نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 گروه بازیابی اطلاعات و دانششناسی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Background and Aim: This study aims to analyze the knowledge structure of global studies on social changes in the post-COVID-19 era. The main objective is to identify major topics, research gaps, and set agendas for further research in this field.
Data and Method: This study adopts a descriptive-applied approach and a scientometric to analyze bibliographic data on post-pandemic social transformations retrieved from the Web of Science database. The dataset consists of 5,036 documents published between 2022 and 2024, which were analyzed using Excel and RStudio software.
Findings: The findings indicate that scientific productions in the field of social changes after the COVID-19 pandemic increased from 2022 to 2024. The keywords "social changes," "health," "gender," "policy," "impact," "education," and "identity" have the highest frequency. The findings showing a strong focus on the areas of mental health, educational justice, gender, and policymaking, while areas such as education, society, work, race, and culture still require more attention and development. The strategic diagram also shows that the topics "health, gender, women, children, and behavior" and "impact, management, power, policymaking, and science" have the highest levels of development and relevance, which are recognized as driving topics. The cluster "politics, media, activism, state, and consumption" has a low level of density and its centrality percentage is close to zero. The topics "education, community, work, race, and culture" exhibit the lowest levels of development and relevance, and are therefore considered immature and emerging. Additionally, the cluster "social change, identity, pattern, attitudes, and participation" has low centrality and its density percentage is close to zero.
Conclusion: Global studies on social changes in the post-COVID-19 era have focused on topics such as educational justice, health, gender, and collective behavior. Family participation and remote education have played a significant role in empowering the new generation. Attention to spiritual and gender health as well as the promotion of innovations are prominent themes in global studies during the post-pandemic period.
Key Message: The knowledge structure of global post-COVID studies emphasizes an integrated analysis of health, education, gender, and innovation, which contributes to a better understanding of the complex transformations caused by the COVID-19 pandemic and facilitates effective responses.
کلیدواژهها [English]
مقدّمه و بیان مسأله
همهگیری کووید-۱۹، فراتر از یک بحران بهداشتی، بهمثابه یک رویداد برهمزننده در تاریخ معاصر، بسترهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جوامع بشری را در مقیاسی جهانی دگرگون ساخت. این تحولات گسترده و عمیق، منجر به شکلگیری طیفی وسیع از مطالعات و تحقیقات در حوزه علوم اجتماعی شده است که به بررسی و تحلیل ابعاد مختلف این دگرگونیها در دوران پساکرونا میپردازند. این مطالعات، که از زوایای گوناگون به واکاوی پیامدهای این بحران میپردازند، نیازمند یک ارزیابی جامع و سیستماتیک بهمنظور درک ساختار دانشی حاکم بر این حوزه نوظهور هستند (نجاتی حسینی، 1399؛ میرزایی، 1399).
با بررسی ادبیات موجود، پژوهشها عمدتاً به جنبههای خاصی مانند سلامت روان، نابرابریهای اجتماعی، نظامهای آموزشی، بازار کار و الگوهای مصرف پرداختهاند. بهمنظور شناسایی تغییرات اجتماعی، یک تحلیل جامع و یکپارچه از روابط بین حوزههای مختلف از منظر علمسنجی، جهت نقشه دانش لازم است. این موضوع نیازمند پژوهشهای مستند و جامع در آینده است (مصطفوی، سجادیپور و حاضری، 1404). لذا، تحلیل ساختار دانشی مطالعات جهانی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا، از اهمیت ویژهای برخوردار است. این تحلیل، سعی دارد تا جریانهای اصلی پژوهشی، حوزههای تمرکز، شکافهای دانشی و الگوهای همکاری علمی در مطالعات تغییرات اجتماعی را شناسایی کرده و تصویر واضحتری از وضعیت فعلی دانش موجود این حوزه نشان دهد. علاوهبر این، این تحلیل میتواند به محققان و سیاستگذاران در شناسایی اولویتهای تحقیقاتی و اتخاذ راهبردهای مناسبی برای مواجهه با چالشهای پیش روی جوامع بشری در دوران پساکرونا یاری رساند (توکلی و همکاران، ۱۴۰۱).
ساختار دانشی مطالعات جهانی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا بهعنوان یک چارچوب سیستماتیک برای سازماندهی مفاهیم، مشارکتهای فکری و همکاریهای اجتماعی مطرح شده است تا دگرگونیهای عمیقی را که همهگیری کووید-۱۹ ایجاد کرده است، درک و مدیریت کند. این ساختار به این دلیل حائز اهمیت است که چارچوبی برای تحلیل انطباق جوامع با بحرانها ارائه میکند و ابعاد کلیدی مانند مفاهیم مفهومی (مانند تابآوری و نابرابری)، تأثیرات فکری (مانند نویسندگان برجسته و نظریهها) و شبکههای اجتماعی (مانند همکاریهای بینالمللی) را برجسته میکند. مطالعات پیشین بر اهمیت رویکردهای بینرشتهای در تولید دانش در دوران کوید-19 تأکید کردهاند. بهعنوان مثال، تحلیلهای کتابسنجی نشان میدهند که در دوره کووید-۱۹، تغییرات مفهومی در آموزش به سمت یادگیری از راه دور و انطباق فناوری رخ داده است، که دگرگونیهای ساختاری در روشهای آموزشی را برجسته میکند. مطالعات «بازسازی بهتر»[1] نشان میدهند که چگونگی و موفقیت بازسازی به میزان تعامل بین توافقات اجتماعی، همکاری در تولید دانش و پذیرش عمومی بستگی دارد. محققان بر ضرورت تغییر بنیادی در رویکرد توسعه تاکید دارند. به عقیده آنها، تابآوری، عدالت و مشارکت همگانی باید پایههای اصلی بازسازی پس از همهگیری باشد (United Nations Office for Disaster Risk Reduction [UNDRR], 2017). این یافتهها نشان داد که برای رویارویی با چالشهای پیچیده اجتماعی ناشی از بحرانهای جهانی، باید رویکردهای سنتی را مورد بازبینی قرار داد.
هدف اصلی این مقاله، ارائه یک تحلیل جامع و نظاممند از ساختار دانش مطالعات جهانی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا است. در این راستا، به بررسی و تحلیل مجموعه گستردهای از مقالات علمی، کتب، گزارشهای پژوهشی و سایر منابع اطلاعاتی مرتبط با موضوع پرداخته شده است. پرسش اصلی این تحقیق عبارت است از: ساختار دانشی مطالعات جهانی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا چگونه است؟ و بهطور ویژه، این تحقیق به دنبال پاسخ به این پرسشها است که جریانهای اصلی پژوهشی در این حوزه کدامند؟ مهمترین حوزههای تمرکز و شکافهای دانشی در این حوزه کدامند؟ الگوهای همکاری علمی بین محققان و نهادهای پژوهشی در این حوزه چگونه است؟ در ادامه مقاله، ابتدا به تبیین چارچوب نظری و روششناسی تحقیق پرداخته و سپس نتایج حاصل از تحلیل ساختار دانشی مطالعات جهانی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا را ارائه و مورد بحث قرار گرفته است. در نهایت، جمعبندی و نتیجهگیری مقاله ارائه شده و پیشنهادهایی برای تحقیقات آتی در این زمینه ارائه شده است.
پیشینه تجربی
مصطفوی و بیگدلو[2] (2020) در پژوهشی کتابسنجی با استفاده از تحلیل شبکههای همکاری و خوشهبندی مفهومی، ساختار تولیدات علمی مرتبط با کووید-19 را در پایگاه اسکوپوس مورد بررسی قرار دادند. یافتهها نشان داد خوشهبندی موضوعی کلمات کلیدی پژوهشها حاکی از تمرکز تحقیقات بر حوزههایی مانند تصویربرداری تشخیصی، ژنوم ویروس، علائم بالینی، همهگیری و سلامت عمومی بود. همچنین، نتایج نشان داد که همکاریهای بینالمللی پژوهشگران و تبادل دانش علمی برای افزایش کیفیت و کمیت پژوهشها در زمینه کووید-19 حیاتی است و میتواند راهنمای سیاستگذاران و پژوهشگران برای مقابله مؤثر با همهگیری باشد.
باجی و جوکار[3] (2022) طی پژوهشی با استفاده از تحلیل همواژگانی و رویکرد کتابسنجی به بررسی ساختار مفهومی متون مرتبط با کووید-19 در حوزه علوم اجتماعی پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد که موضوعات اصلی در این حوزه شامل مسائل محیط زیستی، خدمات اجتماعی کیفی، مدیریت بحران، حمایت اجتماعی و اثرات اجتماعی کووید-19 بوده است. علاوهبر این، خوشههای نوظهور پژوهشی موضوعاتی مانند تغییرات اقلیمی، جمعیتهای آسیبپذیر، فرهنگ، کیفیت زندگی، اخبار جعلی و هویت اجتماعی را در برمیگرفتند. یافتهها حاکی از آن بود که تأثیرات اجتماعی همهگیری، پس از پایان بیماری همچنان پابرجا خواهد ماند و نیاز است توجه ویژهای به پژوهشهای علوم اجتماعی درباره آثار کووید-19 در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی معطوف شود.
رویچودهوری، بانجا و بیسواس[4] (2022) به تحلیل کتابسنجی پژوهشهای مرتبط با کووید-19 در حوزه علوم اجتماعی پرداختهاند. یافتههای پژوهش نشان داد که موضوعات روانشناسی و اقتصاد بیشترین سهم را در پژوهشهای علوم اجتماعی مرتبط با کووید-19 داشتهاند و محورهای اصلی شامل مشکلات روانی-اجتماعی، مسائل اقتصادی، شیوع بیماریهای مشابه و کیفیت زندگی بوده است. همچنین، یافتهها بر اهمیت همکاریهای بینالمللی میان پژوهشگران بهویژه برای پرداختن به چالشهای خاص کشورهای در حال توسعه تأکید دارند.
لیو، یوان و ژو[5] (2022) با رویکردی کتابسنجی به بررسی وضعیت پژوهشهای علوم اجتماعی مرتبط با همهگیری کووید-19 پرداختهاند. یافتههای پژوهش نشان داد که بیشترین توجه پژوهشگران علوم اجتماعی به موضوعات سلامت روان و روانشناسی معطوف بوده و محورهای دیگری مانند بهداشت عمومی، سیاستگذاری سلامت، آموزش، و مسائل اقتصادی نیز مورد توجه قرار گرفتهاند. همچنین، ایالات متحده آمریکا بیشترین سهم را در تولید مقالات این حوزه داشته و دانشگاه هاروارد بهعنوان پیشتاز مؤسسات علمی معرفی شده است. تحلیل شبکههای همکاری نیز نشان میدهد که همکاریهای علمی عمدتاً تحت تأثیر موقعیت جغرافیایی کشورها قرار دارد.
مصطفوی، سجادیپور و حاضری (1404) طی پژوهشی به بررسی ساختار فکری مقالات علمی منتشر شده توسط پژوهشگران ایرانی در حوزه کووید-۱۹ پرداختند. یافتههای پژوهش نشان داد که کلیدواژههای پرتکرار مانند «پاندمی»، «عفونت» و «ایمنی» محوریت پژوهشها را تشکیل دادهاند. شبکه واژگانی مفاهیم نشاندهنده نقش کلیدی موضوعات متنوعی از قبیل فشارهای روانی ناشی از پاندمی، تاثیر فعالیتهای فیزیکی و فناوریهای نوین، درمانهای سلولی و دارویی، نقش فناوری نانو و هوش مصنوعی در مقابله با کرونا بوده است. تحلیل خوشهای، ۱۳ حوزه موضوعی را برجسته کرده که دامنه گستردهای از جنبههای بالینی، درمانی، اجتماعی و فناوری را دربرمیگیرد. نتایج این پژوهش نشان داد که تحقیقات کووید-۱۹ در ایران، متنوع و پویا بوده و با تمرکز جدی بر موضوعات مربوط به سلامت جسمی و روانی و فناوریهای نوین در مقابله با این بیماری، همکاریهای گستردهای در سطح بینالمللی داشته است.
بابائیان و همکاران (1403) در پژوهشی نظامند، به بررسی مداخلات مددکاران اجتماعی در حمایت از کودکان در دوران کرونا در چهار حوزه سلامت، خانواده، سیاستگذاری و فضای مجازی پرداختند و به نقش کلیدی مداخلات کودکمحور در مدیریت بحران تأکید نمودند. یافتهها نشان داد که حمایتهای سیاستی و آموزشی از مددکاران اجتماعی برای ارتقاء سلامت کودکان در شرایط بحرانی ضروری است. این مطالعه در چارچوب تغییرات اجتماعی پساکرونا، اهمیت ساختار دانشی مددکاری اجتماعی را در مواجهه با پیامدهای کووید-۱۹ برجسته ساخته شده است.
نتایج بررسی انتقادی مطالعات پیشین نشان میدهد که اغلب پژوهشهای علمسنجی در زمینه تغییرات اجتماعی ناشی از کووید-۱۹، عمدتاً به شناسایی خوشههای موضوعی و روندهای کلی تولید علم پرداختهاند و کمتر به تحلیل ترکیبی و میانرشتهای پیوندهای بین حوزههایی مانند سلامت، آموزش، جنسیت و نوآوری توجه داشتهاند. از سویی، ضعف قابلتوجهی در مطالعات مربوط به شبکه همکاریهای بینالمللی، سازوکارهای شکلگیری مفاهیم نوین اجتماعی، و کشف شکافهای دانشی مرتبط با پیامدهای بلندمدت اجتماعی مشاهده میشود. پژوهش حاضر با بهرهگیری از دادههای گستردهتر جهانی و با بهکارگیری روشهای پیشرفته تحلیل همرخدادی کلیدواژهها و مکاتبات چندگانه[6]، و نقشه راهبردی[7] قادر است ساختار دانشی حوزه را بهصورت نظاممند و شبکهای آشکار کند. مزیت ویژه این مطالعه، ارائه تصویری جامع از تعاملات بین حوزهای و الگوهای همکاری علمی، و نیز شناسایی حوزههای نوظهور در پژوهشهای پساکرونا است. این رویکرد تحلیلی باعث میشود پژوهش نهتنها به توصیف وضعیت موجود اکتفا نکند، بلکه با تحلیل پویاییها و روندهای شکلگیری دانش، مسیرهای آینده پژوهش و مداخلات سیاستی را نیز روشن سازد.
روش و دادههای پژوهش
پژوهش حاضر از نوع توصیفی - کاربردی است که با رویکرد علمسنجی انجام شده است. گردآوری دادههای کتابشناختی مطالعات در سطح جهانی از پایگاه اطلاعات علمی وب آو ساینس بهعنوان یکی از بزرگترین و معتبرترین پایگاه اطلاعات علمی استنادی صورت گرفت؛ برای این منظور با استفاده از استراتژی جستجوی زیر، دادهها از پایگاهداده جمعآوری شد:
"Social change*"
برای پالایش دادهها و حذف مقالات غیرمرتبط، فرآیندهای کیفی شامل بازبینی عناوین، چکیدهها و کلمات کلیدی بهصورت دستی و نیمهخودکار انجام گرفت تا فقط مدارک مرتبط با حوزه مطالعات اجتماعی پساکرونا وارد تحلیل نهایی شوند.
براساس جستجو در پایگاه اطلاعاتی وب آو ساینس، از سال 2022 تا 2024 تعداد 5036 مدرک به فرمت Bibtxt در قالب فایل متنی Notepad بازیابی شد. انتخاب این دوره زمانی برمبنای تمرکز بر تحقیقات پس از اوج همهگیری کووید-19 و مشاهده افزایش قابلتوجه تولیدات علمی در این سالها صورت گرفته است، چراکه از اوایل سال 2020 که شیوع بیماری آغاز شد، مقالات اولیه عمدتاً پراکنده و کمتر نظاممند بودند و از 2022 به بعد، شکلگیری و تثبیت ساختارهای پژوهشی در این حوزه قابل رصد و تحلیل دقیقتر میباشد. تحلیل دادهها با استفاده از نرمافزارهای اکسل، RStudio از طریق پکیج Bibliometrix و رابط گرافیکی آن یعنی Biblioshiny انجام شد. این پکیج بهصورت یک کتابخانه برای زبان برنامهنویسی R ارائه شده، در نتیجه امکان اجرای آن بهصورت مستقیم وجود ندارد و باید از محیط نرمافزار RStudio برای اجرای این کتابخانه استفاده شود. همچنین از شاخصهای H، G و M برای ارزیابی تولیدات علمی استفاده شد. تعریف مختصر هرکدام از شاخصها به این شرح است:
1) شاخص H یا شاخص هرش[8] معیاری برای سنجش تأثیر علمی یک پژوهشگر است که توسط خورخهای هیرش[9] (۲۰۰۵) معرفی شد. این شاخص براساس تعداد مقالات منتشرشده و میزان استنادهایی که به آنها شده است، محاسبه میشود.
2) شاخص G یا G-index معیاری برای سنجش تأثیر علمی یک پژوهشگر است که توسط لئو اگه[10] (۲۰۰۶) معرفی شد. این شاخص برای بهبود محدودیتهای شاخص H طراحی شده است و وزن بیشتری به مقالاتی که استنادهای زیادی دریافت کردهاند، میدهد.
3) شاخص M یا M-quotient معیاری برای ارزیابی بهرهوری علمی یک پژوهشگر در طول زمان است. این شاخص توسط خورخهای هرش پیشنهاد شده است تا محدودیتهای مرتبط باسابقه علمی پژوهشگران را برطرف کند.
در این مقاله از تجزیهوتحلیل مکاتبات چندگانه و نقشه راهبردی استفاده شده است. تجزیهوتحلیل مکاتبات چندگانه یک روش جامعهشناختی است که بهطور منظم استفاده میشود. در این رویکرد، دادههای گسترده با متغیرهای متعدد در یک فضای کمبعدی فشرده میشوند تا یک نمودار دوبعدی (سهبعدی) بصری ایجاد کنند. نقشه راهبردی، ابزاری تحلیلی در مطالعات علمسنجی است که برای تبیین ساختار علمی یک حوزه پژوهشی بهکار میرود. این نقشه بر مبنای دو شاخص اصلی مرکزیت و تراکم تنظیم میشود.
4) مرکزیت[11] نشاندهنده درجه تعامل یک خوشه موضوعی با سایر خوشهها در شبکه علمی است و میزان اهمیت استراتژیک یک موضوع را در ساختار کلی دانش مشخص میکند. مرکزیت بالا بیانگر آن است که خوشه مربوطه نقش محوری در حوزه پژوهشی ایفا میکند و با سایر موضوعات ارتباط قوی دارد (Callon et al., 1983).
5) تراکم[12] معیاری برای سنجش میزان توسعهیافتگی درونی خوشه است. تراکم بالا نشاندهنده انسجام مفهومی قوی، بلوغ نظری و گسترش زیرساختهای علمی درون خوشه است. بهعبارت دیگر، تراکم میزان غنای مفهومی و پیوندهای داخلی میان مؤلفههای یک موضوع را میسنجد (Callon et al., 1983).
یافتههای پژوهش
پس از پردازش و تحلیل دادههای کتابشناختی، چارچوب کلی تولیدات علمی و ارتباطات بین موضوعات شناسایی شد. در ادامه، یافتهها با تمرکز بر شاخصهای علمسنجی و نقشههای موضوعی ارائه میشوند تا ساختار دانش حوزه تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا روشن گردد.
1) روند رشد سالیانه تولیدات علمی حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا به چه صورت است؟
شکل 1، روند رشد سالیانه تولیدات علمی حوزه تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا را نشان میدهد. براساس این شکل، تعداد تولیدات سالیانه در این حوزه از 1425 مورد در سال 2022 آغاز و در سال 2024 به 1946 مورد رسید همچنین نرخ رشد سالانه آن برابر با 9/16 درصد است، که نشاندهنده روند صعودی انتشار تولیدات علمی در این زمینه میباشد.
2) پرتولیدترین نویسندگان، مجلات و دانشگاههای حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا کداماند؟
جدول ۱ رتبهبندی ده مجله برتر منتشرکننده مقالات حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا را براساس شاخصH, G و M، تعداد انتشارات، سال انتشار و ناحیهای که مقاله در آن قرار دارد، نشان میدهد. همچنین در این جدول، مجلات براساس تعداد انتشارات رتبهبندی شدهاند. در بازه زمانی مورد تجزیهوتحلیل، بیشترین فراوانی مربوط به مجلات Sustainability (64)، Technological Forecasting and Social Change (43) و Frontiers in Psychology (39) است. Technological Forecasting and Social Change (11=H) و پس از آن مجله Sustainability (9=H) دارای بالاترین شاخص H است.
همچنین طبق قانون برادفورد[13] مجلات به سه ناحیه تقسیم میشوند. ناحیه ۱، مجلات اصلی را بهعنوان مهمترین مجلات در این زمینه نشان میدهد. ناحیه 2، مجلاتی را نشان میدهد که هنوز مهم هستند اما نفوذ و استناد کمتری نسبت به مجلات ناحیه 1 دارند. ناحیه 3، مجلاتی را نشان میدهد که مقالات مرتبط را بهندرت منتشر میکنند. این مجلات معمولاً عمومیتر هستند و تمرکز خاصی بر یک حوزه علمی ندارند. تجزیهوتحلیل مجلات منتشرکننده مقالات حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا نشان داد که 264 مجله در ناحیه ۱ طبقهبندیشدهاند و مجلات باقیمانده در ناحیه ۲ و ۳ قرار دارند. مجلات ذکرشده در جدول 1، از جمله ده مجله برتر در ناحیه 1 بر اساس قانون برادفورد هستند و نقش فعالی در انتشار مقالات مرتبط با این حوزه موضوعی ایفا میکنند.
همانطور که در شکل 2 مشخص است، دانشگاه تورنتو[14]، دانشگاه کوئینزلند[15] و دانشگاه میشیگان[16] بهعنوان پرتولیدترین وابستگیهای سازمانی در میان تولیدات علمی حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا شناسایی شدند.
3) برترین نویسندگان حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا چه عملکردی داشتهاند؟
شکل 3 عملکرد نویسندگان را از نظر تعداد انتشارات و نیز نسبت تعداد استنادات بهازای سال در طول سالهای فعالیت علمیشان نشان میدهد. پویایی در تحقیقات نویسندگان را میتوان از سیر تحول تحقیقات آنها در تعداد مقالات منتشر شده و استنادات هر مدرک مشاهده کرد. هر دایره نشاندهنده عملکرد نویسنده در یک سال مشخص است. قطر دایرهها نشاندهنده تعداد مقالات منتشر شده توسط نویسنده و میزان پررنگ بودن دایره نیز بیانگر نسبت استنادات به ازای سال است. طبق این شکل، پراستنادترین نویسندگان این حوزه به ترتیب عبارتند از: شینیانگ وانگ[17] که در سال ۲۰۲3، 667/33 استناد بهازای سال، یاهوا وانگ[18] در سال ۲۰۲۲، 75/14 استناد، شیائولین ژانگ[19] در سال ۲۰22، 25/14 استناد بهازای یک سال دریافت کردند. همچنین جیاوئی لیو[20]، یفان وانگ[21]، یی هونگ لیو[22] و یونگیان لی[23] به ترتیب جزو پرتولیدترین نویسندگان تولیدات علمی در حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا هستند.
4) ارتباط میان کشورها، دانشگاهها و کلیدواژههای حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا به چه صورت است؟
شکل 4 تجزیهوتحلیل نشریات حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا را با محوریت روابط بین دانشگاهها، کلیدواژهها و کشورها نشان میدهد. ویژگیهای قابلتوجه در این شکل با مستطیلهایی با رنگهای مختلف نشان داده شد. ارتفاع مستطیلها در این شکل به میزان روابط ناشی از مؤلفه مستطیل (دانشگاه، کلیدواژه و کشورها) و نمودار سایر عناصر بستگی دارد. هر چه مؤلفه یا عنصر روابط بیشتری داشته باشد، طول مستطیل نیز بیشتر است.
مستطیل کلیدواژه Social change بیشترین ارتفاع را در مقایسه با مستطیل مربوط سایر کلیدواژهها دارد. در نتیجه میتوان گفت که این کلیدواژه نسبت به سایر کلیدواژهها بیشترین ارتباط را با فیلد کشور دارد. کلیدواژههای Social و Covid-19 نیز در رتبه دوم و سوم قرار گرفتهاند. براساس این شکل کشورهای آمریکا، استرالیا و کانادا در بیشتر موضوعات برتر این حوزه فعالیت داشتهاند. دانشگاه تورنتو، دانشگاه کوئینزلند و دانشگاه میشیگان نیز بیشترین مشارکت را در این موضوعات به خود اختصاص دادهاند.
جدول 2 کشورهای نویسندگان مسئول را نشان میدهد. آمریکا با 1049 مقاله دارای بیشترین تعداد مقالات بوده که نویسنده مسئول 908 مورد، از همان کشور است و 141 مقاله دیگر حاصل همکاری با سایر کشورها میباشد. کشور بریتانیا با 448 مقاله در رتبه دوم قرار گرفته که از این تعداد 314 مقاله در سطح ملی و 134 مورد دیگر حاصل همکاری با سایر کشورها میباشد. پس از آن، کشور چین با 336 مقاله قرار دارد که نویسنده مسئول 273 مورد از آنها از چین و 63 مورد دیگر حاصل همکاری بینالمللی است.
5) خوشههای موضوعی، پراستفادهترین کلیدواژهها و نیز وضعیت موضوعات مطرح شده در حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا به لحاظ میزان تراکم و مرکزیت به چه صورت میباشد؟
کلیدواژهها، خلاصه و پالایش سطح بالایی از هسته مقاله هستند و میتوانند محتوای اصلی آن را نشان دهند. فراوانی کلیدواژهها میتواند تاحدودی نشاندهنده تمرکز موضوعات در یک زمینه خاص باشد. رایجترین کلیدواژههای پایگاه اطلاعاتی[25] در جدول 3 نشان داده شده است.
6) ساختار مفهومی بروندادهای علمی در حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا به چه صورت است؟
در شکل 5 نقشه ساختار مفهومی بروندادهای علمی در حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا براساس کلیدواژههای پایگاه اطلاعاتی رسم شده است. خوشه قرمز نشاندهنده موضوعاتی همچون تغییرات اجتماعی و نگرشها، سلامت روان و هویت فردی، تجربیات اجتماعی زنان، رفتار کودکان در اجتماع است. خوشه آبی نشاندهنده عدالت اجتماعی در آموزش، تأثیر رسانه بر مشارکت اجتماعی، تغییرات قدرت سیاسی؛ خوشه سبز در مورد ادراک اجتماعی، رفتار جمعی، پشتیبانی اجتماعی و خوشه بنفش مربوط به علم و نوآوری، سیستمهای حکمرانی و پایداری ملی است. این شکل شباهت بین کلیدواژهها را با استفاده از فاصله صفحه نشان میدهد. کلیدواژههایی که در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفتهاند، نزدیک به مرکز مختصات کلی نمودار (نقطه تقاطع محورهای افقی و عمودی) قرار دارند. در مقابل، هرچه کلیدواژهها به لبههای نمودار نزدیکتر باشند، موضوع مطالعه کمرنگتر یا به موضوعات دیگر منتقل شدهاند.
7) راهبردهای مطالعاتی در حوزه موضوعی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا به چه صورت است؟
نمودار راهبردی (شکل 6) کلیدواژهها را براساس میزان توسعهیافتگی (سنجه تراکم) و میزان ربط (سنجه مرکزیت) در ۴ ناحیه تقسیمبندی نموده است. سنجه مرکزیت، معیاری برای سنجش درجه تعامل یا ارتباط یک خوشه با سایر خوشهها در شبکه علمی است. این شاخص نشان میدهد که یک موضوع تا چه میزان در ارتباط با سایر موضوعات و جریانهای علمی حوزه مورد بررسی قرار دارد. سنجه تراکم نشاندهنده درجه انسجام داخلی خوشه است؛ یعنی میزان توسعهیافتگی و بلوغ درونی مفاهیم و روابط بین عناصر تشکیلدهنده خوشه. تراکم بالاتر به معنای توسعهیافتگی علمی بیشتر یک موضوع و بلوغ شبکه مفاهیم داخلی آن است.
طبق شکل 6 در چارک اول نمودار (ناحیه بالا سمت راست)، خوشههای «سلامت، جنسیت، زنان، کودکان و رفتار»، و «تاثیر، مدیریت، قدرت، سیاستگذاری و علم» دارای بالاترین میزان توسعهیافتگی و ربط است که بهعنوان محرکهای اصلی پژوهشهای این حوزه شناخته میشوند و نقش بنیادین در توسعه این حوزه ایفا میکنند. در چارک دوم نمودار (ناحیه بالا سمت چپ) خوشه «سیاست، رسانه، فعالیت اجتماعی، دولت و مصرف» وجود دارد که با چارک سوم اشتراک دارد. این خوشه از نظر تراکم در سطح پایین و درصد مرکزیت آن نزدیک به صفر است. در چارک سوم (ناحیه پایین سمت چپ)، خوشه «آموزش، جامعه، کار، نژاد و فرهنگ» قرار گرفته است که این خوشه دارای پایینترین میزان توسعهیافتگی و ربط هستند و در نتیجه نابالغ و نوظهور تلقی میشوند که قابلیت رشد در مطالعات آینده این حوزه را دارند. همچنین خوشه «تغییر اجتماعی، هویت، الگو، نگرش و مشارکت» با چارک چهارم اشتراک دارد. این خوشه از نظر مرکزیت در سطح پایین و درصد تراکم آن نزدیک به صفر است.
بحث و نتیجهگیری
براساس یافتههای بهدستآمده از تحلیل ساختار دانشی مطالعات جهانی تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا، روشن است که این حوزه از سال 2022 تا 2024 تجربه رشد قابلتوجهی در تولیدات علمی داشته است. مجلاتی نظیر Sustainability، Technological Forecasting and Social Change و Frontiers in Psychology بهعنوان پیشگامان در انتشار مقالات مربوط به این حوزه شناخته میشوند که با پژوهشهای انجام شده توسط حمیدی و همکاران[26] (2024)، برایباردیز و همکاران[27] (2020) و رویچودهوری، بانجا و بیسواس (2022) همسو است. همچنین، دانشگاههای تورنتو، کوئینزلند و میشیگان به لحاظ تولید علم در این زمینه سهم بسزایی داشتهاند که مؤید یافتههای پژوهشهای حمیدی و همکاران (2024) و لیو، یوان و ژو (2022) است. نویسندگانی چون شینیانگ وانگ، یاهوا وانگ و شیائولین ژانگ با تولید مقالاتی پراستناد و با کیفیت، نقش حیاتی در پیشبرد و گسترش این دانش ایفا کردهاند. تحلیل کشورهای نویسندگان مسئول نشان میدهد که آمریکا با 1049 مقاله دارای بیشترین تعداد مقالات بوده که نویسنده مسئول 908 مورد، از همان کشور است و 141 مقاله دیگر حاصل همکاری با سایر کشورها میباشد. کشور بریتانیا با 448 مقاله در رتبه دوم قرار گرفته که از این تعداد 314 مقاله در سطح ملی و 134 مورد دیگر حاصل همکاری با سایر کشورها میباشد. پس از آن، کشور چین با 336 مقاله قرار دارد که نویسنده مسئول 273 مورد از آنها از چین و 63 مورد دیگر حاصل همکاری بینالمللی است که همسو با پژوهشهای انجام شده توسط حمیدی و همکاران (2024)، رویچودهوری، بانجا و بیسواس (2022) و لیو، یوان و ژو (2022) است.
تحلیل کلیدواژهها در مطالعات حوزه اجتماعی نشاندهنده توجه پژوهشگران به مفاهیمی همچون «سلامتی»، «جنسیت»، «سیاست»، «تاثیر»، «آموزش و پرورش» و «هویت» است؛ بررسیها نشان داد در مطالعات پیشین به حوزههای مطالعاتی همچون «سلامت روان»، «افسردگی»، «اضطراب»، «انزوای اجتماعی» و «تاثیر روانی» (Hamidi et al., 2024)، «ارزیابی تأثیر اجتماعی» و «کارآفرینی اجتماعی» پرداخته شده است (Baraibar-Diez et al., 2020).
با توجه به نقشه ساختار مفهومی بروندادهای علمی، خوشه قرمز شکل 5 نشاندهنده موضوعاتی همچون تغییرات اجتماعی و نگرشها، سلامت روان و هویت فردی، تجربیات اجتماعی زنان، رفتار کودکان در اجتماع است که همسو با خوشههای سبز، قرمز و زرد در پژوهش لیو، یوان و ژو (2022) است. همچنین، خوشه آبی شکل 5 نشاندهنده مفاهیم عدالت اجتماعی در آموزش، تأثیر رسانه بر مشارکت اجتماعی، تغییرات قدرت سیاسی است که همسو با خوشه بنفش در پژوهش لیو، یوان و ژو (2022) است. خوشه سبز شکل 5 در مورد ادراک اجتماعی، رفتار جمعی، پشتیبانی اجتماعی و خوشه بنفش مربوط به علم و نوآوری، سیستمهای حکمرانی و پایداری ملی است.
طبق نمودار راهبردی، در چارک اول نمودار، خوشههای «سلامت، جنسیت، زنان، کودکان و رفتار» و «تاثیر، مدیریت، قدرت، سیاستگذاری و علم» دارای بالاترین میزان توسعهیافتگی و ربط است که بهعنوان محرکهای اصلی پژوهش شناخته میشوند و نقش بنیادین در توسعه این حوزه ایفا میکنند. در چارک دوم نمودار خوشه «سیاست، رسانه، فعالیت اجتماعی، دولت و مصرف» وجود دارد که با چارک سوم اشتراک دارد. این خوشه از نظر تراکم در سطح پایین و درصد مرکزیت آن نزدیک به صفر است. در چارک سوم، خوشه «آموزش، جامعه، کار، نژاد و فرهنگ» قرار گرفته است که دارای پایینترین میزان توسعهیافتگی و ربط هست و در نتیجه نابالغ و نوظهور تلقی میشوند که قابلیت رشد در مطالعات آینده این حوزه را دارند. همچنین خوشه «تغییر اجتماعی، هویت، الگو، نگرش و مشارکت» با چارک چهارم اشتراک دارد. این خوشه از نظر مرکزیت در سطح پایین و درصد تراکم آن نزدیک به صفر است. در نهایت، شکل 6 یک تصویر جامع از ساختار دانشی مطالعات تغییرات اجتماعی در دوران پساکرونا ارائه میدهند که مؤید نتایج پژوهشهای پیشین است. در پژوهش انجام شده توسط باجی و جوکار (2022)، خوشههای 4 (حمایت اجتماعی) و 5 (اثرات اجتماعی کووید-19) مهمترین و مرکزیترین خوشههای ادبیات کووید-19 در حوزه علوم اجتماعی هستند که در چارک اول نمودار راهبردی قرار دارند. این خوشهها، موضوعات مربوط به شروع همهگیری، مانند کنترل سلامت، کیفیت زندگی، حقوق اجتماعی و محدودیتها و اثرات اجتماعی همهگیری مانند روانشناسی، مسائل مالی و آموزش را پوشش میدهند. حوزههای موضوعی مسائل زیستمحیطی(خوشه 1)، خدمات اجتماعی (خوشه 2) و مدیریت بحران (خوشه 3) در چارک سوم قرار دارند که خوشههای مرکزی اما نوظهور و در حال توسعه هستند. این خوشهها شامل موضوعات مناطق و گروههای سنی، رفاه اجتماعی، روانشناسی بالینی، مراقبتهای بهداشتی، مدیریت سلامت جامعه، حقوق و محدودیتهای اجتماعی، داروی کووید-19، فناوری و تکنولوژی، تجارت و مدیریت، آموزش و پرورش و فعالیتهای اجتماعی است. همچنین، یافتههای چاتورودی و همکاران[28] (2021) نشان داد که همهگیری کووید-19 تأثیر قابلتوجهی بر سلامت روان، آموزش و روال روزانه دانشآموزان داشته است و مؤید یافتههای پژوهش حاضر است. همچنین، یافتههای پژوهشهای چن و همکاران[29] (2020) و گائو و همکاران[30] (2020) با مطالعات موضوعی ترس و اضطراب از اثرات روانی قابلتوجه همهگیریهای کووید-19 مؤید نتایج پژوهش حاضر است. از مطالعات انجام شده دیگر، یافتههای پژوهش رویچودهوری، بانجا و بیسواس (2022) با شناسایی مفاهیم موضوعی مشکلات روانی-اجتماعی و اقتصاد و مدلسازی کسب و کار و تحقیقات در مورد شیوع سارس و کیفیت تجربیات زندگی، مؤید نتایج پژوهش حاضر است. و نیز، یافتههای پژوهش صفری شالی و اسلامی (1402) نشان داد که فقدان احساس امنیت روانی، از بینرفتن انگیزه، رواج احساس افسردگی، اجتماعگریزی و غیره از جمله آسیبهای دوران همهگیری کووید-19 است.
بررسی ساختار دانشی مطالعات معاصر نیز تأیید میکند که پژوهشهای اخیر، عمدتاً بر پیچیدگی و میانرشتهای بودن مسائل اجتماعی دوران پساکرونا تأکید دارند و وابستگی صرف به مدلهای تکبعدی، پاسخگوی نیازهای جامعه امروزی نیست. پژوهشها با تحلیل روشمند جریانهای پژوهشی و شناسایی شکافهای دانشی در حوزه تغییرات اجتماعی، نشان دادند که عبور از رویکردهای سنتی و تکیه بر مدلهای سیستمی، تعاملی و نوآورانه، میتواند راهگشای مدیریت و ساماندهی تحولات اجتماعی در دوران پساکرونا باشد. این امر همسو با یافتههای علمسنجی این مطالعه است که بر لزوم توسعه همگرایی بین حوزههای سلامت، آموزش، جنسیت و نوآوری برای غلبه بر اثرات بحرانهای جهانی تأکید دارد (کریمی ریابی و همکاران، 1400؛ ربیعی کهندانی، 1400؛ Rodríguez-Sabiote et al., 2022؛ Pelling et al., 2022؛ Leach et al., 2020).
یافتههای پژوهش حاضر تصویر روشنی از ساختار توسعه موضوعی تغییرات اجتماعی پساکرونا ارائه میدهد که نشاندهنده تمرکز قوی بر حوزههای سلامت روان، عدالت آموزشی، جنسیت و سیاستگذاری است، درحالیکه حوزههایی مانند آموزش، جامعه، کار، نژاد و فرهنگ هنوز نیازمند توجه و توسعه بیشتر هستند. برای سیاستگذاران توصیه میشود با بهرهگیری از این نتایج، سیاستهای جامع و میانرشتهای با تأکید بر تابآوری، عدالت و مشارکت اجتماعی طراحی کنند و ضمن تقویت همکاریهای بینالمللی، منابع تحقیقاتی را به سمت پوشش شکافهای دانشی هدایت نمایند. همچنین پژوهشگران میتوانند با تمرکز بر موضوعات نوظهور و کمتر توسعهیافته، نقشی مؤثر در تعمیق دانش اجتماعی پساکرونا ایفا کنند و با استفاده از رویکردهای تعاملی و چندبخشی، راهکارهای علمی و عملی برای بهبود کیفیت زندگی در جوامع پساکرونا ارائه دهند. این رویکرد همزیستی علمی و سیاستی میتواند به بازسازی بهتر، پایدارتر و انسانیتر جوامع کمک کند.
[1]. Build Back Better (BBB)
[2]. Mostafavi & Bigdeloo
[3]. Baji & Jowkar
[4]. Roychowdhury, Bhanja & Biswas
[5]. Liu, Yuan & Zhu
[6]. Multiple Correspondence Analysis (MCA)
[7]. Strategic Diagram
[8]. Hirsch Index
[9]. Jorge E. Hirsch
[10]. Leo Egghe
[11]. Centrality
[12]. Density
[13]. Bradford law
[14]. University of Toronto
[15]. University of Queensland
[16]. University of Michigan
[17]. Xinyang Wang
[18]. Yahua Wang
[19]. Xiaolin Zhang
[20]. Jiawei Liu
[21]. Yifan Wang
[22]. Yihong Liu
[23]. Yongyan Li
[24]. Boblioshiny
[25]. Keywords Plus
[26]. Hamidi et al.
[27]. Baraibar-Diez et al.
[28]. Chaturvedi et al.
[29]. Chen et al.
[30]. Gao et al.