نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه روشهای آماری و مدلسازی جمعیت، موسسه تحقیقات جمعیت کشور، تهران، ایران
2 گروه جمعیتشناسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه تهران و موسسه تحقیقات جمعیت کشور، تهران، ایران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Background and Aim: This study examines the impact of population momentum on the demographic window in Iran’s provinces. Population momentum, by altering age distribution, can accelerate or delay entry into the demographic window and influence its duration and intensity.
Data and Method: Using census data from 1996 to 2016, population momentum and dependency ratios were calculated for Iran’s provinces, and the patterns of opening and closing the demographic window were analyzed.
Findings: The momentum of the working-age group declined earlier than that of the elderly group. As a result, provinces like Gilan and Mazandaran entered the demographic window sooner and exited it earlier, while provinces such as Hormozgan and Sistan-Baluchestan experienced a delayed entry. However, the duration of the demographic window does not vary significantly across provinces. In all provinces, elderly momentum remains stronger, and in some regions like Hormozgan and South Khorasan, despite a rise in the working-age population, the demographic window closes two decades earlier due to rapid elderly population growth.
Conclusion: The findings indicate that population momentum plays a crucial role in shaping the timing and sustainability of the demographic window in Iran’s provinces. Provinces like Gilan and Mazandaran are approaching the end of their window, while in provinces with higher momentum, such as Hormozgan and Sistan-Baluchestan, it has not yet opened. This presents opportunities for infrastructure development but also challenges related to rapid population aging. Therefore, demographic policies should be adapted to each province's characteristics to maximize economic benefits and address aging-related challenges effectively.
Key Message: Demographic window is an special situation of age structure which due to different fertility histories of provinces works in different manners. Population momentum can help to undretand timming, resistance and quantum of provinces demographic window as an index of reflecting fertility history, age composition and demographic patterns.
کلیدواژهها [English]
مقدّمه و بیان مسأله
پنجره جمعیتی[1] به فرصتی اقتصادی اشاره دارد که در طول گذار جمعیتی اول، با تغییر در ترکیب سنی نمایان میشود. در این فرآیند، کاهش مرگومیر و سپس کاهش باروری منجر به افزایش قابل توجهی در سهم جمعیت در سنین فعالیت اقتصادی میشود. به موازات این تغییر، سهم جمعیت کودکان کاهش مییابد، درحالیکه سهم جمعیت سالمند در مراحل اولیه تغییر چندانی ندارد و در نتیجه نسبت وابستگی کاهش مییابد. اگر این تحولات با سرمایهگذاری در بخشهایی نظیر آموزش، بهداشت، زیرساختها و ایجاد فرصتهای شغلی همراه باشد، میتواند به رشد اقتصادی و توسعه پایدار منجر گردد (Dorflinger and Loichinger, 2024).
اهمیت این موضوع در ایران به دلیل تغییرات سریع جمعیتی در دهههای اخیر دوچندان است. کاهش سریع میزان باروری از حدود 6 فرزند برای هر زن در دهه 1360 به کمتر از 2 در دهه 1380، ایران را به یکی از کشورهایی با سریعترین گذار باروری در جهان تبدیل کرده است. این کاهش باروری، ورود ایران به پنجره جمعیتی را تسریع کرده است، اما شدت و سرعت این تغییرات در استانهای مختلف یکسان نبوده است. استانهایی مانند گیلان و مازندران که کاهش باروری را زودتر تجربه کردهاند، زودتر وارد این دوره شده و زودتر نیز آن را ترک خواهند کرد. در مقابل، استانهایی مانند سیستان و بلوچستان، هرمزگان و خراسان جنوبی که همچنان نرخهای باروری بالاتری دارند، دیرتر وارد این مرحله میشوند. این تفاوتها در زمانبندی و پایداری پنجره جمعیتی، چالشهای اساسی برای سیاستگذاری در حوزههای اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی ایجاد میکند.
در این پژوهش تمرکز بر مفهوم "پنجره جمعیتی" است؛ دورهای فرصتساز که در پی تغییرات ساختاری در ترکیب سنی جمعیت شکل میگیرد و میتواند بستر مناسبی برای رشد اقتصادی فراهم کند. این مفهوم از منظر اقتصادی با شاخصی به نام "سود جمعیتی" قابل ارزیابی است. هرچند در برخی موارد این دو اصطلاح بهجای یکدیگر بهکار میروند، اما در واقع سود جمعیتی بیانگر میزان بهرهبرداری اقتصادی از فرصت ایجادشده در دورهی پنجره جمعیتی است (کوششی و نیاکان، 1400). در این مقاله بر فرآیند شکلگیری پنجره جمعیتی تمرکز شده است. بلوم[2] و همکاران (Bloom & Williamson, 1998; Bloom, Canning & Sevilla, 2003) نخستین پژوهشگرانی بودند که این مفاهیم را مطرح کردند و نشان دادند تحولات ساختار سنی میتواند نقش مهمی در رشد اقتصادی ایفا کند. در ادامه مطالعات متعددی در این زمینه انجام گرفته است (برای مثال Bloom & Williamson, 1998; Mason, 2003; Kelley & Schimt, 2005; Eastwood & Lipton, 2012; Abrigo et al., 2016; Ghosh, 2016; Lutz et al., 2019). این مطالعات از شاخصهای متنوعی مانند سهم جمعیت در سن کار، نسبت وابستگی و نسبت حمایت، برای بررسی تغییرات ساختار سنی استفاده کردهاند. با این حال، به دلیل پیچیدگیهای توزیع سنی و تأثیرات وقایع گذشته، این شاخصها بهتنهایی برای تحلیل تغییرات ساختار کافی نیستند.
ممنتوم جمعیتی یکی از شاخصهای کلیدی در زمینه تحلیل تغییرات ساختار سنی است که تأثیر گذار جمعیتی و وقایع گذشته را بر اندازه و ساختار سنی جمعیت نشان میدهد (Dorflinger & Loichinger, 2024). این مفهوم تغییری در اندازه جمعیت را توصیف میکند که حتی در شرایط نرخهای مرگومیر ثابت، مهاجرت خالص صفر، و باروری جایگزینی نیز مشاهده میشود (Bongaarts & Bulatao, 1999). ممنتوم جمعیتی نتیجه "تاریخچه باروری بالا" است که به افزایش تعداد زنان در سنین باروری منجر شده و باعث میشود حتی پس از کاهش نرخهای باروری ویژه سنی، ولادتهای خام همچنان در سطح بالایی باقی بماند (Keyfitz, 1971). علاوه بر این، آنها اشاره کردهاند که سرعت کاهش باروری یکی از عوامل کلیدی مؤثر بر میزان ممنتوم جمعیتی است (Li & Tuljapurkar, 1999). مطالعات نشان دادهاند که کاهش باروری با سرعتهای مختلف در استانهای ایران باعث تفاوتهای معنادار در میزان ممنتوم جمعیتی شده است. در این میان، تحلیل ممنتومهای ویژه سنی در سطح استانی نشان میدهد در استانهایی با نرخ باروری پایینتر، سهم جمعیت سالمندان بهسرعت در حال افزایش است، درحالیکه در استانهایی با نرخ باروری بالاتر، گروه سنی فعالیت همچنان در حال رشد است (آقایی و صادقی، 1403).
مهمترین ویژگی رشد حاصل از ممنتوم این است که باعث بزرگ شدن همه گروههای سنی نمیشود و تنها به متورم شدن گروههای جمعیتی میانسال و سالمند میانجامد. و این همان جایی است که ممنتوم بر پنجره جمعیتی اثر میگذارد. بهعبارت دیگر ممنتوم جمعیت مقداری است که یک جمعیت را از طریق جابجایی نسلهای بزرگتر به گروههای سنی بالاتر افزایش میدهد (Rowland, 1996). اگرچه بسیاری از تحقیقات به رابطه بین ممنتوم و سالخوردگی جمعیت پرداختهاند (Preston, Himes & Eggers, 1989 Rowland, 1996; Kim & Schoen, 1997; و ...) اما تحلیل جامعی که به چگونگی ارتباط ممنتوم جمعیتی با تغییرات جمعیت در سنین فعالیت و پنجره جمعیتی بپردازد، کمتر انجام شده است.
بااینحال، بیشتر پژوهشهای انجامشده در سطح بینالمللی، بهویژه مطالعه دوفلینگر[3] و لوچینگر[4] (2024)، بر تحلیلهای کلان جهانی متمرکز بوده و تفاوتهای منطقهای و ملی را در نظر نگرفتهاند. این موضوع در حالی است که ساختار سنی و تحولات جمعیتی در ایران بهشدت تحتتأثیر عوامل اقتصادی، فرهنگی و منطقهای قرار دارد. بنابراین، مطالعاتی که به بررسی جزئیتر این مسئله در سطح استانی بپردازند، میتوانند به سیاستگذاران در طراحی برنامههای متناسب با شرایط هر استان کمک کنند. این پژوهش با تمرکز بر استانهای ایران، تلاش دارد تا نقش ممنتوم جمعیتی را در تغییرات ساختار سنی و پنجره جمعیتی بررسی کند. نتایج این مطالعه میتواند به درک بهتر روندهای جمعیتی، تدوین سیاستهای مؤثر در حوزههای بازار کار، نظام بازنشستگی، برنامهریزی آموزشی و رفاه اجتماعی کمک کند و از این طریق، فرصتهای ناشی از پنجره جمعیتی را به حداکثر برساند و چالشهای آتی را کاهش دهد.
پیشینه تجربی
طبق تعریف کلاسیک، در مرحله دوم گذار جمعیتی، کاهش باروری و استمرار کاهش مرگومیر تا رسیدن باروری به سطح جانشینی ادامه مییابد. سطح جانشینی سطحی است که در آن جمعیت تنها توانایی باز تولید خود را دارد و رشد ذاتی جمعیت صفر میشود. در این مرحله اما رشد طبیعی جمعیت صفر نیست و از هنگام رسیدن باروری به سطح جانشینی تا صفر شدن رشد طبیعی، حدود دو نسل به طول میانجامد. افزایش جمعیت در این بازه زمانی را ممنتوم جمعیت مینامند (Shryock & Siegel, 1976). مفهوم ممنتوم جمعیت بسط نظریه کلاسیک جمعیت پایا[5] است که توسط لوتکا[6] در سال 1939 ارائه شده است. کیفیتز مفهوم ممنتوم را از بسط نظریه کلاسیک جمعیت پایا صورتبندی کرد. وی نشان داد اگر الگوی سنی باروری زنان در جمعیت پایای اولیهای که جمعیتی بسته است، بهطور ناگهانی تا سطح جانشینی کاهش یابد، حاصلضرب الگوی باروری اصلی در معکوس میزان تجدید نسل خالص، درحالیکه هر دو میزان مرگومیر و باروری ثابت گرفته شوند، با اندازه جمعیت درحال کاهش برابر خواهد بود (Keyfitz, 1971).
ممنتوم مفهوم پرکاربردی در مطالعات جمعیتی بوده است. محققین داخلی نیز تلاشهایی برای بررسی ممنتوم جمعیت ایران انجام دادهاند از جمله مشایخی و مجتهدزاده (1370) که در مقاله خود در نخستین کنفرانس برنامهریزی و توسعه به ممنتوم و تحولات نرخ رشد جمعیت پرداخته؛ امیرخسروی (1371) که به شیوه کیفیتز رشد جمعیت ایران را بررسی کرده؛ لیلنهاری (1378) نیز با استفاده از روش کیفیتز و با قرار دادن جمعیت سال 1365 بهعنوان جمعیت پایه به محاسبه اندازه جمعیت ایستای ایران و مدت زمان لازم برای رسیدن به ایستایی پرداخته است. سرایی (1379) بر خلاف تحقیقات دیگر که در همه آنها از روش کیفیتز استفاده شده بود با استفاده از روش تجربی (یا پیشبینی) ممنتوم جمعیت را محاسبه نموده است. کوششی (1387) اما دوباره با اتخاذ شیوه کیفیتز به محاسبه ممنتوم جمعیت ایران برای سال 1385و پیامدهای آن پرداخته و سالخوردگی را بهعنوان پیامد ممنتوم جمعیت در ایران معرفی میکند. کوششی و آقایی (1390) به بررسی اثر ممنتوم ناشی از تغییرات مرگ بر سالخوردگی جمعیت پرداختند و نشان دادند که تغییرات مرگومیر دهه 1360 پتانسیل رشدی ایجاد میکند که تا نیمه قرن پانزدهم ادامه مییابد و این افزایش بهویژه باعث بزرگ شدن گروه سنی سالمند میشود. آقایی (1402) به بررسی اثر ممنتوم بر سالخوردگی استانهای ایران در دو دهه 1375 تا 1395 پرداخته است. آقایی و صادقی (1403) به بررسی اثرات ممنتوم پایا و ناپایا در پویایی جمعیت استانهای ایران پرداختهاند.
علاوه بر اینها، مطالعاتی به بررسی پنجره جمعیتی در ایران پرداخته اند. برای مثال، مطالعه صادقی (1391) نشان میدهد پنجرة جمعیتی یک وضعیت موقتی در ساختار جمعیتی ایران است که در سال 1385 باز شده و چیزی حدود چهار دهه طول میکشد. پنجره جمعیتی فرصت طلایی و منحصربهفردی فراروی توسعه اقتصادی فراهم مینماید. البته این فرصت بهصورت خودبهخود عمل نمیکند و بهرهبرداری از آن نیازمند بسترهای اقتصادی، اجتماعی، سیاستی و نهادی مناسب است. کوششی و نیاکان (1400) در برآورد و تحلیل نخستین سود جمعیتی در ایران با استفاده از نمایه سنی مصرف و درآمد از برآوردهای حسابهای ملی انتقالات ایران نشان داد سهم سالهای سالمندی از کسری چرخه عمر ایرانیان تا میانه قرن پانزدهم ه.ش. از حدود 10 درصد به بیش از 50 درصد خواهد رسید. اثرات مطلوب تغییر در ساختار سنی جمعیت ایران به شکل سود جمعیتی اول تا دهه اول قرن پانزدهم ه.ش. خاتمه خواهد یافت؛ هرچند تغییرات جمعیتی پنجرههای دیگری از سود جمعیتی (رشد بهرهوری) را خواهد گشود که بهرهبرداری از آن نیازمند برنامهریزی و سیاستگذاری اجتماعی-اقتصادی است.
محبیمیمند، کوششی و سوری (1401) در مطالعه رشد جمعیت، تغییر ساختار سنی و پیامدهای اقتصادی آن در ایران نشان دادند که نرخ رشدهای سهمی، که بهطور همزمان هم معرّفی از اندازه و هم تغییر جمعیت سنین است، قادر به بازنمایی اثر پدیدههایی مانند بیشزایی و ممنتوم جمعیت بر اندازه سود جمعیتی ایران است. همچنین، تقریباً همزمان با گذار سنی، یک گذار جمعیتی-اقتصادی در جریان است. طبق نتایج، از اواسط مرحله اول تا اواسط مرحله سوم گذار سنی، کاهش جمعیت گروههای سنی زیر 30 سال سهم مهمی در رشد منفی شمار مؤثر مصرف کنندگان و افزایش جمعیت گروههای سنی 49-30 ساله سهم مهمی در رشد مثبت شمار مؤثر تولیدکنندگان و در نتیجه، تحقق سود نخست جمعیتی در ایران داشته است.
بهطور خلاصه، مطالعات پیشین به بررسی ممنتوم جمعیتی و پنجره جمعیتی در ایران پرداختهاند، اما اغلب در سطح ملی بوده و تفاوتهای منطقهای را در نظر نگرفتهاند. همچنین، همه این پژوهشها یا ممنتوم جمعیتی و یا پنجره جمعیتی را بهطور جداگانه بررسی کردهاند، درحالیکه به ارتباط میان این دو و تأثیر ممنتوم بر پایداری و شدت بهرهبرداری از پنجره جمعیتی توجه نشده است. این پژوهش با تمرکز بر استانهای ایران، به تحلیل تفاوتهای استانی در ممنتوم و پنجره جمعیتی پرداخته و اثرات ممنتوم گروههای سنی مختلف بر پایداری و شدت بهرهبرداری از پنجره جمعیتی را تحلیل میکند. همچنین، یافتههایی کاربردی برای سیاستگذاری جمعیتی، با هدف بهرهبرداری بهینه از فرصتهای ناشی از تغییرات ساختار سنی در استانهای مختلف کشور ارائه میدهد.
ملاحظات نظری
طبق تعریف، میزان رشد مشاهده شده[7] یک جمعیت بسته برابر با میزان رشد طبیعی[8] آن است. این مقدار در زمان t ، که با r(t) نشان داده میشود، به تفاوت میان میزان خام موالید و میزان خام مرگومیر بستگی دارد:
اگر میزانهای باروری و مرگومیر ثابت باشند، این جمعیت پایا خواهد بود. اگر جمعیت در بلندمدت پایا باقی بماند، میزان رشد ذاتی[9]، r، تنها به الگوی باروری، m(a) و به الگوی مرگومیر (a)µ بستگی دارد؛ که در آن m(a) میزان سالانه دخترآوری برای زنان در سن دقیق a و (a)µ میزان سالانه مرگ زنان در سن دقیق a است. با این حال، در کوتاه مدت، شکل توزیع سنی جمعیت نیز بر اندازه رشد جمعیت آن تأثیرگذار است. اگر نسبت زنان در سن a سال در زمان t از کل جمعیت زنان با c(a,t) نشان داده شود:
معادله (1) نشان میدهد که حتی اگر میزانهای باروری ویژه سنی در سطح جانشینی یعنیm0(a) باشند، میزان رشد در زمان t لزوماً صفر نیست، مگر اینکه c(a,t)، توزیع سنی جمعیت ایستا باشد. بهعبارت دیگر، اگر جمعیت پایا باشد و باروری به سطح جانشینی تغییر یابد، جمعیت به واسطه ساختار سنیاش تا رسیدن به رشد صفر و ایستا شدن، رشدی خواهد داشت که به آن ممنتوم گفته میشود. بنابراین در اینجا ممنتوم جمعیت وارد عمل میشود و در غیاب تغییرات باروری و مرگ، اثرات توزیع سنی کنونی بر رشد آینده جمعیت را نشان میدهد. بر این اساس اگر در معادله (1)، m0(a) جایگزین m(a) شود، نشان میدهد که توزیع سنی چگونه میتواند حتی پس از رسیدن باروری به سطح جانشینی، بر اندازه رشد جمعیت تأثیر بگذارد. ممنتوم جمعیت به تأثیر توزیع سنی فعلی ساختار سنی موجود بر افزایش یا کاهش جمعیت در سالهای بعد از رسیدن باروری به سطح جانشینی اشاره دارد (Espenshade & Tannen, 2015). و مقدار آن از طریق معادله (2) محاسبه میشود:
در این معادله، c(x) توزیع سنی جمعیت مشاهده شده، A0 میانگین سن فرزندآوری در جمعیت ایستای معادل و c0(x) و m0(x) متناظر با c(x) و m(x) در جمعیت ایستا هستند (Espenshade, Olgiati & Levin, 2011).
همانطور که رولند[10] (1996) اشاره کرده است، ممنتوم جمعیت مقداری است که جمعیت را از طریق انتقال نسلهای بزرگتر به گروههای سنی بالاتر افزایش میدهد. این انتقال نسلی، گذار سنی جمعیت را ایجاد میکند. این گذار شامل چهار مرحله متمایز است که هرکدام با افزایش قابل توجه جمعیت در یک گروه سنی خاص مشخص میشوند: 1) فاز کودکی[11]: کاهش مرگومیر، بهویژه در میان کودکان، باعث افزایش تعداد کودکان و ایجاد هرم سنی مقعر میشود. 2) فاز جوانی[12]: با کاهش باروری، پایههای هرم سنی باریکتر میشود و نسلهای بیشزایی[13] وارد سنین جوانی میشوند. هرم سنی محدبی[14] شکل میشود. 3) فاز بلوغ جمعیت (میانسالی) [15]: نسلهای بیشزایی وارد سنین فعالیت اقتصادی میشوند و سهم نیروی کار به اوج خود میرسد. 4) فاز سالمندی[16]: بیش از 60 سال پس از کاهش باروری، نسلهای بیشزایی به گروه سنی سالمندان وارد شده و ساختار سنی جمعیت به سمت سالخوردگی حرکت میکند.
بنابراین، در بستر گذار تغییرات ساختار سنی جمعیت، فازهای مختلفی ایجاد میشود که در هرکدام از آنها، فرصتها و چالشهای متعددی ظهور و بروز پیدا میکنند (Malmberg & Sommestad, 2000). یکی از مهمترین پیامدهای این گذار، ایجاد پنجره جمعیتی است. این اصطلاح به دورهای اشاره دارد که در آن سهم جمعیت در سنین فعالیت اقتصادی (15 تا 64 سال) به بالاترین سطح و متعاقباً نسبت وابستگی به پایینترین سطح خود میرسد. در این دوره، با کاهش جمعیت وابسته و افزایش نیروی کار، فرصتهایی برای رشد اقتصادی فراهم میشود (Bloom & Williamson, 1998; Bloom, Canning & Malaney, 2000).
در همین راستا، رویکردهای اقتصادی مبتنی بر سن اهمیت پیدا میکنند. این رویکردها اثرات تغییرات سنی جمعیت بر رشد و توسعه اقتصادی را در دو چارچوب اصلی تحلیل میکنند: اثرات ترکیبی (عرضه نیروی کار) و اثرات رفتاری (چرخه زندگی اقتصادی) (Bloom, Canning & Sevilla, 2001 & 2003). در واقع، رفتار اقتصادی افراد همراه با تغییرات سنی تغییر میکند و این تغییرات در سطح کلان نیز در قالب تغییرات ساختار سنی جمعیت مشاهده میشود. مشارکت در نیروی کار و تولید، پس انداز و مصرف جملگی با افزایش سن تغییر میکنند (Lee & Mason, 2011). از اینرو، تحلیل تغییرات ساختار سنی جمعیت به سه دلیل ضروری است: نخست، فازهای متمایز گذار ساختار سنی، امکان بررسی و تحلیل تأثیرات ساختار سنی جمعیت بر توسعة اقتصادی و اجتماعی را فراهم میسازد. دوم، الگوهای منظم گذارهای سنی نشان میدهند که شباهتهایی در تجربة تاریخی بین مناطق مختلف وجود دارد. سوم، تمرکز جمعیتی در هر گروه سنی، نیازها، فرصتها و چالشهای خاصی ایجاد میکند که به برنامهریزیهای دقیق نیاز دارد. برای مثال، در فاز کودکی از تحولات ساختار سنی جمعیت، تأمین نیازهای بهداشتی و آموزشی در برنامهریزیها و سیاستگذاریها اهمیت ویژهای دارد. در سنین جوانی، مصرف بیش از مشارکت اقتصادی است. اما در میانسالی، مشارکت اقتصادی و پسانداز به اوج خود میرسند. در نهایت، در سالمندی، مصرف بار دیگر افزایش یافته و تولید کاهش مییابد. این تغییرات در سطح کلان، اثرات چشمگیری بر رشد اقتصادی دارند (Malmberg & Sommestad, 2000).
از اینرو، اهمیت تحلیل ساختار سنی و مفهوم ممنتوم جمعیتی را برجسته میکند. دوفلینگر و لوچینگر (2024) میگویند که ممنتوم جمعیتی از طریق تغییرات تدریجی در توزیع سنی، شرایط لازم برای باز شدن پنجره جمعیتی را فراهم میکند. با ورود نسلهای بیشزایی به سنین فعالیت اقتصادی، ممنتوم باعث افزایش سهم جمعیت در سن فعالیت میشود، که این امر مستقیماً به کاهش نسبت وابستگی منجر میشود. علاوه بر این، ممنتوم جمعیتی نه تنها در ایجاد پنجره جمعیتی نقش دارد، بلکه بر مدتزمان و شدت بهرهبرداری از آن نیز تأثیر دارد. با این حال، بلوم، کانینگ و سویلا[17] (2003) تأکید کردهاند که بهرهبرداری از این فرصت اقتصادی نیازمند سیاستگذاریهای مناسب در حوزههایی مانند آموزش، بهداشت و اشتغال مولّد است. بدون این سیاستها، پنجره جمعیتی ممکن است به جای ایجاد فرصتهای اقتصادی، به چالشهایی اجتماعی و اقتصادی منجر شود.
روش و دادههای پژوهش
این مطالعه به روش تحلیل ثانویه و با استفاده از دادههای سرشماری، برآوردهای باروری و مرگومیر موجود در چهار مقطع زمانی 1375، 1385، 1390 و 1395 صورت گرفته است. با محاسبه ممنتومهای ویژه سنی، به اثر ممنتوم بر ایجاد و روند پیشروی پنجره جمعیتی پرداخته شده است. به منظور مقایسه پذیری نتایج، جمعیت استانها بر مبنای سرشماری 1395 بازسازی شدهاند. در فرآیند بازسازی، ابتدا شهرستانهایی که طی سالهای 1375 تا 1395 از یک استان جدا و به استان دیگری ملحق شده شناسایی شد. جدول (1) اسامی این شهرستانها و استانهای مبدأ و مقصد آنها را نشان میدهد. سپس با حذف و اضافه کردن جمعیت این شهرستانها از استانهای مذکور، جمعیت بازسازی شده استانها در سرشماریهای 1375، 1385 و 1390 بر مبنای سرشماری 1395 محاسبه گردید.
برای مثال استان البرز که در سال 1388 تشکیل شده است، در سرشمارهای سالهای 1375 و 1385 بهعنوان بخشی از استان تهران محسوب میشد. پس از بازسازی، جمعیت استان البرز در سال 1375 حدود یک میلیون چهارصد هزار و در سال 1385 حدود دو میلیون نفر بدست آمده است. به همین ترتیب، جمعیت بازسازی شده استان تهران نیز با کم کردن جمعیت استان البرز برای دو سرشماری به ترتیب حدود 9 میلیون و 11 میلیون نفر محاسبه شده است. جدول (2) جمعیت بازسازی شده استانهای دارای تغییر را نمایش میدهد. در ادامه مطالعه، از جمعیت بازسازی شده استانها برای انجام محاسبات و تحلیلها استفاده شده است.
با استفاده از دادههای جمعآوری شده، ممنتوم جمعیت کشور و استانها به این صورت محاسبه گردید که ابتدا هر یک از سالهای مذکور بهعنوان سال پایه درنظر گرفته شد. سپس توزیع سنی- جنسی جمعیتها با افق زمانی 100 سال تا رسیدن به ایستایی به شیوه عناصر نسلی یا ترکیبی پیشبینی شدند. به این منظور فرض شد باروری بهطور ناگهانی به سطح جانشینی برسد. به این ترتیب که میزانهای باروری جمعیت سال پایه بر میزان تجدید نسل خالص (NRR) جمعیت در آن سال تقسیم گردد. فرض دوم این بود که در طول دوره پیشبینی، باروری در سطح جانشینی و مرگ در سطح سال مطالعه ثابت بمانند. در این حالت، طبق رابطه (3)، ممنتوم از نسبت جمعیت ایستای معادل جمعیت پایه (S) بر جمعیت پایه (P) و بهعبارت دیگر از انحراف جمعیت سرشماری شده از حالت ایستای پیشبینی شده بدست آمد.
نکته قابل ذکر در محاسبه ممنتوم این است که اگرچه باروری در هر یک از این سالها در سطوح مختلفی قرار دارد و سطح مرگ، هرچند اندک، در حال تغییر میباشد، به این دلیل باروری سطح جانشینی و مرگومیر ثابت فرض میشود که با کنترل اثر باروری و مرگ، امکان اندازهگیری پتانسیل تغییر اندازه جمعیت منحصراً ناشی از جریان نسلی فراهم شود. نکته دیگر اینکه ایستایی ممکن است قبل از 100 سال (طول دوره پیشبینی) اتفاق افتاده باشد. اما گرفتن بازه 100 ساله به این علت است که بازه زمانی به اندازه کافی بزرگ باشد تا ایستایی در این فاصله حتماً اتفاق بیفتد.
از سوی دیگر، برای بررسی پنجره جمعیتی، نسبت وابستگی سنی بهعنوان یکی از شاخصهای معیار در این مطالعه استفاده شده است. این شاخص از تقسیم جمعیت خارج از سنین فعالیت (کودکی و سالمندی) بر جمعیت در سنین فعالیت بدست میآید. در این پژوهش، نسبت وابستگی سنی کمتر از 5/0 بهعنوان معیار ورود به پنجره جمعیتی در نظر گرفته شده است.
یافتههای پژوهش
1) ممنتوم و پنجره جمعیتی در سطح کشوری
برای مطالعه اثر ممنتوم بر پنجره جمعیتی، مقادیر ویژه سنی ممنتوم از طریق برآورد انحراف جمعیت ایستای هر گروه سنی از جمعیت پایه آن محاسبه گردید. پیش از ارائه نتایج، ساختار سنی جمعیتهای پایه سالهای 1375 تا 1395 در مقایسه با جمعیتهای ایستای معادلشان از طریق هرم سنی-جنسی در نمودار (1) تصویر شده است. همانطور که مشاهده میشود هرم سنی سال 1375 تا رسیدن به ایستایی با افزایش گروه سنی 20 سال به بالا همراه است. در طول دوره مورد بررسی این افزایش به سنین بالاتر محدود میشود. بهطوریکه در سال 1395 تنها گروههای سنی 40 سال و بالاتر در ساختار سنی ایستا (هرم بی رنگ) بزرگتر از ساختار سنی پایه (هرم رنگی) هستند..
حال باید دید روند تغییرات ممنتوم گروههای سنی چگونه در ایجاد پنجره جمعیتی کشور اثرگذار بوده است. طبق برآوردها، پنجره جمعیتی ایران در سال 1385 گشوده شده است. در این سال نسبت وابستگی (نسبت مجموع جمعیت کودکان و سالمندان بر جمعیت در سنین فعالیت) به کمتر از 5/0(آستانه ورود به پنجره جمعیتی) کاهش یافته است. طبق برآوردهای این تحقیق نسبت وابستگی سنی کشور در سال 1375، برابر با 78/0 بوده که تا 1385به نصف تقلیل یافته و به 43/0رسیده است. بعد از آن در سالهای 1390 و 1395 در همین حدود باقی مانده و بهترتیب برابر با 41/0 و 43/0 شده است. علت اصلی کاهش این نسبت در دهه اول مربوط به کاهش شدید باروری تا زیر سطح جانشینی و همزمان افزایش جمعیت در سنین فعالیت با ورود نسل بیشزایی به این سنین است. ثبات نسبت وابستگی دهه دوم نیز به ثبات نسبی باروری و ثبات سهم بالای جمعیت سنین فعالیت در این دوره بستگی دارد.
بر این اساس علاوه بر کاهش باروری، سهم گروههای سنی از کل جمعیت نیز در ایجاد پنجره جمعیتی نقش اساسی دارد. چرا که پنجره جمعیتی از کاهش باروری از سطوح بالا همزمان با جابهجایی نسلهای بزرگ موالید (نسلهای قبل از کاهش موالید) به سنین فعالیت و فزونی نسبی جمعیت این گروه سنی بر دو گروه سنی کودکی و سالمندی به وجود میآید. بنابراین به دلیل اینکه این فزونی از جریان نسلها ناشی میشود، مقادیر ممنتوم گروههای سنی میتواند در فهم و زمانبندی پنجره جمعیتی کمککننده باشد. اما پیش از آن برای روشنتر شدن تأثیر جابهجایی نسلها بر نسبت وابستگی و متعاقباً بر پنجره جمعیتی، از نتایج پیشبینی جمعیت سال 1395 برای محاسبه ممنتوم این سال که با فرض باروری سطح جانشینی و ثبات مرگ در سطح این سال صورت گرفته استفاده شده و روند تغییرات نسبت وابستگی و متعاقباً وضعیت پنجره جمعیتی در بازه 100 ساله پیشبینی در نمودار (2) تصویر شده است. خط قرمز روی نمودار، نسبت وابستگی برابر با 5/0را نشان میدهد. طبق نمودار، نسبت وابستگی سنی کشور که در سال مبدأ یعنی 1395 برابر با 43/0 است، همچنان تا سال 1420، زیر خط قرمز و بنابراین کوچکتر یا مساوی 5/0است. از این رو پنجره جمعیتی کشور تا حدود 1420 باز است. با این حال نسبت وابستگی در حال افزایش تدریجی است و در سال مذکور منحنی از خط قرمز عبور کرده و مقادیر وابستگی به بیش از 5/0 میرسد. بنابراین میتوان این سال را حدفاصل بسته شدن پنجره جمعیتی ایران دانست. بعد از آن سال تا سال 1440 نسبت وابستگی کشور تا 67/0افزایش مییابد و سپس مجدداً با روند کاهشی پیش میرود. در نهایت با توقف و ایستایی ساختار سنی در سال 1495 این نسبت هم در حدود 63/0 ثبات مییابد.
همانطور که پیشتر مطرح شد براساس نتایج پیشبینی برای این سال و دیگر سالهای مورد مطالعه ممنتوم کشور به تفکیک گروههای عمده سنی برای زنان و مردان در سالهای 1375 تا 1395 محاسبه و در جدول (3) ارائه گردیده است. در اینجا نیز باتوجه به برآوردها روند تغییرات ممنتوم برای زنان و مردان چه در طول ساختار سنی و چه در طول زمان تقریباً مشابه است. بنابراین در این مرحله برای مقایسه زمانی ممنتومهای گروههای سنی مختلف جنس مشخص نمیشود و منظور هر یک از دو جنس میتواند باشد مگر در مواردی که اختلافی بین دو جنس مشاهده گردد. بر اساس این اعداد در همه سالهای مورد مطالعه، ممنتوم گروه سنی صفر تا 14 سال ناچیز، در گروه سنی میانی و بهویژه گروه سنی آخر (65 ساله و بالاتر) بسیار بزرگ بوده است. در گروه سنی میانی در سال 1375 مقدار ممنتوم کل حتی بیش از دو است. و در طول سالهای بعد فارغ از نوسانات باروری همواره در حال کاهش است. بهطوریکه در سال 1395 به یک نزدیک میشود (1/1). بنابراین رابطه ممنتوم با روند باروری در این گروه سنی همانند مقدار کلی ممنتوم است. در گروه سنی سالمندی نیز این روند کاهشی مشاهده میشود با اینحال مقادیر ممنتوم آن بسیار بالاست. بهطوریکه علیرغم کاهش در سال 1395، جمعیت این گروه سنی دارای پتانسیل افزایشی چهار برابری است. بر اساس این ارقام و با ارجاع به شاخص نسبت وابستگی، مشاهده میشود که در نتیجة ممنتوم و جابهجایی نسلها، گروه سنی کودکی تأثیر محسوسی بر نسبت وابستگی ندارد. ممنتوم گروه سنی میانی نشان میدهد جمعیت این گروه سنی در اثر ممنتوم سال 1375 تا بیش از دو برابر پتانسیل افزایشی داشته که با روند کاهشی به حدود 10 درصد در سال 1395 رسیده است. و این مبیّن عبور نسلهای بزرگ از سنین فعالیت و ورود به سنین سالمندی و در نتیجه بسته شدن پنجره جمعیتی است.
2) ممنتوم و پنجره جمعیتی در سطح استانی
در سطح استانی نیز نسبت وابستگی برای چهار سرشماری 1375 تا 1395 در جدول (4) و ممنتوم ویژه سنی متناظرشان در نمودار (3) ارائه شده است. ممنتوم گروههای سنی همه استانها مانند کشور دارای بیشترین مقادیر برای گروه سنی سالمندی و کمترین مقدار برای گروه سنی کودکی است. مقادیر گروه سنی میانی نیز در بین این دو قرار دارد که بنا به تأثیر آن در روند پنجره جمعیتی به تفصیل بررسی میشود. همچنین الگوی نسبت وابستگی استانها نیز همانند کشور در دهه 1375 تا 1385 در سطوح مختلف روند کاهشی و در دهه 1385 تا 1395 وضعیت کمابیش ثابتی را نشان میدهد. دامنه نسبت وابستگی استانها در سال 1375 بین 6/0 برای استان تهران تا 1/1 برای سیستانوبلوچستان بوده است. به جز استان سیستانوبلوچستان، استانکهگیلویهوبویراحمد هم دارای نسبت وابستگی بیش از یک است (01/1). در این سال به جز تهران باقی استانها به دلیل نسبت بزرگتر جمعیت در گروه سنی کودکی در جمعیت دارای نسبت وابستگی بالاتر از 7/0 هستند.
حداقل ممنتوم گروه سنی میانی این سال برای تهران (75/1) و حداکثر آن برای سیستانوبلوچستان (06/3) و بعد از آن کهگیلویهوبویراحمد (70/2) است. اگرچه تهران نسبت وابستگی کوچکی دارد اما در میان سایر استانها به دلیل رشد ممنتومی حداقلی گروه سنی میانیاش پتانسیل چندانی برای کاهش بیشتر نسبت وابستگی ندارد. البته ممنتوم 75/1 مقدار بزرگی است اما در مقایسه با سایر استانها کمترین مقدار است. سطح پایینتر باروری تهران و استانهای با باروری پایین در سال 1375 باعث کوچک شدن نسبت وابستگی و تاریخچه باروری پایین این استانها باعث کاهش ممنتوم این گروه سنی و در نتیجه پتانسیل کمتر آنها برای کاهش نسبت وابستگی شده است. در مقابل در سیستانوبلوچستان و کلاً استانهای دارای باروری بالاتر وضعیت کاملاً معکوس است. میزانهای باروری مقطعی بالاتر، نسبت وابستگی سال 1375 این استانها را بزرگتر و تاریخچهای از سطوح باروری بالا پتانسیل کاهش این نسبت را افزایش قابل توجهی داده است. در سال 1385 نسبت وابستگی همه استانها کاهش اساسی یافته و دامنه آن بین 4/0 برای تهران تا 7/0 برای سیستانوبلوچستان برآورد شده است. در این سال مقدار این شاخص در اکثر استانها به جز خراسانهای شمالی و جنوبی، هرمزگان و سیستانوبلوچستان، کمتر از 5/0است. بنابراین این سال، پنجره جمعیتی همه استانها به جز چهار استان مذکور باز است. بنابراین در دوره 10 ساله 1375 تا 1385، کاهش باروری از بالاتر از سطوح جانشینی تا زیر سطح جانشینی، نسبت وابستگی و ممنتوم همه استانها را کاهش داده است.
در سال 1390 دامنه نسبت وابستگی سنی نسبت به سال 1385 تغییر چندانی نداشته و از 35/0 مشترکاً برای استانهای تهران و البرز تا 69/0 برای استان سیستانوبلوچستان متغیر است. تنها دو استان خراسانجنوبی و سیستانوبلوچستان وارد فاز پنجره جمعیتی نشدهاند. در این سال ممنتوم استانهای گیلان، مازندران و تهران مقادیری کمتر از یک و بین 95/0 تا 99/0 را نشان میدهند. به این معنا که جریان نسلهای این استانها در صورت حفظ سطوح باروری و مرگ در سطح سال 1390 نه تنها پتانسیلی برای افزایش جمعیت 15 تا 64 ساله ندارد بلکه حتی دارای اثر کاهنده نیز میباشد و بر این اساس نسبت وابستگی سنی این استانها در نتیجه ممنتوم گروه سنی میانی، دارای پتانسیل افزایشی است.
در سال 1395 دامنه مقادیر نسبت وابستگی اندکی افزایش یافته و به 36/0 برای گیلان تا 71/0 برای سیستانوبلوچستان رسیده است. دو استان سیستانوبلوچستان و خراسانجنوبی مقادیر بیش از 5/0را دارا هستند. ویژگی دوره 1385 تا 1395 این است که روند کاهشی دهه پیش استمرار یافته است. کاهش ممنتوم این گروه سنی به معنای خروج نسل بیشزایی از سنین فعالیت و ورود آنها به سنین سالمندی و بنابراین افزایش مضاعف نسبت وابستگی سنی میباشد. در این سال علاوه بر استانهای گیلان، مازندران و تهران که در سال 1390 ممنتوم منفی داشتند، استانهای البرز و اصفهان هم به این فهرست افزوده شدهاند. گروه سنی میانی استانهای کرمانشاه و مرکزی نیز به ممنتوم یک به معنای رشد ممنتومی صفر رسیده است. اما در سوی دیگر، استان سیستانوبلوچستان که همچنان نسبت وابستگی بالایی دارد، گروه سنی میانی آن دارای پتانسیل افزایش تا 95 درصد است. این پتانسیل در کنار کاهشی که انتظار میرود در میزان باروری کل این استان اتفاق بیفتد، دلالتهایی بر روند کاهشی نسبت وابستگی پیش روی آن میباشد.
بهمنظور روشنتر شدن چگونگی تأثیر ممنتوم بر نسبت وابستگی، از پیشبینی جمعیت صورت گرفته برای محاسبه ممنتوم سال 1395 استفاده میگردد تا روند تغییر نسبت وابستگی و پنجره جمعیتی استانها تا رسیدن به ایستایی مشاهده گردد. برای نمونه در نمودار (4) ساختار سنی جمعیت پایه (هرم رنگی) و ایستای (هرم بیرنگ) دو استان گیلان و سیستانوبلوچستان در سال 1395 ارائه شده است. این هرمها تفاوت بین دو استان را در رسیدن به ایستایی نشان میدهد. بر اساس یافتهها، در سال 1395 کمترین مقدار نسبت وابستگی سنی برای استانهای با باروری پایینتر و در حدود 4/0 بوده است. بیشترین مقادیر برای استانهای خراسانجنوبی و سیستانوبلوچستان به ترتیب برابر با 5/0 و 7/0 بدست آمده است. بنابراین در این سال پنجره جمعیتی همه استانها تقریباً همچنان باز است به استثنای دو استان خراسانجنوبی و سیستانوبلوچستان که هنوز حتی وارد این فاز نشدهاند.
بعد از آن تعداد جمعیت گروه سنی میانی استانها به تدریج روند کاهشی خود را آغاز میکنند و دوره پنجره جمعیتیشان به اتمام میرسد. برای مثال استان گیلان در سال 1400 دارای بیشترین تعداد گروه سنی میانی است و با کاهش این تعداد، در سال 1410 پنجره جمعیتیاش بسته میشود. بیشینه گروه سنی میانی استانهای هرمزگان و خراسانهای شمالی، جنوبی و سیستانوبلوچستان در سال 1450 رخ میدهد. در حالیکه نسبتهای وابستگی سنی این استانها حدود 20 سال پیش از این سال به 5/0 رسیده است. یعنی بعد از 1430 علیرغم افزایش تعداد گروه سنی میانی اما از نسبت وابستگی سنی نه تنها کاسته نشده بلکه افزایش یافته است. نسبت وابستگی اکثر استانها بعد از 1420 به بیش از 5/0 میرسد و این سال آستانه بسته شدن پنجره جمعیتیشان است. البته به جز استانهای گیلان، مازندران و آذربایجان شرقی که زودتر در سالهای 1410و 1415 و استانهای هرمزگان، خراسانجنوبی و سیستانوبلوچستان که دیرتر تا سال 1430 در پنجره جمعیتی قرار دارند. نمودار (5) روند تغییرات نسبت وابستگی دو استان گیلان و سیستانوبلوچستان را در دوره 1395 تا 1495 تا رسیدن به ایستایی نشان میدهد.
با توجه به نتایج پیشبینی و همانطور که انتظار میرود، افزایش تعداد گروه سنی سالمندی مسئول افزایش نسبت وابستگی است. افزایش گروه سنی 65 سال و بالاتر شرایط خاصی به وجود میآورد. اول میتواند علیرغم استمرار روند افزایشی گروه سنی فعالیت باعث بزرگ شدن نسبت وابستگی سنی گردد. دیگر اینکه میتواند در حدی باشد که جمعیت را همچنان که پنجره جمعیتی باز است وارد فاز سالخوردگی کند. تلاقی این دو اتفاق نشانگر سهم بسیار اندک گروه سنی کودکی است که علیرغم سهم بزرگ سالمندان اما همچنان نسبت وابستگی سنی را پایین نگه داشته است. اما خیلی زود بزرگ شدن سهم سالمندان تا جایی پیش میرود که نسبت وابستگی سنی استان گیلان در سال 1410 به اوج میرسد و اولین استانی میشود که پنجره جمعیتیاش بسته میشود.
بحث و نتیجهگیری
ممنتوم جمعیتی بهعنوان عاملی تعیینکننده در پویاییهای ساختار سنی، نقش مهمی در زمانبندی و پایداری پنجره جمعیتی ایفا میکند. از آنجا که پنجره جمعیتی فرصتی برای رشد اقتصادی از طریق کاهش نسبت وابستگی و افزایش سهم نیروی کار فراهم میکند، تحلیل همزمان این دو مفهوم میتواند درک جامعتری از پویاییهای جمعیتی ارائه دهد. در این پژوهش، از طریق محاسبه ممنتومهای ویژه سنی، تفاوتها و روندهای استانی مرتبط با پنجره جمعیتی تحلیل شد. این مطالعه با استفاده از دادههای سرشماریهای 1375، 1385، 1390، و 1395، ابتدا به محاسبه ممنتوم جمعیتی در گروههای سنی مختلف پرداخته و سپس اثر آن بر روند ایجاد و پایداری پنجره جمعیتی را بررسی کرده است. بهمنظور تطبیق و یکسانسازی دادهها، در استانهایی که تغییرات سیاسی-اداری داشتهاند، جمعیتها بازسازی شدند تا نتایج مقایسهپذیر گردند.
یافتههای این مطالعه نشان داد که ممنتوم جمعیتی در استانهای مختلف بهطور معناداری متفاوت است و این تفاوتها به تاریخچه باروری، ترکیب سنی و الگوهای جمعیتی هر استان بازمیگردد. یکی از یافتههای کلیدی این پژوهش، تأثیر مستقیم ممنتوم جمعیتی بر زمان باز شدن و مدتزمان بهرهبرداری از پنجره جمعیتی هر یک استان است. همچنین برمبنای نتایج، ممنتوم گروه سنی میانی، که ارتباط مستقیمی با پنجره جمعیتی دارد، در طی سالهای 1375 تا 1395 بهشدت کاهش یافته و در برخی استانها حتی به پایان رسیده است. این امر موجب ایجاد تفاوتهای استانی در بروز و ظهور پنجره جمعیتی شده است. برای مثال، در استانهایی مانند گیلان و مازندران که کاهش باروری را زودتر تجربه کردهاند، پنجره جمعیتی نیز زودتر باز شده و زودتر بسته میشود. در مقابل، استانهایی مانند هرمزگان و سیستانوبلوچستان که تاریخچه باروری بالاتری دارند، دیرتر وارد این دوره میشوند.
با این حال، یافتهها نشان داد طول دوره پنجره جمعیتی در استانها تفاوت معناداری با یکدیگر ندارد، که این موضوع با بررسی ممنتوم گروههای سنی توضیح داده میشود. در تمامی استانها، ممنتوم گروه سنی سالمندی بیشترین مقدار را دارد. بهویژه در استانهایی با تاریخچه باروری بالاتر، برتری ممنتوم گروه سالمندان نسبت به گروه سنی فعالیت چشمگیرتر است. بهعنوان نمونه، در استانهای هرمزگان، خراسان شمالی، خراسان جنوبی و سیستانوبلوچستان، درحالیکه تا سال1450 تعداد جمعیت در سن فعالیت اقتصادی به دلیل اثرات ممنتوم همچنان پتانسیل افزایش دارد، اما پنجره جمعیتی دو دهه پیش از آن بسته میشود. این پدیده به دلیل مقادیر بالای ممنتوم سالمندی در این استانها رخ میدهد، بهگونهای که نهتنها تعداد سالمندان افزایش مییابد، بلکه سهم این گروه سنی در ترکیب جمعیتی نیز برتری پیدا میکند.
بهطور کلی، نتایج این مطالعه نشان داد که پنجره جمعیتی، بهعنوان وضعیت خاصی از ساختار سنی، تحت تأثیر تاریخچههای متفاوت باروری در استانهای مختلف، بهطور یکسان عمل نمیکند. ممنتوم جمعیتی عامل مهم و تأثیرگذاری بر زمانبندی، پایداری و شدت اثرگذاری پنجره جمعیتی است. تفاوتهای استانی در ممنتومهای ویژه سنی و نسبت وابستگی نشان میدهد که سیاستهای ملی جمعیتی نمیتوانند یکسان و یکنواخت باشند، بلکه باید بر اساس ویژگیهای جمعیتی هر استان تنظیم شوند. در استانهایی با ممنتوم جمعیتی مثبتتر، پنجره جمعیتی دیرتر باز میشود. این موضوع از یک سو به این معناست که فرصت بیشتری برای ایجاد زیرساختهای آموزشی، بهداشتی و اقتصادی بهمنظور بهرهبرداری بهینه از پنجره جمعیتی وجود دارد. اما از سوی دیگر، این استانها با چالشهایی مانند افزایش سریع جمعیت سالمندان نیز مواجه خواهند شد که نیازمند سیاستگذاریهای فعال در حوزه اشتغال، نظام بازنشستگی و حمایتهای اجتماعی است. در نهایت، تأکید بر سیاستهای هدفمند در حوزه جوانان و سالمندان، بهویژه در استانهایی که همچنان نرخهای بالای باروری دارند شامل سیستانوبلوچستان، هرمزگان و خراسانهای شمالی و جنوبی، میتواند بهرهبرداری بهینه از این فرصت جمعیتی را تضمین کند.
در مقابل، استانهایی که کاهش شدید باروری را تجربه کردهاند، باید سیاستهایی برای افزایش مشارکت اقتصادی سالمندان و مدیریت چالشهای سالخوردگی در دستور کار قرار دهند. همچنین، برنامههای توسعه نیروی کار باید متناسب با ممنتومهای استانی تنظیم شوند. در استانهایی که ممنتوم گروه سنی فعالیت کاهش یافته است، سیاستهایی برای افزایش بهرهوری نیروی کار، بهبود آموزش مهارتی و تقویت بازار کار ضروری خواهد بود. در استانهایی که ممنتوم سالمندی غالب است، باید سیاستهایی در حوزه رفاه اجتماعی، سلامت سالمندان و پایداری نظام بازنشستگی تدوین شود. سیاستهای مناسب میتوانند از تبدیل فرصت پنجره جمعیتی به بحران سالمندی جلوگیری کنند.
تشکر و قدردانی
از نظرات و پیشنهادات اصلاحی داوران ناشناس مقاله حاضر که با رهنمودهای ارزشمند خود به بهبود کیفی این پژوهش کمک کردهاند، تشکر و سپاسگزاری میگردد.
[1] Demographic Window
[2] Bloom
[3] Dorflinger
[4] Loichinger
[5] Stable Population Theory
[6] Lotka
[7] Observed Growth Rate
[8] Natural Growth Rate
[9] Intrinsic Growth Rate
[10] Rowland
[11] Child phase
[12] Young adult phase
[13] Baby boom
[14] Convex shape
[15] Phase of population maturity
[16] Old age phase
[17]. Bloom, Canning and Sevilla