نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
استادیار گروه جامعهشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) قزوین، ایران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسنده [English]
Background and Aim: Living happily plays an important role in human life. Feelings of happiness and life satisfaction are shaped within social structures and the quality of interpersonal relationships and are influenced by the prevailing conditions of collective life. From the perspectives of sociologists and psychologists, happiness in contemporary societies is closely linked to quality of life, social capital, and individuals’ sense of belonging, trust, and solidarity within their communities. The present study aims to examine the relationship between quality of life and social capital with happiness among young people in Qazvin and to analyze the mediating role of social capital in this relationship.
Data and Method: This research was conducted using a survey method among 250 young people aged 15-29 in Qazvin city, using random sampling method and data analysis using SPSS26 and Amos23 software.
This study employed a survey research design and was conducted among 250 young people aged 15–29 in the city of Qazvin. Participants were selected using random sampling. Data were analyzed using both descriptive and inferential statistical techniques, including structural equation modeling.
Findings: The results indicate a positive and statistically significant relationship between quality of life and happiness, as well as between social capital and happiness. Analysis of background variables showed no significant relationship between happiness and age or educational level. Moreover, no significant differences were found in the mean level of happiness based on gender or marital status. The structural equation model revealed that social capital plays a mediating role in the relationship between quality of life and happiness; however, the magnitude of this indirect effect was smaller than the direct effect of quality of life on happiness.
Conclusion: Improvement in quality of life, particularly through the fulfillment of basic human needs, gradually contributes to the enhancement of individuals’ non-material and psychological dimensions. This process facilitates the formation and strengthening of social ties, increases social interaction, and reduces feelings of isolation and loneliness. Consequently, social capital functions as a protective resource against depression and stress and contributes to the promotion of mental health and happiness at the societal level.
Key Message: Youth happiness is closely intertwined with their quality of life and social capital. Enhancing these components can provide a foundation for improving mental health and fostering social vitality within society. In this context, public policies and the performance of social institutions play a decisive role in creating the necessary conditions for promoting happiness and social empowerment.
کلیدواژهها [English]
مقدّمه و بیان مسأله
تأکید بسیار زیاد قرآن، مبانی اسلام و سیره و کلام ائمه معصومین (ع) به مقوله شادی[1] و نشاط، و از سوی دیگر اهمیت این مفهوم در نظر روانشناسان و جامعهشناسان باعث توجه بسیاری از پژوهشگران به موضوع احساس شادمانی شده است. در جوامع شاد، افراد نگرشی خوشبینانه نسبت به زندگی و امور پیرامون خود و جامعه دارند و در جامعه غمزده افراد مأیوس و غمگین بوده، زندگی را سیاه و تاریک میبینند و نگرش بدبینانه نسبت به عموم دارند. تحقیقات نشان داده است که، شاد بودن باعث افزایش کارایی افراد میشود. به همین دلیل، همه کشورها سعی میکنند تا عناصر لازم برای شادی مردم خود را فراهم کنند و اگر نتوانستند، سعی میکنند تا حداقل دست به ابتکارهایی برای سوق دادن جامعه به سمت شادزیستن بزنند.
هدف از تغییر و تحول و تکامل بشر، همواره رسیدن به یک زندگی مرفه و توام با سلامت روحی-روانی و افزایش نشاط و شادی بوده است. در واقع یکی از اهداف توسعه، توجه به بعد انسانی آن و نگاه به انسان بهعنوان کنشگرانی که فعالانه و شادمانه در این مسیر تکاملی گام بردارند، میباشد. شادی شامل یک احساس مثبت، رضایت از زندگی و عدم وجود احساسات منفی مانند افسردگی و اضطراب است. بهعبارت دیگر، شادی پیش نیاز دعوت به نشاط و لذت به زندگی است که منجر به نتایج مطلوب و ارتقای رضایت از زندگی میشود. شادی چندین بعد اساسی را در برمیگیرد، بعد هیجانی که فرد شادکام از نظر خلقی، شاد و خوشحال است. بعد اجتماعی، که فرد شادکام از روابط اجتماعی خوبی با دیگران برخوردار است و میتواند از آنها حمایت اجتماعی دریافت کند و سرانجام بعد شناختی که باعث میشود فرد اطلاعات را به روش خاصی پردازش کرده و مورد تعبیر و تفسیر قرار دهد که در نهایت، باعث احساس شادی و خوشبینی در وی گردد (Diener & Suh, 1997).
در بین اکثریت پژوهشها بین کیفیت زندگی و شادی همبستگی واضحی وجود دارد و وقتی معیارهای خاصی مانند گروههای سنی، تحصیلات، سلامت، اعتماد به نفس و... با آنها بررسی میشود، رابطه این دو متغیر بهتر درک میشود. یکی از عوامل مهم در تعیین میزان شادی و کیفیت زندگی افراد در جامعه، سرمایه اجتماعی است. بنابراین بهمنظور افزایش سطح شادی افراد جامعه، سرمایهگذاری در حیطه سرمایه اجتماعی بسیار مهمتر از سرمایهگذاریهای اقتصادی است. از گذشته تاکنون، سرمایههای مادی و فیزیکی مورد تائید و تأکید بوده است، اما در عصر حاضر بیشتر از سرمایه فیزیکی و اقتصادی، سرمایه اجتماعی، مورد توجه قرارگرفته است. سرمایه اجتماعی، رابطهای است که بین اعضای یک شبکه وجود دارد و سبب میشود تا افراد جامعه بهیکدیگر، نزدیکتر شوند و همکاری بیشتری باهم داشته باشند (Shan et al., 2012). علاوه براین، برخی شادی را بهعنوان رضایت از زندگی تعریف میکننند. بهطوریکه درک از شادی، به نوعی احساس رضایت و خرسندی در زندگی شخصی است. داینر و همکاران (1999) رضایت از زندگی را بهمثابه ارزیابی ذهنی و کلی فرد از نقاط مثبت زندگی خود به صورت کلی یا ابعاد خاص زندگی نظیر زندگی خانوادگی یا تجربه مدرسه تعریف میکنند (قاسمزاده و همکاران، 1402).
درحالیکه شرایطی چون جوانی بالای جمعیت، رشد شهرنشینی و ماهیت در حال گذار جامعه، تغییرات اساسی را در بنیانهای زیستی و رفتاری جامعه ایرانی ایجاد کرده است. این تغییرات شتابآلود و تأخر ساختاری موجود در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسـی و اقتصـادی، آسیبها و تهدیدات اجتماعی متنوعی بر جامعه ایران تحمیل نموده اسـت. بالا بودن میـزان اسـترس و اضـطراب در سـطوح فـردی، خـانوادگی و اجتماعی در ایران و وجود عوامل تهدیدکننده اجتماعی از قبیل مشکلات شغلی، مشکلات اقتصادی، مشکلات حمل و نقل، آلودگیها و غیره باعث بروز و افزایش نگرانیهای مردم شده است (قنبری و همکاران، 1401).
از آنجاییکه سازمان بهداشت جهانی شادی را بهمنزله یکی از مؤلفههای اصلی و اساسی سلامت روان نام برده است (Lin et al., 2010) و نتایج حاصل از آمارهای جهانی مبنی بر کاهش میزان شادی در جامعه ایرانی؛ کشور ایران در طول سالهای 2000-1997 بین 97 کشور جهان، رتبه 56 (مصباح و رضایی شریف، 1402) و بین سالهای 2013 تا 2021 از 115 به 118 افزایش یافته است و میانگین نمره نیز از 5/3 به 4/7 کاهش یافته است (حسینیزاده، 1400: 25؛ به نقل از قنبری و همکاران، 1401). پژوهش حاضر تلاش دارد تا با رویکردی جامعهشناسی تاثیر کیفیتزندگی بر شادی جوانان را با متغیر میانجی سرمایه اجتماعی که در واقع به نوعی سنجش و بررسی سلامت روان و شادی جوانان میباشد را مورد بحث و بررسی قرار دهد. اهمیت این پژوهش در استفاده از متغیر میانجی سرمایه اجتماعی در ایجاد شادی، و بررسی متغیرهای زمینهای در ارتباط با آن میباشد، که در پژوهشهای داخلی یا بررسی نشده و یا در پژوهشهای خارجی به مقدار بسیار مختصر بدان اشاره شده است.
پیشینه تجربی
جعفرزاده و همکاران (1403)، مقالهای با روش پژوهش کیفی با جامعه آماری مدیران ارشد و میانی و خبرگان دانشگاهی شهر تهران با استفاده از روش نمونهگیری تصادفی طبقهای، ابزار مصاحبه و روش تحلیل مضمون، و روش تحلیل عاملی تأییدی میزان اهمیت هریک از مؤلفهها و شاخصها را بررسی کردند. نتایج نشان داد مؤلفههای ویژگیهای فردی، کیفیت زندگی، روابط اجتماعی، تعلق خاطر، سلامت جسمی، ارزیابی خود، محیط فیزیکی، کیفیت زندگی کاری، روابط سازمانی، معنادار بودن کار، ساختار سازمانی منعطف و مدیریت مشارکتی بهعنوان مؤلفههای روانشناختی مدل شادی سازمانی تأثیر دارند.
متولی و همکاران (1402)، مقالهای با روش توصیفی-تحلیلی از نوع همبستگی با تحلیل رگرسیون چندگانه به تعداد470 نفر به روش نمونه گیری در دسترس از زنان بیمار عضو انجمن اماس ایران با پرسشنامههای کیفیت زندگی اختصاصی اماس MSIS-29 و بازشناسی احساسات چهره (شناخت اجتماعی) انجام دادند. نتایج نشان داد که کیفیت زندگی در حد متوسط بود. و افرادی که هیجانان ترس، خشم، انزجار، تعجب و غم را بهتر تشخیص دادند، کیفیت زندگی بالاتری داشتند. بین تشخیص هیجان شادی و کیفیت زندگی رابطه معناداری وجود نداشت.
حسنزاده موروئی و همکاران (1402) پژوهشی با استفاده از پرسشنامههای کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی، شادمانی آکسفورد و سرمایه اجتماعی پاتنام در بین جمعیت20 ساله به بالای شهرکرمان انجام دادند. نتایج نشان داد که رابطه بین کیفیتزندگی و شادمانی معنادار نمیباشد. اما سرمایه اجتماعی دارای تأثیری مستقیم و مثبت بر شادمانی است. با افزایش سرمایه اجتماعی، میزان شادمانی افراد نیز افزایش مییابد.
قاسمزاده و همکاران (1402) مقالهای با روش پژوهش، کیفی و با رویکرد نظریه داده بنیاد با 20 نفر از دانشجویان دانشگاه تبریز مصاحبه عمیق به عمل آوردهاند. مقولههای محوری مستخرج از مصاحبهها عبارت است از: عوامل اقتصادی، عوامل خانوادگی، احساس خودارزشمندی، رضایت از زندگی، سرمایه اجتماعی، تفوق ارزشهای مادی، توسعه اجتماعی، مدارای اجتماعی، بسترسازی برای اشتغال، لزوم توجه به مطلوبیت اوقات فراغت. پس از تحلیل یافتههای مصاحبه، تقلیل و کدگذاری در پژوهش حاضر مقوله کالایی شدن شادی به دست آمد.
قنبری و همکاران (1401) مقالهای با روش تحقیق توصیفی و تحلیلی و جامعه آماری شـهروندان بـالای 15سال با حجم نمونه 400 نفر در 6 محله از سه گونه متفاوت بافت شهری انجام دادند. نتایج نشان داد که رابطهای معکوس و معنیداری بین متغیر سن و نشاط اجتماعی وجود دارد. تفاوت معنیداری در نشاط اجتماعی زنان و مردان مشاهده نگردید. افراد مجرد نسبت به افراد متأهل و افراد شاغل و محصل نسبت به سایرگروههای شغلی از نشاط اجتماعی بالاتری برخوردارنـد. بـین سـه متغیـر عدالت اجتماعی، سرمایه اجتماعی و مشارکت اجتماعی با نشاط اجتماعی رابطهای مثبت و معنیدار مشاهده گردید.
عزیزی و همکاران (1398) پژوهشی با روش کمی و جامعه آماری زنان 18-65 سالة شهر تهران انجام دادهاند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون نشان میدهد که در میان متغیرهای اقتصادی، درآمد خانوار بر شادی زنان تأثیر مثبت داشته و قابل اعتماد است. همچنین انسجام اجتماعی، اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی، بهعنوان متغیرهای بررسی شـده در ارتباط با سرمایة اجتماعی، رابطة معنادار و مثبتی با شادی دارند. علاوه بر این، بررسی اثر تحصیلات نشان میدهد این متغیر با شادی زنان رابطة معنادار و معکوسی دارد. بدین معنا که با افـزایش سـطح تحصـیلات زنـان، میـزان شادی آنها کاهش مییابد.
حسینی امین و همکاران (1395) مقالهای با روش پیمایشی انجام دادهاند. نتایج نشان داد که 3/58 درصد پاسخگویان کیفیتزندگی متوسطی دارند. کیفیتزندگی با شادمانی اجتماعی، حمایت اجتماعی و تحصیلات آنها همبستگی معنادار و مثبتی دارد. همچنین شادمانی اجتماعی بیشترین تأثیر را بر کیفیتزندگی دارد. پس از آن تحصیلات و در آخر حمایت اجتماعی متغیرهای مؤثر بر کیفیتزندگی هستند. براساس مدل پژوهش، با افزایش حمایت اجتماعی، شادمانی اجتماعی افزایش مییابد و نیز افرادی که حمایت اجتماعی بالاتری را دریافت میدارند، از تحصیلات بالاتری نیز برخوردار میشوند.
دانش و همکاران (1394) مقالهای با روش توصیفی- مقطعی از بین دبیران مراکز آموزش و پرورش شهرستان بجنورد 112 نفر (زن و مرد) با میانگین سنی 18-35 سال انجام دادهاند. یافتههای پژوهش، نشاندهنده نقش مؤثر شادی در افزایش سلامت روانی و کیفیتزندگی بود. اما چگونگی این تاثیرگذاری بر این دو متغیر (سلامت روان و کیفیتزندگی) متفاوت است؛ بدین ترتیب که متغیر شادی بر سلامت روان، اثر مستقیم دارد و در زمینه میزان کیفیتزندگی دارای اثرغیرمستقیم میباشد؛ به بیان دیگر، شادی با تأثیر بر نوع احساسها و هیجانهای فرد، نگرش مثبت و در نتیجه کیفیتزندگی را در پی دارد.
پورسردار و همکاران (1391) مقالهای با روش توصیفی- مقطعی، 178 نفر (86 زن و 92 مرد) از بین دبیران مراکز آموزش و پرورش شهرستان رامشیر به روش نمونهگیری خوشهای-تصادفی انجام دادهاند. نتایج روش رگرسیون چندگانه به روش سلسلهمراتبی همزمان نشان میدهد که نقش واسطهای سلامت روان، در رابطه بین شادی و رضایت از زندگی معنادار بوده است. همچنین شادی در افزایش سلامت روانی و رضایت از زندگی تاثیرگذار بود. شادی به واسطه افزایش سطح سلامت روانی، رضایت از زندگی را در پی دارد. همچنین متغیر شادی دارای اثر غیرمستقیم بر رضایت از زندگی است. درویش (1391)، در پایاننامه کارشناسیارشد نشان داد که دو متغیر امید به زندگی و کیفیت زندگی قادر به پیشبینی شادکامی معلمان تهران است و همچنین امید به زندگی سهم بیشتری در پیشبینی شادکامی معلمان دارد.
مورگاش[2] و همکاران (2022)، در پژوهش خود به دنبال پاسخی برای این سئوال است که آیا ارزش آن را دارد که فقط با شادی سر و کار داشته باشیم و کاوش کیفیت زندگی را کنار بگذاریم بهعنوان چیزی که قابل دوام نیست، یا اگر هر دو پدیده در ارتباط باهم بررسی شوند، چه رابطهای بین آنها وجود دارد؟ همچنین، آیا شادی و کیفیت زندگی توسط مردم به یک اندازه درک میشود ؟ با ارزیابی تعداد مقالات نظارت شده در وب آو ساینس نتایج نشان میدهد که همبستگی بین این دو متغیر زیاد بوده و اگرچه شادی و کیفیت زندگی پدیدههای متفاوتی هستند، ولی در واقع ارتباط نزدیکی بین آنها وجود دارد.
کامتان و همکاران[3] (2019)، در پژوهش خود به این نتیجه رسیدند کـه میـزان شادی دانشجویان پسر بیشتر از دختر بـود. همچنـین بـراسـاس یافتـههـای ایـن پـژوهش، 85 درصد از دانشجویان پزشکی که احساس شادی داشتند، هرگز سیگار یا مواد مخدر مصرف نکرده بودند. چانگ[4] (2009)، در بررسی رابطه سرمایه اجتماعی و شادی در تایوان به این نتیجه میرسد که از میان مؤلفههای تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی، مشارکت اجتماعی دارای تأثیر قابل ملاحظهای بر احساس شادمانی است. در واقع مشارکت داشتن در سازمانهای داوطلبانه، حضور در اجتماعات و اعتماد از جمله مهمترین مؤلفههای سرمایه اجتماعی هستند که بر روی احساسشادی ذهنی تأثیرگذارند.
پژوهش آرگایل و لو[5] (1990) نشان میدهد که شادکامی با روابط اجتماعی و حمایت اجتماعی ارتباط دارد. شادکامی زنان اندکی بیشتر از مردان گزارش شده است (به نقل از: مولوی، 1382: 90). هارفام و همکارانش[6] (2006) به بررسی رابطه بین سلامت روانی و سرمایه اجتماعی پرداختند. نمونه این تحقیق 1168 نفر بین 25-15 سال بودند. نتایج آنها عبارت بود از این که سرمایه اجتماعی هم در بعد ساختاری (مشارکت مدنی، عضویت و فعالیت در سازمانهای رسمی و غیررسمی) و هم در بعد شناختی (اعتماد، روابط متقابل، هنجارها) بر سلامتی افراد تاثیر میگذارند.
استرلین[7] (a2003) در مطالعهای شادی زنان و مردانی که سنشان از50 سال بیشتر است را با هم مقایسه میکند. در سالهای جوانی و میانسالی زنان نوعاً شادتر از مردان هستند ولی در سنین بالاتر این نتیجه درست عکس میشود یعنی مردان شادتر میشوند. در حالیکه مردان از اثرات مثبت بازنشستگی بهرهمند میشوند، زنان شدیداً از اثرات منفی بیوهگی رنج میبرند. افراد پیر اعم از زنان و مردان شادترند اگر بازنشسته شوند، ازدواج کرده باشند، سلامت عالی و درآمد بالا داشته باشند و شادی آنها پایین میآید اگر بیکار باشند، بیوه باشند، طلاق گرفته باشند یا درآمد پایینی داشته باشند.
ماروزک و کولارز[8] (1998) یک بررسی بر روی 20727 نفر که در یک رده سنی گسترده از 74-25 سالگی انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که وقتی سلامتی بهوسیله عواطف مثبت تعریف شده بود، افراد مسنتر (هم زن و هم مرد) شادتر از دیگر افراد بودند، البته این روابط وقتی مصداق پیدا کرد که یک سری از متغیرهای مخل مثل جنس، موقعیت ازدواج، تحصیلات و استرس و سلامت فیزیکی کنترل شده بود.
هارتوگو اوستربیک[9] (1998) تأثیر تحصیلات بر روی سلامت، ثروت و شادی، یک گروه از کشور هلند که حول و حوش 1940 به دنیا آمده بودند را، بررسی کرد. این پژوهش دریافت که بهترین گروه کسانی بودند که تحصیلات در سطح متوسط داشتند. آنها به نسبت سایر گروهها سلامت، ثروت و شادی بیشتری داشتند. همچنین هوش بر روی سلامت تأثیرگذار است، اما هیچ تأثیری روی ثروت و شادی ندارد. سابقه خانوادگی ثروت را افزایش میدهد اما هیچ تاثیری روی سلامت و شادی ندارد. داشتن پدری که یک کار مستقل دارد، میزان شادی و ثروت را افزایش میدهد. یک نکته شگفتانگیز در مقایسه بین زنان و مردان در این زمینه وجود دارد و آن اینکه با این وجود که زنان ثروت کمتری نسبت به مردان دارند و به همان اندازه سلامتی کمتری دارند اما آنها به وضوح شادتر از مردان هستند. لو و همکاران[10] (1997) پژوهشی با عنوان بررسی همبستگی عوامل شخصیتی با شادکامی را روی 494 نفر از شهروندان کوشینگ تایوان انجام دادند که نتایج آن نشان میدهد که حمایت اجتماعی بیشترین ارتباط را با شادی دارد.
مرور مطالعات پیشین نشان میدهد که تاکنون پژوهشی در خصوص نقش کیفیتزندگی در ایجاد شادی جوانان و اثر مداخلهگرانه سرمایه اجتماعی بر آن در ایران انجام نشده است. اما در این پژوهش به اثر متغیر میانجی سرمایه اجتماعی در رابطه با شادی و کیفیت زندگی پرداخته شده و نگاه جدیدی در خصوص نقش متغیر میانجی در مطالعات اجتماعی با حوزه شادی ایجاد نموده است.
ملاحظات نظری
شادی شامل یک احساس مثبت، رضایت از زندگی و عدم وجود احساسات منفی مانند افسردگی و اضطراب است. بهعبارت دیگر، شادی پیشنیاز دعوت به نشاط و لذت به زندگی است که منجر به نتایج مطلوب و ارتقای رضایت از زندگی میشود. شادی چندین بعد اساسی را در برمیگیرد، بعد هیجانی که فرد شادکام از نظر خلقی، شاد و خوشحال است. بعد اجتماعی، که فرد شادکام از روابط اجتماعی خوبی با دیگران برخوردار است و میتواند از آنها حمایت اجتماعی دریافت کند و سرانجام بعد شناختی که باعث میشود فرد اطلاعات را به روش خاصی پردازش کرده و مورد تعبیر و تفسیر قرار دهد که در نهایت، باعث احساس شادی و خوشبینی در وی گردد (مصباح و رضایی شریف، 1402). این سه جزء بدین شرح میباشد:
الف)تعاریف احساسی: فوردایس [11] بیان میکند که شادی یک احساس عاطفی خاص و در حقیقت ارزیابی کلی یک فرد با استفاده از حساب کردن تمامی تجارب مطلوب و نامطلوب خود در گذشته نه چندان دور میباشد. دانیل کانمن (2000)[12] با طرح مفهوم شادی عینی که تجربه احساسی خامی است که زیربنای ارزیابی کلی از زندگی را تشکیل میدهد، مسیر تازه دیگری را در مورد این موضوع در عصر حاضر به راه انداخت.
ب)تعاریف شناختی: شادی بهعنوان یک پدیده شناختی نیز تعریف میشود که به این معناست که در نتیجه یک فرآیند ارزیابی آگاهانه حاصل میشود. براین اساس مکدوول و نیوول (1987)[13] رضایت از زندگی را به صورت ارزیابی شخصی از شرایط موجود در مقایسه با یک معیار مرجع بیرونی یا در مقایسه با آمال و آرزوهای خود فرد توصیف میکنند.
ج)تعاریف نگرشی: شادی همچنین به صورت یک طبع (خلق و خوی) شاد و نیز نگرش مثبت نسبت به زندگی ترسیم شده است. براساس این دیدگاه لایبرمن (2000)[14] اینگونه نوشته است که این نگرش شاید در مقطعی از زندگی شکل بگیرد حتی قبل از سن 18 سالگی، یک فرد به سمت سطح ثابت و معینی از رضایت متمایل میشود و در تمام طول زندگی خود براساس دامنه نسبتاً وسیعی از شرایط محیطی این گرایش و تمایل را حفظ میکند (Veenhoven,2006).
همچنین برای دستهبندی شادی از دو معیار ذهنی و عینی نیز استفاده شده است، شادی ذهنی براساس دیدگاه پاسخ دهندگان اندازهگیری میشود و شادی عینی که باید بر منعکسکننده ویژگیهای آزمودنی باشد تا اطمینان حاصل شود که روش اندازهگیری ذهنی، معتبر و قابل اعتماد است (Hee-Jin & Jeung-Im ,2021).
پاردوچی[15] (1995) نظریه خود در مورد شادی را در درجه نخست در درون محدوده مقایسههای درونشخصی مطرح میکند. با اینحال منابع اطلاعات توزیعی میتواند در مقایسه با تجارب درون شخصی یک فرد متغیرتر باشد. یکی از منابع اطلاعات توزیعی که اغلب از آن یاد میشود، مقایسههای اجتماعی است. ودل[16] و پاردوچی (1988) به فرضیهسازی در مورد این موضوع پرداختهاند که چگونه حوادث تجویز شده از سوی دیگران را میتوان در بافت درونشخصی فرد گنجاند و از طریق گسترش و بسط امور موجب احساس شادی بیشتر یا کمتری شود. اگرچه این نوع تعامل میان قضاوتهای اجتماعی و قضاوتهای شخصی بسیار جالب توجه و پیچیده میباشد اما به نظر میرسد که این احتمال وجود داشته باشد که شادی به مقایسات مستقیم صورت گرفته در مورد جایگاه شخصی یک فرد نسبت به دیگران بستگی داشته باشد. براساس پیشبینیهای مقایسه اجتماعی، شادی معمولاً در نتیجه وضع بهتر یک فرد در مقایسه با دیگران بهویژه افرادی که خصوصیات مرتبط با مقایسه مشابهی دارند، ناشی میشود. وقایع مبتنی بر مقایسههای درونفردی و نیز مقایسههای اجتماعی هر دو در شادی فرد نقش دارد (Parducci, 1995).
از عناصر مهم سرمایه اجتماعی، میتوان به اقدام جمعی، همکاری، هنجارها و ارزشهای مشترک، تعامل اجتماعی و نیز اعتماد، اشاره کرد (Moscardo et al., 2017). که مکانیسم خاصی برای تبادل اجتماعی، جبران و همکاری دارد (خندان و همکاران، 1401). بوردیو (1997)[17] به تاثیری علی بین سرمایه اجتماعی، اقتصادی و سرمایه فرهنگی قائل است. بهعبارت دیگر رضایت از زندگی تابعی از سرمایههای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و با افزایش و یا کاهش این سه نوع سرمایه میزان رضایت از زندگی نیز کم و زیاد میشود. همچنین در این بررسی چنین فرض شده است که این سه سرمایه (اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی) بر عضویت در سازمانها و جامعهپذیری نیز مؤثرند (Anheier, 2004: 91).
از دید پاتنام (1999)[18] ارتباط قوی بین سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی با رضایت از زندگی وجود دارد بدین معنی که این سه متغیر رضایت از زندگی را تحت تاثیر قرار میدهد. سرمایه اجتماعی به دو طریق بر رضایت از زندگی تاثیر میگذارد. یعنی یک تاثیر مستقیم بر رضایت از زندگی و دیگری به صورت غیرمستقیم از طریق متغیر حس جمعی است که موجب افزایش رضایت از زندگی افراد میشود. بدین معنی که اجتماع و سرمایه اجتماعی رابطهای متقابل با هم دارند. و در عین حال این دو متغیر بر رضایت از زندگی تاثیر یک جانبه گذارند. متغیر اجتماع بر دو متغیر مراقبت و کمک کردن تاثیر میگذارد و متغیر سرمایه اجتماعی بر سه متغیر عضویت در سازمانها، اعتماد و جامعهپذیری تأثیر میگذارد (Anheier, 2004: 87). در واقع، سرمایه اجتماعی به جوّ اجتماعی حمایتی اشاره دارد. مکانهایی که افراد به دنبال یکدیگر میگردند و بهطور مثبت با حس تعلّق ارتباط دارند ( 2015: 181,Cockerham به نقل از: البرزی و همکاران، 1401).
از دید ترنر[19] (2003) در جوامعی که بنا به دلایل مختلف روابط و پیوندهای اجتماعی در سطح مطلوبی قرار ندارند و افراد از تعاملات اجتماعی عقلایی اجتناب میکنند، شکلگیری و رشد سرمایه اجتماعی به کندی صورت میگیرد. در نتیجه در اینگونه جوامع پدیده فردگرایی خودخواهانه رشد میکند و متعاقب آن همبستگی اجتماعی کاهش مییابد. کاهش سطح تعاملات اجتماعی (سرمایه اجتماعی) افراد را دچار انزوای اجتماعی اجتماعی میکند. از اینرو، احساس انزوا و احساس تنهایی در سطح جامعه گسترش مییابد. تقویت چنین وضعیتی، حالات روانی منفی را در افراد جامعه ایجاد میکند و سلامت روانی آنان را کاهش میدهد. ترنر که سنت نئودورکیمی را دنبال میکند، بر این باور است که فردگرایی فایدهگرایانه و فردگرایی اقتصادی نه تنها باعث شادابی و خوشحالی بلکه بر عکس آن، باعث کاهش انسجام اجتماعی میشود. در حالیکه انسجام اجتماعی، افراد را در مقابل دورههای حاد افسردگی و استرس حمایت میکند، کاهش آن افراد را در برابر حالات روانی منفی آسیبپذیر میکند. براین اساس میتوان تصور کرد که سرمایه اجتماعی و سرمایهگذاری اجتماعی (اشتغال و رفاقت) میتوانند بهعنوان سپر و محافظی در برابر استرس، افسردگی، تصادف، پیری و بیماریهای مختلف عمل کنند. ترنر مطرح میکند که اگر افراد بهطور اجتماعی به"روابط اجتماعی نخستین" از قبیل خانواده و گروههای محلی پیوند خورده باشند، بالاجبار تسلیم نیروهای استرسزا و افسردهکننده نخواهند شد. همچنین وی مطرح میکند که سرمایه اجتماعی بالا، وسیلهای است که از طریق آن افراد در مقابل بیماریهای روانی محافظت میشوند، آن هم به این دلیل که سرمایهگذاریهای اجتماعی، یک محیط اجتماعی حمایتکننده برایشان فراهم میکند (Turner, 2003: 4).
در حالی که در برخی نگرشها کیفیت زندگی بهعنوان یک مجموعهای از فاکتورها از قبیل سلامت، محیط کالبـدی، منـابع طبیعـی، توسعه فردی و ایمنی تعریف میشود، در سوی دیگر، محقّقانی بُعد اقتصادی را بهعنوان یکی از ستونهای سهگانة کیفیت زندگی مطرح میکنند (باقریان و همکاران، 1402). نظریه کیفیت زندگی بر میزان و چگونگی تاثیر عوامل عینی و بهبود شرایط مادی بر سطح شادی شهروندان پرداختهاند؛ پول مردم را شاد میسازد، مشروط بر آنکه خیلی فقیر باشند و یا در کشورهای خیلی فقیر زندگی کنند. همچنین داشتن خانه، شغل، همسر و سلامتی منابع دیگر شادیاند. اینگلهارت (1986)[20]در این رابطه، تغییر در شرایط حیات عینی انسان ها را به دو بخش کوتاهمدت و بلندمدت تقسیم و بیان کرده است که تغییر وضعیت عینی در کوتاهمدت ممکن است احساس آنی رضایت یا نارضایتی به دنبال داشته باشد، اما در بلند مدت با بالارفتن سطح امنیت اقتصادی و جانی افراد، به مرور اهداف فرامادی جای اهداف مادی را میگیرند؛ و در این شرایط، سطح بالای درآمد نقش خود را در بالا بردن سطح شادمانی افراد از دست میدهد (خانی و علیسلیمانی، 1402).
فرانسیس (1998)[21] در تئوری ادراکی خود برای کیفیتزندگی، چهار عامل اصلی خانواده، وضعیت اجتماعی-اقتصادی، وضعیت روحی و روانی و وضعیتجسمانی را مؤثر میداند. این چهار متغیر اصلی میتوانند مستقلا یا توام با یکدیگر بر روی کیفیت زندگی تأثیرگذار باشند. البته درک فرد از کیفیت زندگی نیز میتواند بر توانایی وی در محیط کاری و شغلیاش تأثیرگذار باشد و موجب نقصان شرایط اجتماعی و اقتصادی وی گردد. برخورداری از کیفیت زندگی ضعیف میتواند موجب بهکارگیری مکانیسمهای مقابله و سازگاری نامؤثر در افراد شده و متعاقباً موجب افزایش تنش در آنان گردد و افزایش تنش، خود در ارتباط مستقیم با عوامل فیزیکی و جسمی بوده و میتواند شدت بیماری را در فرد افزایش دهد. لذا مشاهده میشود که کیفیت زندگی یک مفهوم و ساختار چندبعدی و پیچیده میباشد که بایستی از جنبههای مختلفی ارزیابی شود (آقامولایی، 1384: 73). این رویکرد میکوشد ابعاد کیفیت زندگی را آنقدر تنوع و توسعه بخشد که قلمرو هرچه بیشتری از مفهوم کیفیت زندگی را تحت پوشش قرار داده و جنبههای هرچه بیشتری از این ساختار گسترده و پیچاپیچ را مورد واکاوی قرار دهد. به این ترتیب، دو مؤلفه نخست- وضعیت خانوادگی و نیز وضعیت اجتماعی و اقتصادی- بخش اجتماعی و اقتصادی و مسائل مرتبط با شبکههای اجتماعی و روابط اجتماعی فرد را دربرمیگیرد. مؤلفه سوم به بررسی دنیای درونی و ذهنی فرد پرداخته و حیطه روانشناختی فرد را مورد کنکاش قرار میدهد. و سرانجام مؤلفه چهارم به مسئله سلامت فیزیکی فرد میپردازد. به این ترتیب رویکرد مذکور، مباحثی از علوم اجتماعی و اقتصادی، جامعهشناسی، روانشناسی، روانشناسی اجتماعی و علوم بهداشتی و پزشکی را در کنارهم قرار میدهد و مفهوم کیفیت زندگی را براساس آنها میسنجد.
با توجه به مطالب ذکر شده در پیشینه تحقیق و مبانی نظری، مدل پژوهش در شکل (1) نشان داده شده است. همچنین با توجه به چارچوب نظری و مدل تحقیق فرضیههای تحقیق به شرح زیر هستند:
1- بین کیفیت زندگی و شادی رابطه وجود دارد.
2-بین سرمایه اجتماعی و شادی رابطه وجود دارد.
3- بین کیفیتزندگی و سرمایه اجتماعی رابطه وجود دارد.
4-میانگین شادی براساس متغیرهای زمینهای (سن، جنس، وضعیت تأهل و میزان تحصیلات) متفاوت میباشد.
5- کیفیتزندگی از طریق متغیر میانجی سرمایه اجتماعی بر شادی اثر میگذارد.
روش و دادههای پژوهش
روش تحقیق به صورت پیمایش، از لحاظ ماهیت کاربردی و از نظر وسعت پهنانگر میباشد. واحد تحلیل فرد، سطح تحلیل خرد و تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارSPSS26 و Amos23 انجام گرفته است. منطقه مورد مطالعه، شهر قزوین و جامعه آماری افراد 15تا 29ساله که براساس نمونهگیری تصادفی با حجم نمونه250 نفر جمعآوری گردیده است. ابزارگردآوری دادهها پرسشنامه که برای متغیر شادی از پرسشنامه استاندارد آکسفورد و برای متغیرهای سرمایه اجتماعی و کیفیتزندگی پرسشنامه محقق ساخته بوده که پس از تعیین شاخصهای لازم، گویههایی طراحی و اعتبار صوری و پایایی آن تأیید و در اختیار پاسخگویان قرار گرفت. تعاریف هرکدام از متغیرهای پژوهش به شرح زیر بوده است:
1) شادی: برطبق دیکشنری وبستر، شادی «حالتی از بهزیستی و رضایت و تجربه مطلوب و رضایتبخش است»، همچنین بهزیستی ذهنی است که رضایت از زندگی و احساسات مثبت را در برمیگیرد (Chou & Wang, 2016:2). آزمون شادکامی آکسفورد[22] آرگایل و لو[23] (1989) تهیه شده است. چون آزمون افسردگی بک[24] (ای.کشو، 1404) یکی از موفقترین مقیاسهای افسردگی بوده است. تقسیمبندی این متغیر از مطالعه مهدیزاده و همکاران (1393) اخذ شده و دارای این ابعاد است: الف) بعد احساسی با مؤلفهها و شاخصهایی مانند احساس خوشحالی، احساس امیدواری به آینده، احساس کنترل بر تمام جنبههای زندگی، احساس خوشبینی و مثبتنگری و... (سنجش با پنج گویه و آلفای75/0). ب) بعد شناختی با مؤلفههایی چون: رضایت از زندگی، رضایت از بخشهای متعدد زندگی و ... (سنجش با چهار گویه و آلفای68/0). ج) بعد اجتماعی با مؤلفههایی از قبیل علاقه داشتن به انسانهای دیگر و دوست داشتن آنها، تاثیر خوب و مثبت بر وقایع، شوخطبعی و... (سنجش با چهار گویه و آلفای72/0).
2) سرمایه اجتماعی: پاتنام سرمایه اجتماعی را مجموعهای از مفاهیم چون اعتماد، هنجارها و شبکهها میداند که موجب ایجاد ارتباط و مشارکت بهینه یک اجتماع میشود و در نهایت منافع متقابل آنان را تأمین خواهد کرد (پاتنام، 1380: 285). مؤلفههای این شاخص عبارتند از: الف) بعد ارتباط: شامل مجموعه روابطی که در بین اعضای یک گروه وجود دارد و افراد در جهت رسیدن به منافع فردی (بهعنوان یک کالای خصوصی) و منافع جمعی (بهعنوان یک کالای عمومی) از آن استفاده میکنند. که شامل ارتباطات فرد با همسایهها و محلهایها میباشد (سنجش با چهار گویه و آلفای 78/0). ب) بعد اعتماد: به معنای، ابراز اطمینان نسبت به اشخاص یا نظامی مجرد «انتزاعی» است. در واقع اعتماد به معنی اطمینان رایج، به صداقت، درستی و عدالت یک شخص، گروه و یا کلیت جامعه میباشد (صفدری، 1374 :77). و دارای سه بعد تعمیمیافته، رسمی (غیرشخصی) و غیررسمی (شخصی) میباشد که در این پژوهش فقط بعد غیررسمی آن مورد سنجش قرار گرفته است (سنجش با چهار گویه و آلفای76/0). ج) بعد مشارکت: را نوعی کنش هدفمند در فرآیند تعاملی بین کنشگر و محیط اجتماعی او در جهت نیل به اهداف معین و از پیشتعیین شده تعریف نمودهاند. فرآیندی که افراد جامعه به صورت آگاهانه، داوطلبانه و جمعی با در نظر داشتن اهداف معین، که منجر به سهیم شدن آنها در منابع اجتماعی میشود، در آن شرکت میکنند (غفاری، 1384: 42). مشارکت اجتماعی از طریق شرکت در مهمانیها و جلسات فامیلی، وساطت بین خانوادهها، همکاری با افراد محل، مشارکت در مشکلات محل و کمک و رابطه با همسایهها و هم محلیها، سنجیده شده است (سنجش با چهار گویه و آلفای کرونباخ 80/0).
3) کیفیت زندگی: سازمان بهداشت جهانی (WHO) کیفیت زندگی را به مفهوم درک و برداشت فرد از موقعیت خود در زندگی با توجه به شرایط فرهنگی و نظام ارزشی اجتماعی که فرد در آن زندگی میکند، معنا میکند و این درک در ارتباط با اهداف اصلی، ادراکات و برداشتهای فرد از حیات، مفهوم مییابد (شهابجهانلو و همکاران، 1386: 262). این شاخص در چهار مؤلفه اندازهگیری شده است: الف) بعد خانوادگی: منظور از وضعیت رابطه فرد با خانوادهاش میباشد. در این بعد به مسائلی نظیر روابط عاطفی فرد با خانوادهاش، وضعیت سلامت خانواده فرد و ... توجه گردید (سنجش با چهار گویه و آلفای کرونباخ 73/0). ب) بعد اجتماعی-اقتصادی: وضعیت کلّی فرد از نظر میزان تحقق شاخصهای اجتماعی اقتصادی اساسی فرد در زندگیاش میباشد (سنجش با چهار گویه و آلفای کرونباخ 69/0). ج) بعد روانی: وضعیت و حال و هوای روحی–روانی فرد و دنیای درون افراد و میزان تحقق شرایط سلامت روحی روانی او میباشد (سنجش چهار گویه و آلفای کرونباخ72/0). د) بعد جسمانی: وضعیت کلّی سلامت فیزیکی و جسمی افراد را مورد بررسی قرار میدهد (سنجش چهار گویه و آلفای کرونباخ 74/0).
یافتهها
آمار توصیفی: از کل نمونه (2/53)درصد مرد و (8/46)درصد زنان؛ برحسب گروه سنی؛ میانگین گروه سنی (39/24)درصد؛ برحسب وضعیت تأهل؛ (0/62) درصد افراد مجرد، (0/38) درصد افراد متأهل؛ برحسب تحصیلات؛ (8/48)درصد بیشترین فراوانی متعلق به سطح تحصیلات فوق دیپلم و لیسانس و (4/12) درصد کمترین فراوانی زیردیپلم؛ و بقیه پاسخگویان به ترتیب (2/25)درصد فوقلیسانس و بالاتر، (6/13) درصد سطح دیپلم بودهاند.
جدول (1) بیانگر نمره میانگین شادی با (36/3)، که نمرهای در حد متوسط و به ترتیب میانگین بالاترین به کمترین نمره از بین ابعاد: اجتماعی، احساسی و شناختی میباشد. نمره میانگین سرمایه اجتماعی با (80/3)، که نمرهای بالاتر از متوسط و از بین ابعاد و یا مؤلفههای سرمایه اجتماعی به ترتیب نمره بالاترین به کمترین نمره: بعد روابط، اعتماد و مشارکت بوده است. نمره میانگین کیفیتزندگی با (69/3)، که نمرهای بالاتر از حد متوسط و به ترتیب میانگین بالاترین به کمترین ابعاد: بعد جسمانی، روانی، اجتماعی و خانوادگی بوده است.
یکی از فرضیات پژوهش حاضر، رابطه بین سرمایه اجتماعی و میزان شادی است. برای آزمون این فرضیه از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است که نتایج آن در جدول 2 گزارش شده است. براساس نتایج بدست آمده، بین متغیر سرمایه اجتماعی و میزان شادی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (001/0 = سطح معنیداری، 415/0=r) و فرضیه اول تایید میگردد. یعنی هرچه افراد سرمایه اجتماعی بالاتری داشته باشند، شادی آنان بیشتر خواهد بود و بالعکس.
فرضیه دیگر پژوهش بیانکننده رابطه بین کیفیتزندگی و میزان شادی است. برای آزمون این فرضیه از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است که نتایج آن در جدول (2) گزارش شده است. (001/0= سطح معنیداری، 567/=r). با توجه به نتایج بدست آمده، این فرضیه نیز تایید میگردد. بهعبارت دیگر، هرچه افراد کیفیتزندگی بالاتری داشته باشند، شادی آنان بیشتر خواهد بود و بالعکس.
فرضیه سوم پژوهش رابطه بین کیفیتزندگی و میزان سرمایه اجتماعی است. برای آزمون این فرضیه از آزمون ضریب همبستگی پیرسون استفاده شده است. براساس اطلاعات جدول (2)، بین متغیر کیفیتزندگی و میزان سرمایه اجتماعی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (001/0 = سطح معنیداری، 323/0=r). برپایه نتایج فوق، فرضیه سوم تایید میگردد. یعنی هرچه افراد کیفیتزندگی بالاتری داشته باشند، سرمایه اجتماعی آنان بیشتر خواهد بود و بالعکس.
در ادامه، فرضیات پژوهش در زمینه تفاوت میزان شادی برحسب متغیرهای زمینهای، از جمله سن، جنس، وضعیت تأهل و سطح تحصیلات مورد آزمون قرار گرفت که نتایج آن در جدول 3 منعکس گردیده است.
به منظور آزمون تفاوت میانگین شادی برحسب گروههای تحصیلی از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه (جدول 3) استفاده گردید؛ باتوجّه به (948/0=سطح معنیداری) و نمره میانگین گروههای تحصیلی، تفاوت معنیداری بین آنها مشاهده نگردید (زیردیپلم= 39/3، دیپلم= 31/3، فوقدیپلم و لیسانس= 45/3، فوقلیسانس و بالاتر=40/3).
براساس جدول آزمون تی دونمونهای مستقل (جدول 3) با توجّه به (161/0= سطح معنیداری) میتوان نتیجه گرفت واریانس درونگروهی و بینگروهی، میانگین شادی برحسب جنسیت تفاوت معنیداری وجود ندارد و حتی در نمره میانگین (زنان=37/3 و مردان=35/3 ) نیز تفاوت معنیداری وجود ندارد.
براساس جدول آزمون تی دونمونهای مستقل (جدول 3) با توجّه به (377/0= سطح معنیداری) میتوان نتیجه گرفت واریانس درونگروهی و بینگروهی میانگین شادی برحسب وضعیت تأهل تفاوت معنیداری وجود ندارد و حتی در نمره میانگین (مجردها= 33/3 و متاهلین= 41/3 ) نیز تفاوت معنیداری مشاهده نمیگردد. همچنین، براساس جدول (3)، بین متغیر میزان شادی و سن رابطه مثبت و معنیداری وجود ندارد (968/0= سطح معنیداری، 003/=r) و این فرضیه رد میگردد.
یکی از فرضیات تحقیق بیانگر این بود که میزان کیفیتزندگی بهطور غیرمستقیم از طریق متغیر میانجی میزان سرمایه اجتماعی بر میزان شادی تأثیر دارد. به منظور بررسی فرضیه فوق و آزمودن مدل مورد نظر پژوهش، از روش الگویابی مدل معادله ساختاری و آزمون بوت استراپ[26] با نمونه 5000 تایی استفاده شده است. ابتدا به ارائه شاخصهای برازندگی مدل که در جدول (4) و (5) پرداخته شده است، که حاکی از تایید مدل و تایید شاخص های برازندگی است. در بررسی اثر مستقیم بین دو متغیر کیفیت زندگی و احساس شادی، 75/0=β و اثر غیرمستقیم یعنی متغیر میانجی سرمایه اجتماعی 15/0=β بوده است. در واقع وجود متغیر میانجی سرمایه اجتماعی اگرچه اثر مثبت و معنادار ولی نسبت به اثر مستقیم، کمتر بوده است.
همچنین با اجرای آزمون بوت استراپ، جهت مشاهده اثر غیرمستقیم و سطح معنیداری متغیر میانجی، همانگونه که در خروجی جدول (6) ملاحظه میشود، حدود چنانچه حد بالا و پایین این آزمون هر دو مثبت یا هر دو منفی باشد و صفر مابین این دو حد قرار نگیرد، در آن صورت مسیر علی غیرمستقیم معنادار خواهد بود که در این مدل سرمایه اجتماعی برابر با 000/0 میباشد که از لحاظ آماری در سطح 005/0 P< معنیدار و حاکی از تأیید این اثر میباشد.
بحث و نتیجهگیری
با مطرح شدن روزافزون اهمیت شادی در امر سلامتی روان و خوشبختی و همچنین تأثیر آن در تقویت قـوای روانـی انسان، برای مقابله با پیچیدگیهـا و مشـکلات دنیـای امـروز، توجه و نظر محققان، اندیشمندان و حتی عوام مردم نسـبت بـه آن تغییر نموده است (Easterlin, 2003b: 116). همچنین وجود سرمایه اجتماعی یا بهعبارتی میزان همدلی و فاق افرادی که در یک محله، منطقه شهر، کشور و حتی فراسوی مرزهای ملی با یکدیگر ارتباط دارند و از قبل آن، منافعی بسیاری کسب مینمایند. که یکی از این دستاوردها شادی میباشد. چنانچه هدف اصلی پژوهش حاضر نیز، تأثیر کیفیتزندگی بر شادی با متغیر میانجی سرمایه اجتماعی در بین جوانان 15-29 ساله شهر قزوین بود. لذا با توجه به پیشینه پژوهشها و مباحث و نظریههایی مطرح شده، فرضیههای موردنظر استخراج و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. در بررسی فرضیه رابطه بین متغیر میزان کیفیتزندگی و میزان شادی که رابطه مثبت و معنادار گردید با نتایج: اهمیت عوامل اقتصادی، عوامل خانوادگی در ایجاد احساسشادی در پژوهش قاسم زاده و همکاران (1402)؛ رابطه مبثت و معنادار کیفیتزندگی با شادمانی اجتماعی در پژوهش جعفرزاده و همکاران (1403)، حسینی امین و همکاران (1395)، مورگاش و همکاران (2022)؛ نقش امید به زندگی و کیفیتزندگی قادر به پیشبینی شادکامی معلمان تهران در پژوهش درویش (1391)؛ تأثیر مثبت متغیرهای اقتصادی، درآمد خانوار بر شادی زنان در پژوهش عزیزی و همکاران (1398)؛ ارتباط حمایت اجتماعی با شادی در پژوهش لو و همکاران (1997) همخوانی دارد.
در بررسی فرضیه رابطه بین دو متغیر میزان سرمایه اجتماعی و میزان شادی که رابطه مثبت و معنادار گردید با نتایج: وجود رابطه مثبت و معنادار سرمایه اجتماعی و شادی در پژوهش حسن زاده موروی و همکاران (1402)؛ اهمیت شاخص سرمایه اجتماعی در ایجاد احساسشادی در پژوهش قاسم زاده و همکاران (1402)؛ رابطة معنادار و مثبتی انسجام اجتماعی، اعتماد اجتماعی و مشارکت اجتماعی، بهعنوان متغیرهای بررسی شـده در ارتباط با سرمایة اجتماعی، با شادی در پژوهش عزیزی و همکاران (1398)؛ تأثیر سرمایه اجتماعی و شادی در تایوان در پژوهش چانگ (2009)؛ تأثیر سرمایه اجتماعی بر سلامت روانی در پژوهش هارفام و همکارانش (2006)؛ همخوانی دارد.
در بررسی رابطه دو متغیر سن و میزان شادی که رابطه معناداری به دست نیامد با نتایج: اثر سن بر شادی در دورههای مختلف زندگی در پژوهش استرلین (2003)؛ افراد مسنتر (هم زن و هم مرد) شادتر از دیگر افراد در پژوهش ماروزک و کولارز (1998)همخوانی ندارد، اگرچه باید این نکته را افزود که این پژوهش در بین گروههای سنی جوان بررسی شده است. و برای پژوهشگران بعد میطلبد تا بازه سنی با این موضوع را گستردهتر نموده تا نتایج دقیقتری و یا مطابق با نتایج پژوهشهای مذکور به دست آوردند.
در بررسی تفاوت میانگین میزان شادی برحسب جنسیت که تفاوت میانگینی به دست نیامد با نتایج: میـزان بیشتر شادی دانشجویان پسر از دختر در پژوهش کامتان و همکاران (2019)؛ شادبودن زنان و مردان در گروههای سنی متفاوت در پژوهش استرلین (2003)؛ رابطه جنس و احساسشادی در حالت متغیر تعدیلگر در پژوهش ماروزک و کولارز (1998)؛ شادکامی اندکی بیشتر زنان از مردان در پژوهش هارتوگو اوستربیک (1998) و آرگایل و لو (1990) همخوانی ندارد.
در بررسی متغیر میزان تحصیلات و میزان شادی که رابطهای به دست نیامد با نتایج: کیفیتزندگی با شادمانی اجتماعی، و تحصیلات در پژوهش حسینی امین و همکاران (1395)؛ و اثر معکوس سطح تحصیلات زنان با شادی در پژوهش عزیزی و همکاران (1398)؛ ثروت و شادی بیشتری در گروههای تحصیلی سطح متوسط هارتوگو اوستربیک (1998) همخوانی ندارد.
در بررسی متغیر وضعیت تاهل و میزان شادی که تفاوت میانگینی به دست نیامد با نتایج: رابطه وضعیت تاهل و احساسشادی در حالت متغیر تعدیلگر در پژوهش ماروزک و کولارز (1998)؛ نقش تاهل در احساسشادی استرلین (2003) همخوانی ندارد.
در بررسی متغیر میزان کیفیتزندگی و میزان شادی و متغیر میانجی میزان سرمایه اجتماعی که اثر میانجی سرمایه اجتماعی در رابطه بین دو متغیر مذکور وجود داشت. اگرچه در پژوهشی به بررسی این رابطه و اثر سه متغیره نپرداخته است، ولی میتوان با نتایج پژوهش دانش و همکاران (1394)؛ متغیر شادی بر سلامت روان، اثر مستقیم دارد و در زمینه میزان کیفیتزندگی دارای اثرغیرمستقیم میباشد؛ نقش واسطهای سلامت روان، در رابطه بین شادی و رضایت از زندگی پورسردار و همکاران (1391)؛ پژوهش آرگایل و لو (1990) نشان میدهد که شادکامی با روابط اجتماعی و حمایت اجتماعی ارتباط دارد، همخوانی دارد.
تشکر و قدردانی
مقاله حاضر برگرفته از طرح پژوهشی با عنوان «نقش کیفیتزندگی در ایجاد شادی و اثر مداخلهگرانه سرمایه اجتماعی بر آن (مورد مطالعه جوانان15-29 ساله قزوین)» با حمایت دانشگاه بینالمللی امام خمینی قزوین انجام شده است و بدینوسیله سپاسگزاری میشود.
[1]. Happiness
[2]. Murgaš
[3]. Kamthan, Sharma, Bansal, Pant, Parul, Chansoria and Shukla
[4]. Chang
[5]. Argyle & Lu
[6]. Harpham, De Silva & Tuan
[7]. Easterlin
[8]. Mroczek & Kolarz
[9]. Hartog & Oosterbeek
[10]. Lu, shin, Lin & Ju
[11]. Fordyce
[12]. Daniel Kahneman
[13]. Mc Dowel & Newell
[14]. Lieberman
[15]. Parducci
[16]. Wedell
[17]. Bourdieu
[18]. Putnam
[19]. Turner
[20]. Inglehart
[21]. Francis
[22]. Oxford-happiness-questionnaire (OHI)
[23]. Argayl & Lu
[24]. Beck depression-inventory (BDI)
[25]. طیف نمرات بین 1-6 بوده است
[26] Bootstrap