناختی، حل مسئله و بازشناسی هیجانی والدین مرتبط است. همچنین تأکید می‌کند که بهبود روابط و تعاملات والدین می‌تواند به ارتقای رشد اجتماعی، مهارت‌های کنشی و سازگاری نوجوانان منجر شود و از این‌رو، کفایت و پذیرش اجتماعی والدین به‌عنوان عوامل پیش‌بینِ معنادار در تحولات اجتماعی دوره نوجوانی مطرح می‌شوند.

نعمتی، بلند و صیادی (۱۴۰۱) در پژوهشی نشان دادند که مشارکت در شبکه‌های اجتماعی اثر مستقیمی بر نگرانی از تصویر بدن، انسجام خانواده و بحران هویت دارد، به‌گونه‌ای که بحران هویت می‌تواند نگرانی از تصویر بدنی را به‌صورت معناداری پیش‌بینی کند. بیگم موسوی و همکاران (۱۴۰۱) به این نتیجه رسیدند که سخت‌رویی روان‌شناختی با سبک‌ دلبستگی نزدیکی (ایمن) و انسجام خانواده رابطه مثبت و معنادار و با سبک‌های وابستگی (اجتنابی) و اضطرابی (دوسوگرا) و تبعیض جنسیتی ادراک‌شده رابطه منفی و معنادار دارد. صابری و طالبیان شریف (1400) دریافتند که دو متغیر نشخوار فکری و انسجام خانواده قادرند تغییرات مربوط به خویشتن‌پذیری زنان متقاضی جراحی زیبایی را تبیین کنند.

مارین و شکرلی (۲۰۱۹) در پژوهش خود نشان دادند که نشخوار فکری و خودبازتابی با هویت افراد در ارتباط بودند. موناسیس، و همکاران[6] (2017) به این نتایج دست یافتند که سبک‌های هویت اطلاعاتی و اجتنابی به‌عنوان پیش‌بینی‌کننده اعتیاد و خطر در افراد بودند در حالی که سبک هویت هنجاری به‌عنوان یک محافظ بود. ویگدرسون[7] (2017) دریافت که انسجام خانواده بر سلامت روانی و هویت جوانان اثر مستقیم داشته و پیش‌بینی‌کننده مثبت آن‌ها بود. رواتلال، کلیور و پیلای[8] (2015) در پژوهشی به این نتایج دست یافتند که دلبستگی نوجوانان با عملکرد خانواده و علائم افسردگی در ارتباط بود.

با توجه به مبانی نظری و ادبیاتی که در فوق مطرح شد امروزه با توجه به گسترش اطلاعات، نوجوانان همانند گذشته نیستند و خیلی سریع‌تر از گذشته دوره نوجوانی را طی می‌کنند و تجارب مختلفی را دوست دارند که کسب کنند. پژوهش‌های پیشین نقش متغیرهای سبک‌های هویت، انسجام خانواده، سبک‌های دلبستگی و نشخوار فکری را به‌صورت جداگانه و یا با متغیرهای مختلف دیگر مورد بررسی قرار داده‌اند. لذا در این پژوهش سعی بر آن شد تا این متغیرها در قالب یک مدل بررسی شوند تا مشخص شود که متغیرهای سبک‌های دلبستگی، نشخوار فکری و انسجام خانواده چه نقشی در سبک‌های هویت نوجوانان دارند.

 

روش و داده‌های پژوهش

این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی است و به شیوه تحلیل مسیر انجام گرفت که در زمره روش‌های پژوهش‌ کمّی از نوع همبستگی محسوب می‌شود. جامعه آماری در این پژوهش شامل کلیه نوجوانان 12 تا 18 ساله ناحیه یک شهر یزد در سال 1401-1402 بود که تعداد آن‌ها ۶۵۵۶۴ نفر بوده است از بین افراد جامعه، 307 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای که از روش‌های نمونه‌گیری تصادفی است، انتخاب شدند. به این صورت که ابتدا شهر یزد با توجه به موقعیت جغرافیایی به سه قسمت شمال، مرکز و جنوب تقسیم شد. در ادامه از هر منطقه جغرافیایی دو مدرسه (1مدرسه دخترانه و 1 مدرسه پسرانه) انتخاب شد. بر این اساس 6 مدرسه انتخاب شد و از هر مدرسه تعداد 50 نفر به روش تصادفی به‌عنوان گروه نمونه در نظر گرفته شد. بنابراین با توجه به این توضیحات می‌توان گفت تعداد 307 نفر اطمینان لازم را در مورد توان آماری مطلوب و کفایت نمونه‌برداری فراهم می‌کند. این مطالعه دارای کد اخلاق به شماره IR.ACECR.JDM.REC.1402.014 از کمیته اخلاق جهاد دانشگاهی مشهد است. اندازه‌گیری مقیاس‌ها و شاخص‌های مورد تحلیل در پژوهش حاضر با استفاده از ابزارهای زیر صورت گرفت:

  1. پرسشنامه سبک‌های هویت برزونسکی[9]: این ابزار برگرفته از مدل برزونسکی[10] (1989) در مورد هویت می‌باشد که شامل 40 گویه 4 بعد اطلاعاتی (11 آیتم)، هنجاری (9 آیتم)، سردرگم- اجتنابی (10 آیتم) و تعهد (10 آیتم) می‌باشد. ابزار بر روی یک طیف لیکرت 5 گزینه‌ای از 1= کاملاٌ مخالفم تا 5= کاملاً موافقم قرار دارد. برزونسکی (1989) روایی محتوایی پرسشنامه را مطلوب گزارش کرد و میزان پایایی این پرسشنامه را به روش آلفای کرونباخ برای کل مقیاس و خرده‌مقیاس‌ها در دامنه 77/0 تا 83/0 گزارش کرد. غضنفری (1386) در پژوهش خود این ابزار را رواسازی نموده و ضریب اعتبار را با استفاده از روش آلفای کرونباخ برای سبک اطلاعاتی 62/0، هنجاری 66/0 و سردرگم 73/0 گزارش شد. در پژوهش حاضر این میزان برای سبک اطلاعاتی، هنجاری، سردرگم و تعهد 73/0، 52/0، 68/0 و 51/0 بود.
  2. پرسشنامه انسجام خانواده[11]: این پرسشنامه با اقتباس از مدل ترکیبی السون[12] (۱۹۸۵) به وسیله سامانی و رضویه (۱۳۸۶) تهیه شده است. این آزمون دارای 28 سؤال است و در مقابل هر گویه طیف لیکرت 1=کاملاً مخالفم تا 5=کاملا موافقم قرار دارد. حداکثر نمره قابل اکتساب در این آزمون 140 و حداقل آن 28 می‌باشد. این مقیاس بر اساس 8 عامل (همبستگی با پدر، مادر، مدت تعامل، مکان، تصمیم‌گیری، ارتباط عاطفی، روابط زناشویی و رابطه والدین با فرزندان) حاکی از کفایت این مقیاس برای ارزیابی همبستگی فرد با والدین بود که ضریب اعتبار این ابزار را برای کل مقیاس به روش آلفای کرونباخ 90/0 گزارش شده است و در پژوهش حاضر این میزان 68/0 بدست آمده است.
  3. پرسشنامه نشخوار فکری: پرسشنامه نشخوار فکری توسط نلن‌هوکسما[13] و مارو (1991) برای سنجش نشخوار فکری طراحی و تدوین شده است. دارای 22 گویه می‌باشد که نشخوار فکری را در قالب 3 مؤلفه بروز دادن، در فکر فرو رفتن و افسردگی مورد سنجش قرار می‌دهد. پرسشنامه بر روی یک طیف لیکرت 4 گزینه‌ای از هرگز=1 تا همیشه=4 قرار دارد. حداقل نمره 22 و حداکثر نمره 88 می‌باشد. آنها میزان روایی ‌پرسشنامه را مناسب گزارش کردند و ضریب پایایی آن را به روش آلفای کرونباخ 85/0 گزارش کردند. پایایی این پرسشنامه در این پژوهش ، 81/0 به دست آمده است.
  4. پرسشنامه سبک‌های دلبستگی: این پرسشنامه توسط سیمپسون (1990) طراحی شده است. این آزمون شامل 10 جمله در مقیاس لیکرتی است که آزمودنی در پاسخ به هر سئوال باید یکی از گزینه‌های طیف 5 درجه‌ای (از کاملاً موافق تا کاملاً مخالف) را انتخاب کند. از این 10 جمله، 4 جمله برای ارزیابی سبک دلبستگی ایمن، 3 جمله برای ارزیابی سبک دلبستگی اجتنابی و 3 جمله برای ارزیابی سبک دلبستگی دوسوگرای اضطرابی می‌باشد. سیمپسون به منظور بررسی روایی این پرسشنامه از مقیاس عشق رابین (Simpson & Rholes, 2017) استفاده کرد. همبستگی بین مقیاس عشق رابین (۱۹۷۰) با سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرای اضطرابی به ترتیب 22/0، 22/0- و 12/0- بود. این ابزار در ایران مورد رواسازی قرار گرفت. عطاری، عباسی سرچشمه و مهرابی‌زاده (1385) برای بررسی روایی این آزمون از سه سئوال محقق ساخته استفاده نمودند که همبستگی برای این سه سئوال با سبک دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرای اضطرابی به ترتیب 59/0، 54/0 و 24/0- به دست آمد. همچنین این پژوهشگران میزان آلفای کرونباخ و ضریب تنصیف این پرسشنامه را به ترتیب 70/0 و 62/0 گزارش کردند. در این پژوهش نیز، پایایی دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرای اضطرابی به ترتیب 74/0، 77/0 و 72/0 به دست آمده است.

برای توصیف اطلاعات پژوهش از ویژگی‌های جمعیت‌شناختی و شاخص‌های آمار توصیفی (میانگین، انحراف استاندارد، کمترین و بیشترین نمره) و همچنین فرضیه‌ها از طریق ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر آزمون شدند. کلیه تحلیل‌های آماری با کمک نرم‌افزارهای SPSSV19 و AMOSV20 تحلیل شد.

 

یافته‌های پژوهش

در این پژوهش 307 نوجوان شرکت داشتند. یافته‌های توصیفی متغیرهای پژوهش در ادامه ارائه شد. قابل ذکر است که دامنه سنی کلیه نوجوانان شرکت‌کننده در این پژوهش 12 تا 18 سال بود. در ادامه یافته‌های جمعیت‌شناختی مربوط به سن افراد ارائه شده است. بیشترین فراوانی مربوط به نوجوانان سن 14 سال (75 نفر) و کمترین فراوانی مربوط به سن 12 سال (21 نفر) بود. همچنین نتایج نشان داد میانگین و انحراف سن برای کل نمونه 93/1±34/15، برای دختران 99/1±36/15 و برای پسران 86/1±33/15 بدست آمد. نتایج حاکی از آن است که از بین افراد شرکت‌کننده در پژوهش تعداد 165 نفر دارای جنسیت دختر و 142 نفر دارای جنسیت پسر بودند. در ادامه نتایج مربوط به یافته‌های توصیفی ارائه شده است.

در جدول 1 میانگین و انحراف استاندارد مربوط به متغیرهای پژوهش ارائه شده است. همچنین در دو ستون دیگر جدول نتایج کجی و کشیدگی جهت نرمال بودن داده‌ها آمده است. همان‌گونه که مشاهده می‌شود شاخص‌های کجی و کشیدگی همه متغیرهای پژوهش بین 2- و 2+ قرار دارد که بیانگر عدم انحراف بیش‌ازحد توزیع نمرات متغیرها از توزیع نرمال است.

 

همانگونه که در جدول 2 مشاهده می‌شود سبک‌های دلبستگی اجتنابی و دوسوگرا، بروز دادن، در فکر فرو رفتن، افسردگی و هویت سردرگم با انسجام خانواده رابطه منفی و معنی‌دار و دلبستگی ایمن، تعهد، هویت اطلاعاتی و هنجاری با انسجام خانواده رابطه مثبت و معنی‌داری داشتند.

در این پژوهش برای ارزیابی مدل تحلیل عامل تأییدی از مشخصه‌های CMIN/DF، RMSEA، NFI، IFI، GFI، AGFI، و CFI استفاده شده است. شاخص CMIN/DF فاقد یک معیار ثابت برای یک مدل قابل قبول است، اما مقدار کوچک CMIN/DF دلالت بر برازش بهتر مدل دارد و مقادیر کمتر از 3 مطلوب ارزیابی می‌شود. توصیه شده است از جذر برآورد واریانس خطای تقریب که به‌عنوان اندازه تفاوت برای هر درجه آزادی ارائه کرده است استفاده شود. شاخص RMSEA برای مدل‌های خوب برابر با 08/0 یا کمتر است. مدل‌هایی که RMSEA آنها 10/0 یا بیشتر باشد برازش ضعیفی دارند. بر پایه قرارداد، مقدار NFI، IFI، GFI، AGFI، و CFI باید برابر یا بزرگتر از 90/0 باشد تا مدل پذیرفته شود. شاخص‌های ارزیابی کلیت مدل معادله ساختاری با توجه به دامنه مطلوب این شاخص‌ها در مجموع بیانگر این است که مدل مفروض تدوین شده توسط داده‌های پژوهش حمایت می‌شوند، به‌عبارت دیگر برازش داده‌ها به مدل برقرار است و شاخص‌های برازش دلالت بر مطلوبیت مدل معادله ساختاری دارند.

یافته‌های جدول 4 نشان می‌دهد سبک دلبستگی ایمن به‌صورت مستقیم بر سبک‌های هویت هنجاری و هویت اطلاعاتی اثر معنی‌داری دارد. همچنین تأثیر مستقیم سبک دلبستگی اجتنابی بر سبک هویت اطلاعاتی و تأثیر مستقیم سبک دلبستگی دوسوگرا بر سبک‌های هویتی هنجاری و اطلاعاتی معنی‌دار است. تأثیر مستقیم نشخوار فکری بر سبک‌های هویت، معنی‌دار نبوده است. همچنین یافته‌های حاصل از خودگردان‌سازی نشان داد اثر میانجی انسجام خانواده در رابطه بین سبک‌های دلبستگی ایمن و دوسوگرا و نشخوار فکری با سبک‌های هویت، معنی‌دار بوده است ولی اثر میانجی انسجام خانواده در رابطه بین سبک دلبستگی اجتنابی با سبک‌های هویت، معنی‌دار نبود.

بحث و نتیجه‌گیری

هدف از پژوهش حاضر پیش‌بینی سبک‌های هویت نوجوانان بر اساس نشخوار فکری و سبک‌های دلبستگی نقش میانجی انسجام خانواده بود. نتایج نشان داد متغیرهای سبک‌های دلبستگی و نشخوار فکری بر انسجام خانواده و سبک‌های هویت اثر مستقیم و معنی‌داری دارند. انسجام خانواده بر سبک‌های هویت اثر مستقیم، مثبت و معنی‌داری داشت. همچنین نتایج نشان داد سبک‌های دلبستگی و نشخوار فکری با میانجی‌گری انسجام خانواده بر سبک‌های هویت اثر غیرمستقیم و معنی‌داری داشتند. همچنین نشخوار فکری از طریق انسجام خانواده بر سبک‌‎های هویت نوجوانان مؤثر است. به‌عبارتی می‌توان گفت وجود انسجام خانواده در کنار نشخوار فکری می‌تواند به نحو مؤثری بر سبک‌های هویت نوجوان مؤثر واقع شود. بنابراین این فرضیه پژوهش مبنی بر رابطه نشخوار فکری بر سبک‌های هویت با میانجی‌گری انسجام خانواده مورد تأیید قرار گرفت. مطالعه‌‌ای که عیناً با این یافته پژوهش بپردازد یافت نشد اما می‌توان گفت این یافته با پژوهش‌های نزدیک قبلی همچون نعمتی و همکاران (1401)، بهزادی و سروقد (1394)، مارین و شکرلی ( 2019) همسو بود. نشخوار فکری تمرکز اجبارگونه توجه یک فرد، بر علایم و علل یک پریشانی و توجه به دلایل آن و نتایجش، به جای تمرکز بر راه‌های حل آن می‌باشد. این سبک شناختی بیمارگونه مشابه نگرانی است، با این تفاوت که نشخوار فکری بر احساسات بد و تجارب گذشته تمرکز دارد، در حالی که توجه نگرانی بر امکان بالقوه وقوع حوادث ناگوار در آینده است. گرچه افراد اغلب برای درک احساسات و مشکلات منفی خود نشخوار فکری می‌کنند، اما نشخوار فکری نه تنها احساسات یا مشکلات را مشخص نمی‌کند، بلکه در انسجام خانواده اثرات مضری را ایجاد می‌کند. افراد هنگام تجربه کسب هویت، سردرگم می‌شوند، در خود غرق می‌شوند، از خانواده و دیگران خود را جدا می‌کنند و به نوعی به مشکلات به‌عنوان علت ناراحتی فکر می‌کنند، بدون آنکه برای حل بحران‌شان کاری انجام دهند. لذا نشخوار فکری حل بحران و مشکل بی‌نتیجه و بی‌اثر را ترغیب می‌کند و موجب می‌شود که مشکلات برای نوجوان غیرقابل حل و گیج‌کننده ارزیابی شوند و فرد به این نتیجه برسد که توانایی کسب هویت را ندارد. همچنین نشخوار فکری احساسات منفی مرتبط با هویت‌یابی را به درازا می‌کشد که همین امر موجب سردرگمی نوجوان در کسب هویت می‌شود (Marin, & Shkreli, 2019).

در تبیین این یافته می‌توان بیان داشت که نوجوانان به دلیل اینکه از لحاظ روانشناختی هنوز تکامل نیافته‌اند، ممکن است در مواجهه با رخدادهای استرس‌زای زندگی مانند مسأله هویت‌یابی، از هیجان‌های منفی اضطراب و افسردگی بیشتر رنج ببرند (Wang et al., 2018). که این هیجان‌های منفی باعث می‌شود آن‌ها شرایط نامطلوبی داشته باشند و ارزیابی‌شان از سایر رخدادهای زندگی نیز منفی باشد. در این راستا مطالعه ییلدیز[14] (۲۰۲۰) نشان می‌دهند که حمایت اجتماعی (به‌ویژه از خانواده و نزدیکان) می‌تواند به‌عنوان یک عامل محافظتی عمل کند و رابطه بین رویدادهای استرس‌زا و مشکلات روانی از جمله گرایش به خودآسیب‌ رسانی یا خودکشی را تضعیف کند.

نتایج همچنین نشان داد سبک‌های دلبستگی بر سبک‌های هویت نوجوانان اثر غیر مستقیم داشته و متغیر انسجام خانواده نقش میانجی داشت. به این صورت که افراد دارای سبک‌های دلبستگی آسیب‌زا، هویت مطلوبی نداشتند و در خانواده‌هایی بودند که منسجم نبودند. بنابراین این فرضیه پژوهش مبنی بر اثر غیرمستقیم سبک‌های دلبستگی بر سبک‌های هویت با میانجی‌گری انسجام خانواده مورد تأیید قرار گرفت. مطالعه‌ای که عیناً با این یافته پژوهش بپردازد یافت نشد اما می‌توان گفت این یافته با پژوهش‌های نزدیک قبلی نعمتی و همکاران (1401)، باقری و همکاران (1388)، موناسیس و همکاران (2017)، ویگدرسون (2017) همسو بود.

تجربه‌های مربوط به پیوند عاطفی مادر- کودک مطابق با نظر بالبی (1969) درون‌سازی می‌شود و به همه روابط بین شخصی کودک گسترش می‌یابد و در مراحل مختلف زندگی نسبتاً پایدار خواهد ماند (علیزاده و همکاران، 1391). در واقع الگوهای درونی به‌عنوان هم‌ارزهای درونی ویژگی‌های والدین، بازخوردها و چشم‌داشت‌های فرد را از خود و دیگران سازمان می‌دهد. مدل‌های درونی مثبت که از ویژگی‌های دلبستگی ایمن است با تقویت فرایندهای مثبت و ارزیابی‌های مناسب از خود و دیگران باعث ارتقای بهینه خود می‌شود این در حالی است که الگوی درونی منفی از خود و دیگران که از ویژگی‌های سبک‌های دلبستگی ناایمن است موجب ارزش‌گذاری‌ها و ارزیابی‌های منفی از خود و دیگران می‌شود که این عاملی است که موجب عدم رشد بهینه خود و عدم ارتباط مناسب با سایر افراد می‌شود (Monacis et al., 2017).

 به‌صورت کلی می‌توان بیان نمود که میزان عملکرد خانواده عاملی است که با نوع بروز سبک‌های دلبستگی مرتبط است و این در حالی است که مطابق با مباحث قبلی، خانواده و نوع سبک‌های دلبستگی نیز عاملی است که با هویت در افراد رابطه دارد. از سویی روابط نزدیک در خانواده با رشد بازنمایی‌های که نوجوانان را قادر می‌سازد تا به خودش در کشف جهان پیرامون اعتماد نماید، مرتبط سازد و شرایط مناسبی را برای نوجوان فراهم می‌سازد تا راه‌های متفاوتی را برای ارتباط با جهان جستجو نماید و در نتیجه به یک احساس قوی از خود برسد و این امر به وجود نخواهد آمد مگر در خانواده‌هایی که دارای قوانین دموکراتیک، فضای باز عاطفی، ساختار نقش مناسب و به‌عبارتی دارای انسجام خوبی باشند. بنابراین نوجوانان دارای خانواده‌های منسجم که سبک‌های دلبستگی مطلوبی دارند می‌توانند دروه هویت مطلوب و مؤثرتری را پشت سر بگذارند.

نخستین محدودیت این مطالعه مربوط به قلمرو مکانی و زمانی مطالعه است. به این معنی که این مطالعه بر روی نوجوانان 12 تا 18 ساله شهر یزد در سال 1402 انجام شد و در صورت تعمیم‌دهی باید جوانب احتیاط رعایت شود. برای حصول نتیجه جامع‌تر، تفاوت در سطح سواد خانواده‌ها، شغل والدین، مسائل اقتصادی و مسائل بین فرهنگی درون شهری و عدم توانایی کنترل آن‌ها، از عوامل اثرگذار در نتایج پژوهش و نوعی محدودیت به حساب می‌آید. محدودیت دیگر این مطالعه اجرای غیرحضوری پرسشنامه‌ها بوده که در محیط پرس‌لاین اجرا شد و خصوصیات هیجانی و عاطفی نوجوان در زمان پر کردن پرسشنامه مشاهده نشد. پیشنهاد می‌گردد پژوهشی که نقش و آگاهی خانواده‌‎‌ها را در شکل‌گیری هویت نوجوان مشخص کند، نیز انجام گردد. از سویی پیشنهاد می‌شود مدل پژوهش به‌صورت دقیق در قالب یک مداخله طراحی و تدوین شود و در اختیار متخصصان حوزه‌های مربوطه قرار گیرد تا از این طریق در جهت کاهش نشخوار فکری و سبک‌های دلبستگی آسیب‌زا و ارتقای هویت مثبت و انسجام خانواده مداخلات روانشناختی صورت گیرد. برگزاری کارگاه‌های آموزشی و همچنین سخنرانی در خصوص ارتباط بین متغیرها و سنجش نحوه اثرگذاری آن‌ها بر شکل‌گیری هویت نوجوانان می‌تواند محور دیگری از پژوهش‌های کاربردی در این حیطه باشد.

 

تشکر و قدردانی

پژوهشگران از همکاری تمامی نوجوانان و شرکت‌کنندگانی که در اجرای پژوهش حاضر همکاری داشتند، کمال تشکر و قدردانی را دارند.

 

[1]. James Marcia

[2].  Rumination

[3]. Identity style

[4]. Attachment style

[5]. Family Cohesion

[6]. Monacis, de Palo, Griffiths & Sinatra

[7]. Wigderson

[8]. Rawatlal, Kliewer & Pillay

[9]. Identity Styles Inventory

[10]. Berzonsky

[11]. Family Cohesion Questionnaire

[12]. Olson

  1. 3. Nolen-Hoeksema

[14]. Yıldız

ابویی، آزاده؛ توکلی، محمد؛ و نشان، محمدصلح. (۱۴۰۲). کفایت و پذیرش اجتماعی والدین تا چه اندازه تغییرات بلوغ و مهارت‌های اجتماعی نوجوانان را تبیین می‌کند؟ مطالعه‌ای در شهر یزد. تداوم و تغییر اجتماعی، ۲(۱)، ۱۸۲-۱۶۷. https://doi.org/10.22034/jscc.2022.18718.1037
باقری، خدیجه؛ بهرامی، هادی؛ و جلالی، محمدرضا. (۱۳۸۸). رابطه ی بین سبکهای دلبستگی با نوع هویت در زندانیان ۳۰-۱۵ ساله. روان‌شناسی کاربردی، ۳(۳)، 85-99. https://apsy.sbu.ac.ir/article_94956.html
بهزادی، بهناز؛ و سروقد، سیروس. (۱۳۹۴). رابطه انسجام و انعطاف‌پذیری خانواده و سبک‌های هویت با نقش واسطه‌گری حالت فراشناختی در دانش‌آموزان دختر. پژوهش‌های نوین روانشناختی، ۱۰(۳۸)، ۷۴-۴۹. https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_4080.html
بیگم موسوی، زهره؛ نعلبندیان ابهر، مریم؛ ایوبلو، زهرا؛ و یوسفیان، فاطمه. (۱۴۰۰). نقش سبک‌های دلبستگی، انسجام خانواده و تبعیض جنسیتی ادراک شده در پیش‌بینی سخت-رویی روان‌شناختی در زنان دارای ازدواج با فاصله سنی معکوس. رویش روان‌شناسی، ۱۰(۱)، ۱۴۴-۱۳۳. http://frooyesh.ir/article-1-2459-fa.html
سامانی، سیامک؛ و رضویه، اصغر. (۱۳۸۶). رابطه همبستگی خانوادگی و استقلال عاطفی با مشکلات عاطفی. پژوهش در سلامت روانشناختی، ۱(۱)، ۳۷-۳۰. https://sid.ir/paper/133980/fa
صابری، فاطمه؛ و طالبیان شریف، جعفر. (۱۴۰۰). رابطه نشخوار فکری و انسجام خانواده با خویشتن‌پذیری در زنان متقاضی جراحی زیبایی. [مقاله ارائه شده]. چهارمین همایش بین‌المللی روانشناسی، علوم تربیتی و مطالعات اجتماعی. https://civilica.com/doc/1450282
عطاری، یوسفعلی؛ عباسی سرچشمه، ابوالفضل؛ و مهرابی زاده هنرمند، مهناز. (۱۳۸۵). بررسی روابط ساده و چندگانه نگرش مذهبی, خوشبینی و سبک‌های دلبستگی با رضایت زناشویی در دانشجویان مرد متاهل دانشگاه شهید چمران اهواز. علوم تربیتی و روانشناسی، ۱۳(۱)، ۱۱۰-۹۳. https://sid.ir/paper/8848/fa
غضنفری، احمد. (۱۳۸۶). اعتباریابی و هنجاریابی پرسشنامه سبک هویت. مطالعات تربیتی و روانشناسی دانشگاه فردوسی، ۵(۱)، -۲۵. https://doi.org/10.22067/fe.v5i1.1824
غلامی، سمیه؛ و عباس‌زادگان، نرگس. (۱۳۹۹). چالش‌های زندگی اجتماعی نوجوانان با هویت اجتماعی خود به‌عنوان عضوی از کمیته امداد. پژوهش‌های روانشناسی اجتماعی، ۱۰(۴۰)، ۹۶-۷۵. https://doi.org/10.22034/spr.2021.127715
نعمتی، فاطمه؛ بلند، حسن؛ و صیادی، علی. (۱۴۰۱). بررسی نقش واسطه‌ای بحران هویت و انسجام خانواده در تعیین رابطه مشارکت در شبکه‌های اجتماعی با نگرانی از تصویر بدنی در میان دانش‌آموزان. پژوهش‌های مشاوره، ۲۱(۸۱)، ۲۸۰-۲۵۶. http://dx.doi.org/10.18502/qjcr.v21i81.9499
هاشمی، سیده شادی؛ ابویی، آزاده؛ و سعید منش، محسن. (۱۴۰۱). مدل معادله ساختاری روابط بین خودآگاهی هیجانی نوجوانان و استرس والدگری، سبک فرزندپروری و خودانتقادی والدین. پژوهش‌های نوین روانشناختی، ۱۷(۶۷)، ۲۷۶-۲۶۹. https://doi.org/10.22034/jmpr.2022.15305
Abooei, A., Tavakoli, M., & Neshan, M. S. (2023). How parents’ social adequacy and acceptance explains changes in adolescent social maturity and skills? A study in Yazd, Iran. Journal of Social Continuity and Change (JSCC), 2(1), 167-182. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jscc.2022.18718.1037
Arrazola, A., & Merkies, K. (2020). Effect of human attachment style on horse behaviour and physiology during equine-assisted activities—A pilot study. Animals, 10(7), 1156. https://doi.org/10.3390/ani10071156
Atari, Y. A., Abbasi Sarcheshmeh, A. A., & Mehrabizadeh Honarmand, M. (2006). Examining simple and multiple relationships of religious attitude, optimism and attachment styles with marital satisfaction in male married students at Shahid Chamran University. Journal of Education and Psychology, 13(1), 93-110. [In Persian]. https://sid.ir/paper/8848/en 
Bagheri, Kh., Bahrami, H., & Jalali, M. R. (2009). The relationship between attachment styles with the type of identity in 15-30 year old prisoners. Applied Psychology, 3(3), 85-99. [In Persian]. https://apsy.sbu.ac.ir/article_94956.html
Behzadi, B., & Sarvghad, S. (2015). Relationship between family coherence and flexibility and identity style by mediating role of metacognitive state in female students. Journal of Modern Psychological Researches, 10(38), 49-74. [In Persian]. https://psychologyj.tabrizu.ac.ir/article_4080.html
Beigom Mosavi, Z., Nalbandian Abhar, M., Ayoublo, Z., & Yousefian, F. (2021). The role of attachment styles, family cohesion and perceived gender discrimination in predicting psychological hardiness in women with reverse age of marriage. Rooyesh-e-Ravanshenasi, 10(1), 133-144. [In Persian]. http://frooyesh.ir/article-1-2459-fa.html
Berzonsky, M. D. (1989). Identity style: Conceptualization and measurement. Journal of Adolescent Research, 4(3), 267–281. https://doi.org/10.1177/074355488943002
Berzonsky, M. D., & Kuk, L. (2022). Identity styles and college adaptation: The mediational roles of commitment, self-agency and self-regulation. Identity, 22(4), 310–325. https://doi.org/10.1080/15283488.2021.1979552
Bortz, P., Berrigan, M., VanBergen, A., & Gavazzi, S. M. (2019). Family systems thinking as a guide for theory integration: Conceptual overlaps of differentiation, attachment, parenting style, and identity development in families with adolescents. Journal of Family Theory & Review, 11(4), 544–560. https://doi.org/10.1111/jftr.12354
Bowlby, J. (1969). Attachment and loss, Vol. 1: Attachment. Basic Books.
Bowlby, J. (1979). The making and breaking of affectional bonds. Tavistock.
Camia, C., Motiani, S., & Waters, T. E. (2022). On the way to adult identity: An evaluation of identity status and narrative identity models of development. Journal of Research in Personality, 101, 104304. https://doi.org/10.1016/j.jrp.2022.104304
Daniels, A. D., & Bryan, J. (2021). Resilience despite complex trauma: Family environment and family cohesion as protective factors. The Family Journal, 29(3), 336–345. https://doi.org/10.1177/10664807211000719
Dondanville, A. A., Bordewyk, A., & Pössel, P. (2022). Role of rumination in the association between discrimination and adolescents’ mental and physical health. Journal of Child and Family Studies, 31(12), 3302–3313. https://doi.org/10.1007/s10826-022-02401-2
Fosco, G. M., & Lydon‐Staley, D. M. (2020). Implications of family cohesion and conflict for adolescent mood and well‐being: Examining within‐and between‐family processes on a daily timescale. Family Process, 59(4), 1672–1689. https://doi.org/10.1111/famp.12515
Ghazanfari, A. (2007). A study of the reliability and validity of Identity Style Questionnaire (ISI-6G). Foundations of Education, 5(1), 25-44. [In Persian]. https://doi.org/10.22067/fe.v5i1.1824
Gholami, S., & Abbaszadegan, N. (2020). Challenges of adolescents' social life with their social identity as a member of Imam Khomeini Relief Committee. Social Psychology Research, 10(40), 75-96. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/spr.2021.127715
Gu, H., Ma, P., & Xia, T. (2020). Childhood emotional abuse and adolescent nonsuicidal self-injury: The mediating role of identity confusion and moderating role of rumination. Child Abuse & Neglect, 106, 104474. https://doi.org/10.1016/j.chiabu.2020.104474
Hashemi, S. S., Abooei, A., & Saeidmanesh, M. (2022). Structural equation model of relationships between adolescents' emotional self-awareness and parenting stress, parenting style and parents' self-criticism. Journal of Modern Psychological Researches, 17(67), 269-276. [In Persian]. https://doi.org/10.22034/jmpr.2022.15305
Jia, F., & Krettenauer, T. (2017). Recognizing moral identity as a cultural construct. Frontiers in Psychology, 8, 412. https://doi.org/10.3389/fpsyg.2017.00412
Marcia, J. E. (1966). Development and validation of ego-identity status. Journal of Personality and Social Psychology, 3(5), 551–558. https://doi.org/10.1037/h0023281
Marin, K. A., & Shkreli, A. (2019). An examination of trauma narratives: Narrative rumination, self-reflection, and identity in young adulthood. Journal of Adolescence, 76, 139–151. https://doi.org/10.1016/j.adolescence.2019.08.007
Monacis, L., de Palo, V., Griffiths, M. D., & Sinatra, M. (2017). Exploring individual differences in online addictions: The role of identity and attachment. International Journal of Mental Health and Addiction, 15, 853–868. https://doi.org/10.1007/s11469-017-9768-5
Mueller, R. O. (1996). Basic principles of structural equation modeling. Springer.
Nemati, F., Boland, H., & Sayadi, A. (2022). Investigating the mediating role of identity crisis and family cohesion in determining the relationship between social networks participation with body image issues among students. Journal of Counseling Research, 21(81), 256-280. [In Persian]. http://dx.doi.org/10.18502/qjcr.v21i81.9499
Nolen-Hoeksema, S., & Morrow, J. (1991). A prospective study of depression and posttraumatic stress symptoms after a natural disaster: The 1989 Loma Prieta earthquake. Journal of Personality and Social Psychology, 61(1), 115–121. https://doi.org/10.1037/0022-3514.61.1.115
Olson, D. H., Portner, J., & Lavee, Y. (1985). “Faces III”: Family adaptability & cohesion evaluation scales, family social science. University of Minnesota.
Rawatlal, N., Kliewer, W., & Pillay, B. J. (2015). Adolescent attachment, family functioning and depressive symptoms. South African Journal of Psychiatry, 21(3), 80–85. https://doi.org/10.7196/SAJP.8252
Rubin, Z. (1970). Measurement of romantic love. Journal of Personality and Social Psychology, 16(2), 265–273. https://doi.org/10.1037/h0029841
Saberi, F., & Talebian Sharif, J. (2021). The relationship between rumination and family cohesion with self-acceptance in women applying for cosmetic surgery [Conference Presentation]. Fourth International Conference on Psychology, Educational Sciences and Social Studies, Iran. [In Persian]. https://civilica.com/doc/1450282
Samani, S., & Razavieh, A. (2007). The relationship between family cohesion and emotional autonomy on emotional problems. Research in Psychological Health, 1(1), 30-37. [In Persian]. https://sid.ir/paper/133980/fa
Sebre, S. B., & Miltuze, A. (2021). Digital media as a medium for adolescent identity development. Technology, Knowledge and Learning, 1–15. https://doi.org/10.1007/s10758-021-09499-1
Seyed Mousavi, F., Talebzadeh Shoushtari, M., & Safarzadeh, S. (2024). Attachment-based therapy on emotional autonomy, emotion regulation and rumination in adolescents with depression symptoms. Caspian Journal of Health Research, 9(2), 115–124. https://doi.org/10.32598/CJHR.9.2.1082.1
Simpson, J. A. (1990). Influence of attachment styles on romantic relationships. Journal of Personality and Social Psychology, 59(5), 971–980. https://doi.org/10.1037/0022-3514.59.5.971
Simpson, J. A., & Rholes, W. S. (2017). Adult attachment, stress, and romantic relationships. Current Opinion in Psychology, 13, 19–24. https://doi.org/10.1016/j.copsyc.2016.04.006
Sugimura, K. (2020). Adolescent identity development in Japan. Child Development Perspectives, 14(2), 71–77. https://doi.org/10.1111/cdep.12359
Walsh, G., & Zadurian, N. (2022). Exploring the links between parental attachment style, child temperament and parent-child relationship quality during adolescence. Journal of Child and Family Studies, 32, 2721–2736. https://doi.org/10.1007/s10826-022-02447-2
Wang, S., Jing, H., Chen, L., & Li, Y. (2020). The influence of negative life events on suicidal ideation in college students: The role of rumination. International Journal of Environmental Research and Public Health, 17(8), 2646. https://doi.org/10.3390/ijerph17082646
Yıldız, M. (2020). Stressful life events and adolescent suicidality: An investigation of the mediating mechanisms. Journal of Adolescence, 82, 32–40. https://doi.org/10.1016/j.adolescence.2020.05.006